روحانیون مبارز

شجاع،صریح، پیشگام

آیت‌الله سیدمحمدرضا سعیدی خراسانی به‌عنوان یکی از پیشگامان صریح، شجاع و کم‌ملاحظه مبارزه روحانیت با رژیم پهلوی جایگاهی ممتاز دارد. هرچند حیات سیاسی و مبارزاتی او در قیاس با برخی دیگر از همراهان امام خمینی(ره) کوتاه بود، اما شهادت او به نقطه عطفی در خروج جریان مذهبی از وضعیت رکود و انفعال بدل شد و آثار عمیق داخلی و بین‌المللی بر جای گذاشت.

 

آیت‌الله سعیدی در دوم اردیبهشت ۱۳۰۸ در مشهد متولد شد و پس از طی تحصیلات مقدماتی، برای ادامه تحصیل علوم اسلامی به حوزه علمیه قم رفت. وی سال‌ها در درس آیت‌الله بروجردی و به‌ویژه امام خمینی(ره) شرکت کرد و بیش از چهارده سال، افزون بر بهره علمی، از اندیشه سیاسی، روحیه مبارزاتی و روش کنشگری امام تأثیر پذیرفت. این پیوند فکری و عاطفی، سعیدی را به روحانی‌ای بدل ساخت که نه‌تنها به مبارزه اعتقاد داشت، بلکه هزینه آن را نیز آگاهانه می‌پذیرفت.

با آغاز نهضت اسلامی در سال ۱۳۴۱، آیت‌الله سعیدی بی‌درنگ به صف یاران امام پیوست. فعالیت‌های تبلیغی او در کویت، که به دعوت ایرانیان مقیم آن کشور انجام می‌شد، به فرصتی برای افشای ماهیت رژیم پهلوی و آگاه‌سازی سیاسی ایرانیان خارج از کشور بدل شد. او در منابر و مساجد کویت، بی‌پروا علیه شاه و ساختار وابسته حاکمیت سخن گفت؛ امری که نشان می‌دهد مبارزه او محدود به جغرافیای ایران نبود، بلکه نگاهی فراملی به نهضت اسلامی داشت.

در سال ۱۳۴۴، سعیدی به دعوت مردم میدان خراسان تهران، مسئولیت مسجد امام موسی بن جعفر(ع) را بر عهده گرفت. این مسجد به‌سرعت به یکی از کانون‌های اصلی مبارزه فکری، دینی و سیاسی بدل شد و نقشی مشابه مسجد هدایت ایفا کرد.

تشکیل کلاس‌های ایدئولوژیک برای جوانان و زنان، تربیت نیروهای متعهد و آگاه و پیوند دادن دیانت با مسئولیت اجتماعی، از ویژگی‌های برجسته فعالیت او در این دوره است. نامه تشویق‌آمیز امام خمینی از نجف، که در آن از هجرت سعیدی به تهران و نیاز مرکز به «علمای عامل» یاد شده، گواه جایگاه ویژه او نزد رهبر نهضت است.آیت‌الله سعیدی از معدود روحانیانی بود که در فضای اختناق‌آمیز دهه ۱۳۴۰، بی‌واهمه به نقد مستقیم شاه، آمریکا و ساختار سلطه جهانی پرداخت.

سخنرانی‌های تند او علیه رئیس‌جمهور آمریکا، دفاع صریح از امام خمینی و افشای جنایات ساواک ـ از جمله حمله به مدرسه فیضیه ـ سبب شد به‌طور مستمر تحت نظر و فشار قرار گیرد. او در منابر خود، مبارزه را جزئی از هویت شیعی می‌دانست و با ادبیاتی عاشورایی، زندان، تبعید و شکنجه را «طبیعی‌ترین هزینه راه حق» معرفی می‌کرد.

همین صراحت و شجاعت، سعیدی را به چهره‌ای الهام‌بخش برای نیروهای جوان مذهبی بدل ساخت.شهادت آیت‌الله سعیدی در زندان ساواک، نقطه اوج این تقابل بود. ساواک کوشید با صدور اطلاعیه‌ای محرمانه، مرگ او را ناشی از سکته قلبی جلوه دهد؛ اما این روایت نه‌تنها پذیرفته نشد، بلکه به گسترش خشم عمومی انجامید. دفن شبانه و مخفیانه پیکر او، خود به قرینه‌ای مهم در ذهن افکار عمومی بدل شد. واکنش‌های گسترده حوزه علمیه قم، اجتماعات اعتراضی در مدرسه فیضیه، اعلامیه‌های علما و مراجع، و سخنرانی‌های افشاگرانه، نشان داد که شهادت سعیدی نتوانسته جنبش را مرعوب کند، بلکه آن را وارد مرحله‌ای تازه کرده است.

واکنش امام خمینی(ره) به شهادت آیت‌الله سعیدی، از حیث سیاسی و راهبردی اهمیت ویژه‌ای دارد. امام، ضمن محکوم‌کردن این جنایت، آخرین مواضع شهید سعیدی درباره سرمایه‌گذاری خارجی و سلطه اقتصادی را برجسته کرد و شهادت او را در امتداد مبارزه با استعمار تفسیر نمود. همین بیانیه سبب شد ساواک کنترل شدیدی بر رفت‌وآمدها اعمال کند و حتی پس از شهادت، از انتشار گسترده پیام امام جلوگیری نماید.

 

در سطح بین‌المللی نیز شهادت سعیدی بازتاب یافت. اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا، جبهه ملی ایران در خارج از کشور و حتی برخی رسانه‌های غربی، مسئولیت این جنایت را متوجه رژیم پهلوی دانستند. این بازتاب‌ها نشان داد که شهادت او، مرزهای داخلی را درنوردید و به مسئله‌ای جهانی بدل شد.

او در سخنرانی‌های خود بارها هشدار داده بود که هزینه‌دادن شرط پیروزی است و مبارزه بدون تحمل رنج، توهمی بیش نیست:«تبعید مسافرت ماست؛ کتک‌خوردن کیف و خوش‌گذرانی ما شیعه‌هاست؛ زندان استراحتگاه ماست… مبارزه این است، نه این‌که خون از دماغ کسی نیاید.»همین منطق بود که پس از شهادتش، به سرمایه‌ای معنوی برای نیروهای مذهبی بدل شد و آنان را از تردید و محافظه‌کاری عبور داد.

برای مطالعه بیشتر: مجاهد عزیز و بنیان گذار اندیشه قانون اساسی جمهوری اسلامی

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

لینک کوتاه: