به گزارش رحا، حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسین بستان، عضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در گفتاری به بررسی هویت زن بر اساس کتاب «جامعهشناسی جنسیت با رویکرد اسلامی» پرداخت.
جایگاه جامعهشناسی جنسیت
موضوع جامعهشناسی جنسیت یکی از شاخههای رشته جامعهشناسی است که نسبت شاخههای متاخر آن بستر اجتماعی و تاریخی که منجر به ظهور و بروز این مباحث شده، بیشتر مباحث فمنیستی در غرب بوده است.
با گسترش مطالعات زنان در حوزهها و رشتههای مختلف؛ یکی از رشتههایی که برایشان اهمیت داشته و بهلحاظ تأثیر اجتماعی قابل اغماض نبوده و باید حتماً ورود میکردند و تحلیلهایی را ارائه میدادند همین جامعهشناسی جنسیت بود.
پارادایمها در رفتارهای اجتماعی
وقتی که میگوییم روش علمی، اصلاً روش علمی چیست؟ ما پارادایمهای مختلفی در امور اجتماعی داریم، پارادایمهایی که تأکیدشان بر مطالعه رفتارهای اجتماعی است. بهطور خاص پارادایمهای رفتارگرایی به آن اشاره میکنند که موضوع مطالعه خودش را در مسائل اجتماعی رفتارها و کنشهای اجتماعی میداند. آدمها چطور رفتار میکنند و چرا اینطور رفتار میکنند؟
رویکرد دیگری وجود دارد که میگویند که ما نمیخواهیم خیلی وارد جزئیات رفتار افراد بشویم، آنچه بیشتر در موضوعات اجتماعی موضوعیت دارد، مطالعه کلان هست؛ یعنی میخواهیم به ساختارهای اجتماعی توجه کنیم.
نگاه پارادایم تقریباً همین است که ما بهجای اینکه وارد جزئیات و افراد و نظریهها و نظریهپردازان بشویم، کمی عقبتر برویم و از دور نگاه کنیم که اصلاً این جامعهشناسی چه چیزی است.
رشته جامعهشناسی رشتهای است که خیلی تنوع دارد. اینها ادعا میکردند که جامعهشناسی مادر همه علوم است و اغراق هم میکردند؛ اما از یک جهت درسهایی که مطرح میکردند درست است؛ یعنی به این معنا تقریباً هر چیزی که در جامعه اتفاق میافتد، حتی در نگاه اول ممکن است بگویید که ربطی به جامعهشناسی ندارد؛ این همه علوم مختلف داریم و این را باید در علوم دیگر برویم و بررسی کنیم. مثلاً پزشکی؛ پزشکی یک رشته علمی است که شما در رشته علومتجربی، دانشگاه که رفتید پزشکی بخوانید و با مسائل پزشکی آشنا شوید.
جامعهشناسان میگویند آن مهارتهای پزشکی و درمان و بیماریها و ویروسها و… که کار ما نیست؛ اما همین مسئلهای که به علومتجربی و علوم طبیعی تعلق دارد؛ وقتی دقت میکنیم، میبینیم که یک سویههای اجتماعی پیدا میکند؛ یعنی با جامعه تأثیر متقابل دارد، یکدفعه میبینید یک بیماری مثل کرونا پیدا میشود و کل مراسمها و برنامههای اجتماعی را تغییر میدهد، کل برنامه دانشگاهها و مدارس و تمام روابط خویشاوندی را بههم میریزد. اینها بحث اجتماعی است. همه خانه همدیگر میرفتند، اما با پیامک دیگر نمیشد خانه کسی رفت.
یک مسئلهای است که مربوط به دانش دیگری است؛ اما سویه اجتماعی پیدا میکند. جامعه شناس میگوید این کار من است که جنبههای اجتماعی، تأثیرات و پیامدهای اجتماعیاش را بررسی کنم.
