به مناسبت روز بزرگداشت زبان فارسی

فارسی؛ زبانِ دیگرِ تولید معارف اسلامی

عصر تحمیل واژگان سنگین و غیرکارکردی به پایان رسیده است؛ عقلانیت انتقادی نیازمند زبانی زنده، صریح و اندیشه‌ساز است. بر این مبنا، تز بنیادین حوزه در نسبت با زبان چنین سامان می‌یابد: «حوزه انقلابی، زبان مردم را زبان خود می‌داند؛ فارسی نه رقیب زبان عربی، بلکه زبانِ دیگرِ تولید، تکوین و بومی‌سازی معارف اسلامی در جامعه ایرانی است.»

 

در ادوار اخیر، تصوری دیرپا اما سطحی در افکار عمومی رسوخ کرده که حوزه‌های علمیه را کانون تصلب زبانی و بی‌اعتنا به زبان مادری نشان می‌دهد؛ انگاره‌ای که ادعا می‌کند عقلانیت حوزوی سرشتی یکسره عربی‌مآب دارد و هرگونه اهتمام به فارسی، خروجیِ نهادهای روشنفکری خارج از حوزه است.

این ثنویت کاذب («حوزه = متکلم به عربی / بیرون = حافظ فارسی»)، بیش از آنکه متکی بر تبارشناسی تاریخی باشد، معلول صورت‌بندی‌های ژورنالیستی معیوب و گاه کم‌کاری‌های درون‌نهادی در تدوین نظریِ «زبان تبلیغ» است.

اگر به افق تاریخ معرفت اسلامی بنگریم، فارسی نه‌تنها غریبه نبوده، بلکه یکی از دو بال اصلی زایش و تکوین تمدن اسلامی به شمار می‌رفته است. عالمان برجسته سنت شیعه و متفکران مسلمان، هیچ‌گاه زبان دین را در مدار زبان قومیت یا جغرافیا متوقف نکردند. از شکوهمندی «کیمیای سعادت» تا منظومه‌های اخلاقی و فقهی ملامحسن فیض کاشانی و آثار علامه مجلسی در بومی‌سازی حدیث، همواره یک تصمیم معرفت‌شناختی در جریان بوده است: انتقال دین از ساحت انتزاع به زیست‌جهان توده‌ها بدون ابزار فارسی ممکن نیست.

زبان فارسی در این دیدگاه، «ظرف منفعل ترجمه» نبود، بلکه «زبان مولدِ حکمت» شد؛ دستگاهی مفهومی که توانست عرفان نظری، حکمت عملی و کنش سیاسی شیعه را در تاروپود وجدان جمعی ایرانیان ریشه بدواند.

این سلوک اندیشه‌ای در امتداد تاریخی خود، در کانون نظریه‌پردازی انقلاب اسلامی قوام یافت و به یک منظومه چندنسلی ارتقا پیدا کرد:

امام خمینی(ره)؛ تأسیس عقلانیت سیاسی با بیان بومی: امام راحل، پروژه تفکر اسلامی را از حواشی به میدان آورد. ایشان در آثاری چون «چهل حدیث» و متون سلوکی، نشان دادند که عمیق‌ترین ظرایف معرفتی را می‌توان در کالبد فارسیِ متقن و بی‌تکلف نشاند. برای امام، فارسی‌نویسی صرفاً یک ترجیح نبود، بلکه زبانی برای احیای خودآگاهی تاریخی و پیوند زدن فقه با اراده عمومی بود.

شهید خامنه‌ای؛ بازتعریف زبان ملی به‌مثابه ثروت تمدنی: ایشان زبان فارسی را از سطح ابزار ارتباطی، به «مسئله امنیت هویتی و اقتدار فکری» ارتقا دادند. هشدارهای صریح پیرامون صیانت از ساختار نحوی و واژگانی زبان ملی و ترویج مداوم متون فاخر، در واقع نهیبی به بدنه اندیشه‌ورز بود تا از استحاله معرفتی در برابر الگوهای وارداتی ممانعت کند.

آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای؛ پاسداری از پیوستار زبانی در امتداد امر اجتماعی: در این افق، زبان فارسی وجهِ سازنده انسجام فرهنگی و رشته پیونددهنده ذهنیت سنتی با دگرگونی‌های اجتماعی خوانده می‌شود؛ تلاشی برای جلوگیری از انکسار پیوند میان حافظه تاریخی حوزه و نبض جامعه معاصر.

امروز این گفتمان به حساس‌ترین گلوگاه تاریخی خود رسیده است. مواجهه با نسل جدید، طلاب جوان و زیست‌بوم نسل Z، نیازمند صورت‌بندی نوینی از نسبت فرم و محتواست. روحانیتی که نتواند مبانی عمیق حکمی، اخلاقی و فقهی خود را به زبانِ روزآمد، پیراسته، چندلایه و گویای فارسی تبدیل کند، عملاً دچار انقطاع ارتباطی با واقعیت میدان خواهد شد. تسلط بر ادبیات عرب کلید ورود به خوانش متن است، اما توانایی در زبان‌آوری فارسی، شرط امکانِ تولید معنا در دنیای معاصر است.

عصر تحمیل واژگان سنگین و غیرکارکردی به پایان رسیده است؛ عقلانیت انتقادی نیازمند زبانی زنده، صریح و اندیشه‌ساز است. بر این مبنا، تز بنیادین حوزه در نسبت با زبان چنین سامان می‌یابد: «حوزه انقلابی، زبان مردم را زبان خود می‌داند؛ فارسی نه رقیب زبان عربی، بلکه زبانِ دیگرِ تولید، تکوین و بومی‌سازی معارف اسلامی در جامعه ایرانی است.» پاسداشت ۲۷ شهریور، یادآوری این حقیقت معرفتی به فضلای جوان است که صیانت از دین، از معبر پاسداری از زبان ملی و ارتباط زنده با جامعه می‌گذرد.

 

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها