پرسش اصلی این یادداشت آن است که آیا واقعاً مسئله، «اجبار» است؟ یا ما با استثمار مفهومیِ زن و آزادی مواجهایم؟
بیحجابی اجباری
قبل از اینکه به تعبیر مسامحه آمیز «حجاب اجباری» بپردازیم، باید مروری بر پیشینه «بیحجابیاجباری» داشته باشیم. رضاخان پهلوی در سفری که در سال 1313ش به ترکیه داشت با دیدن زنان بیحجاب، عنان از کف برید و پیشرفت زنان را در کشف حجاب و فرهنگ آتاتورکی دید. با پیگیری و تاکیدی که بر این امر داشت، در 17دی 1314ش قانون منع استفاده از چادر، روبنده و روسری تصویب شد و برای اولین بار همسر و دختران شاه و جمعی از همسران وزیران در جشنی که به همین منظور در دانشسرای مقدماتی برگزار شده بود، در برابر دیدگان عموم، بدون حجاب حضور پیدا کردند. علمای بزرگی همچون سیدابوالقاسم کاشانی به این قانون اعتراض کردند اما همه اعتراضات روحانیون و مخالفین بیحجابی اجباری توسط حکومت رضاخان سرکوب شد.
بدیهی است این اتفاق به یکباره در ایران عملی نشد. علی اصغر حکمت که از طرف شاه مامور زمینه سازی برای این خیانت بزرگ بود، اقدامات زمینه ساز زیادی را در سرتاسر ایران انجام داد از جمله آموزش به دانش آموزان در چهار سال اول دبستان، ایجاد کانونهایی برای تبلیغ و جذب زنان نوگرا که رضاشاه به پاس این خدمت او را از کفالت به وزارت معارف منصوب کرد.
در نهایت پس از 6 سال، با روی کار آمدن محمدرضا پهلوی و با اصرار علما، این قانون در سال 1320ش لغو شد. پس از آن، انتشار دو فتوا از آیت الله سیدحسین بروجردی و آیت الله سیدمحمدتقی خوانساری که بر لزوم حجاب و تحریم بیحجابی تاکید میکرد، موجب تشویق و گرایش مردم به حجاب شد.
امام خمینی (ره) در نخستین موضعگیری خود درباره مسئله کشف حجاب، دو سال پس از عزل رضاخان در کتاب کشف الاسرار، آن را اقدامی ننگین، ظالمانه و ناعادلانه خوانده و آن را خیانتی بزرگ به کشور دانسته است. ایشان بارها به این مسئله اشاره کرده و آن را جنایت و توطئهای سیاسی برای پایمال کردن ارزش زن و گسترش فساد و از مصادیق سلب آزادی از زنان دانسته است. عملی که جوانان را از غارت منابع ملی غافل کرد.
رهبر معظم انقلاب نیز از این اتفاق به جنایت بزرگ یاد کرده که با چماق رضاخانی انجام شد و سلامت زن و مرد و جامعه را به خطر انداخت و به دنبال غربیسازی جامعه مسلمان ایرانی بود.
حجاب اسلامی در مقابل حجاب اجباری
پس از انقلاب اسلامی مسئله حجاب بار دیگر پررنگ شده و چگونگی لزوم حجاب در جامعه مطرح میشود. گرچه مخالفین سعی دارند با عبارت حجاب اجباری آن را نکوهش کرده و مخالف آزادی زنان تلقی کنند اما با پاسخ دقیق و محکم امام خمینی (ره)، زاویه دید درستی به مسئله حجاب اجتماعی مطرح میشود. تاکید حضرت امام (ره) بر روی کلیدواژه «حجاب اسلامی» است که نه تنها فقط در چادر مصداق پیدا نمیکند بلکه مانع فعالیتهای اجتماعی زنان هم نیست.
ایشان در پاسخ به سوال یک خبرنگار فرانسوی در مورد نوع حجاب در حکومت اسلامی میفرماید:
«حجاب به معنای متداول میان ما، که اسمش حجاب اسلامی است، با آزادی مخالفتی ندارد؛ اسلام با آنچه خلاف عفت است مخالفت دارد. و ما آنان را دعوت می کنیم که به حجاب اسلامی روی آورند. و زنان شجاع ما دیگر از بلاهایی که غرب به عنوان تمدن به سرشان آورده است به ستوه آمده اند و به اسلام پناهنده شده اند.»
ایشان نسبت بین زن، آزادی و اجتماع را نیز به خوبی تبیین کرده و میفرماید:
«در خصوص زنان، اسلام هیچ گاه مخالف آزادی آنان نبوده است. بر عکس اسلام با مفهوم زن به عنوان شیء مخالفت کرده است و شرافت و حیثیت او را به وی باز داده است. زن مساوی مرد است. زن مانند مرد آزاد است که سرنوشت و فعالیتهای خود را انتخاب کند … ما میخواهیم که زنان را از فساد – که آنان را تهدید میکند- آزاد سازیم.»
در مقابل اما جریانات و گروههای مخالف سیاسی و اپوزوسیون بر روی واژه «حجاب اجباری» موج سازی کردند. برخی از فعالین فمینیست سکولار به بهانه حمایت از حقوق زنان، در نشریات و فعالیت های رسانه ای خود، آن واژه را مطرح میکردند. اخیرا نیز توسط رسانههای مخالف و خصوصا بعد از آشوبهای موسوم به زن زندگی آزادی در سال 1401، به یکی از دستمایههای اصلی مخالفین داخلی و خارجی جمهوری اسلامی در دفاع از حقوق زنان تبدیل شده است. این در حالی است مدعیان این جریان، نه تنها هیچ توجهی به پیشرفتها، موفقیتها و حتی مشکلات زنان و دخترانی که دارای پوشش اسلامی هستند، نکرده و هیچ واکنشی نسبت به حقوق آنان از خود بروز نداده اند بلکه در عمل به آنان توهین کرده و آنان را حامی حکومت و حکومتی نامیدهاند. گویا دفاع از حقوق زن و استفاده از عبارت حجاب اجباری نه برای هویت زن و آزادی او بلکه برای دشمنی با حاکمیت اسلام و جامعه اسلامی است.
آزادی یا استثمار
با بررسی این دو برهه تاریخی، نگرش و رفتارهای مخالفین حجاب اسلامی روشن میشود یک جریان واحد در یک برهه به وضوح بیحجابی اجباری را محقق میکند و در برههای دیگر با استفاده از عبارت «حجاب اجباری» سعی دارد «حجاب اسلامی» را بیارزش تلقی کرده و پیشرفت و آزادی زن را فقط در بیحجابی نشان بدهد. در واقع هیچ کدام به دنبال ارزشهای واقعی زن و آزادی او نیستند بلکه هر دو (خواسته یا ناخواسته) متاثر از اهداف و برنامههای استثمارگرای غرب یک هدف را دنبال میکنند؛ زدودن اسلام از جامعه و سکولار سازی آن. پرسش اساسی این است: اگر امروز «حجاب اجباری» ضد آزادی دانسته میشود، چرا «اجبار به کشف حجاب» نماد تجدد و پیشرفت معرفی میشود در حالی که هر دو اجبار است؟ پاسخ روشن است: مسئله، زن نیست؛ مسئله، کنترل بدن زن در جهت منافع قدرت است. دشمنِ امروز، همان دشمن دیروز است؛ فقط زبانش عوض شده است. دیروز میگفت: «زن باید بیحجاب شود تا مدرن شود». امروز میگوید: «زن باید بیحجاب شود تا آزاد شود». اما در هر دو، خروجی یکی است: زنِ تبدیلشده به کالا، تعریف بدنِ زن بهعنوان ابزار اقتصاد، تبلیغ و سیاست، شکستن مقاومت فرهنگی زنان مسلمان و اهداف دیگر.
موضع منفعلانه یا فعال در قبال حجاب اسلامی
آنچه امروز با عنوان «حجاب اجباری» مطرح میشود، یک مفهوم فقهی نیست، یک دغدغه حقوق بشری واقعی نیست، بلکه یک برساخته رسانهای برای استثمار احساسات زنانه است. حکومت اسلامی اگر بخواهد از حجاب دفاع کند، نباید آن را «تحمیل عقیده» بنامد، بلکه باید آن را قانون عفاف عمومی، صیانت از کرامت زن و سلامت اجتماعی بداند و مهمتر از همه، نباید در زمین واژههایی بازی کند که دشمن طراحی کرده است. رهبر انقلاب در مواجهه با این عبارت سیاسی، اصل الزام قانونی حجاب را نفی نمیکند و وظیفه حکومت اسلامی را جلوگیری از حرام الهی میداند اما با چارچوبی که دشمن ساخته است مخالفت میکند. یعنی مشکل، «اجرای قانون» نیست؛ مشکل، نامگذاری انحرافی است که احساسات و اذهان را منحرف میکند. ایشان در ضرورت حجاب اسلامی و اجتماعی میفرماید:
«حجاب یک ضرورت شریعتی است؛ شریعت است؛ ضرورت شرعی است؛ یعنی هیچ تردیدی در وجوب حجاب وجود ندارد؛ این را همه باید بدانند. این که حالا خدشه کنند، شبهه کنند که آیا حجاب هست، لازم است، ضروری است، نه، جای خدشه و شبهه ندارد؛ یک واجب شرعی است که باید رعایت بشود، منتها آن کسانی که حجاب را به طور کامل رعایت نمیکنند، اینها را نباید متّهم کرد به بیدینی و ضدّانقلابی.»
رهبر انقلاب از کسانی که دانسته یا ندانسته با مطرح کردن مسئله «حجاب اجباری» آب به آسیاب دشمن ریخته و هدف دشمن که در این سالها نتوانسته محقق کند را دنبال می کنند، سرزنش کرده و تاکید می کند امام (ره) در برابر منکر بی حجابی که در زمان پهلوی ایجاد شده بود، مثل کوه ایستاد و در حکومت اسلامی هم آنچه حرام شرعی است، اگر در ملأ عام انجام شود، جنبه اجتماعی و تعلیم عمومی پیدا کرده و برای حکومت اسلامی تکلیف ایجاد می کند که در مقابل آن بایستد.
در پایان یادآوری این نکته لازم است که در این جنگ هدفمند و طولانی که اسلام و جامعه اسلامی را هدف قرار داده است، از مسئولین ردههای مختلف نظام اسلامی و همه کسانی که به نحوی مواضعشان دیده شده و موثر واقع میشود انتظار میرود نه تنها در زمین دشمن بازی نکرده و تسلیم واژهسازیهای او نشده و ناخواسته اهداف او را دنبال نکنند بلکه در موضع تهاجمی به فرهنگ غرب ایستاده و بیحجابی اجباری را بر سر او بکوبند.