زمینههای حقخواهی زنان
یک موج اولی بود که در واقع فعالیت اولیه اینها بود. اینها دامنه موضوعاتشان محدودتر بود، آنقدر گسترش پیدا نکرده بود؛ چون بحث انقلابهای اروپا و انقلاب فرانسه اتفاق افتاد و بحث لیبرالیسم و بحث بازنگریهایی که در حقوق بشر و بازنگریهای این چنینی در جریان انقلاب فرانسه اتفاق افتاد و نظامهای سلطنتی که در اروپا فرانسه و کشورهای غربی وجود داشت یکییکی از بین رفتند و نظامهای جمهوری آمد و در رأسشان هم فرانسه بود که مهد آزادی شناخته میشود، آن نظام استبدادی را با انقلاب کبیر فرانسه از بین بردند و بحث لیبرالیسم و آزادیهای اساسی انسان را مطرح کردند. کمکم زمینهای شد که بعضی از خانمهایی که اهل مطالعه و تأمل بودند، گفتند بحث آزادی و برابری و شعارهای این چنینی که میدادند در آن زمان انقلاب فرانسه این مباحثی که شما مطرح میکنید درست؛ اما سؤال این است که جایگاه زنان در این قضیه چیست؟ آزادی است؟ آزادی مرد منظورتان است؟ برابری که میگویید برابری مردان منظورتان است؟ یعنی زنان اصلاً در این بازی نیستند؟ این سؤال جدی بود؛ یعنی آنها که انقلاب کردند شاید به این جنبه توجه نکرده بودند. بنابر این زمینه بحث دفاع از حقوق زنان شد و خیلی هم طولانی شد اینطور نبود که یک روزه جواب دهد، دهها سال طول کشید.
حق رأی زنان
اکنون که بحث آزادی سیاسی مطرحشده، نظام دموکراسی حاکم شده، شاه و سلطان و اینها دیگر حاکم نیست، مردم رأی میدهند و انتخاب میکنند. تا مدتها تا چندین دهه مردها انتخاب میکردند، زنها نقشی نداشتند. مطالبه مهمشان این بود که زنها هم باید حق رأی داشتهباشند. زنها هم باید بتوانند رأی بدهند. این مطالبات در این حد بود یا در حد آموزش بود؛ مثلاً دانشگاه بروند. محروم بودند. خود این یک داستانی دارد که زنان غربی در طول تاریخ چه بدبختیهایی داشتند و میتواند خیلی دلالتبخش و آموزنده باشد و چه زمینههایی باعث شد که این نکته هست که آنها در افراط افتادند. از جمله اینکه جنبههای سیاسی به آن دادند و بحث همجنسگرایی در واقع ریشههای اینطوری دارد؛ یعنی از یک مطالبات اولیهای که مثلاً حقوق برابر و حق اشتغال و از این قبیل بود، به یک چنین نقطهای رسیدند که بخواهند مطالبات غیر اخلاقی داشته باشند.
سوءاستفاده غرب از زنان در فعالیتهای اجتماعی
وقتی کسی را بیش از حد عصبانی میکنی ممکن است به شما فحش بدهد. یک مقداری واکنشی است به آن رفتارهای نامناسب که واقعاً محروم بودند از حقوقی که ممکن است الان برای ما عجیب باشد. اگر پولی هم در میآورد؛ اسلام 1400 سال پیش گفتهاست، زن اگر درآمدی کسب کرد برای خودش است. آنها میگفتند نه اینطور نیست، درآمد مستقلی ندارد؛ مال پدر بود، مال شوهر بود؛ یک مقداری این واکنش به آن ظلمها بود.
یک بخشی اسمش را مطالبات برحق بگذاریم، خب به آنها ظلم شده است. ولی از آنطرف، به هر حال یک سری عوامل دیگر مثل منافع سرمایهدارها؛ چه نقشی داشتند در اینکه زنها را از خانهها بیرون بیاورند و در کارخانهها…؛ واقعاً دلشان برای زنها سوخته بود و میخواستند زنها به حقوقشان برسند یا حساب درآمد خودش را میکردند که این نیرو و ظرفیت و پتانسیلی است که دارد هدر میرود و من میتوانم سود خودم را چندین برابر کنم. این خانمها را وقتی در کارخانهها بیاوریم، هم قانع ترند و هم جایگاهشان مثل مردها نیست؛ چون تازهکار هستند و هم حقوق کمتری به آنها میدهم و خیلی چیزهای دیگر؛ مثلاً بحث بچهداری و زایمان و اینها در زندگی خانمها هست. اینها هم یک مستمسک خوبی است. من منافعم برایم مهم است. آنجایی که نیروی کار نیاز دارم یک تشویقی میکنم که اینها سریع بیایند. در واقع یک موج ضد خانوادگی راه میاندازم، برخلاف خانوادهگرایی که اینها بیشتر در کارخانه و.. بیایند.
گزارشگر: بابک شکورزاده