رحامدیا | حسین حریبی
در سپهر تحولات اجتماعی و سیاسی، آنچه بیش از هر چیز نمود مییابد، شکلگیری قطببندیهایی است که ریشه در تفاوت نگرشها و ارزشها دارد. گویی دستهای، با چشمانی باز به تحولات زمانه مینگرند و در پی فهم و تحلیل عمیق مسائل هستند، در حالی که گروهی دیگر، خود را به غفلت زده و از پذیرش واقعیتها سر باز میزنند. این دوگانگی، همواره بستری برای چالشها و منازعات بوده است. گفتمان موافق یا مخالف در موضوعاتی مانند مذاکره، حجاب و گرایش به شرق یا غرب و… نمونه هایی از همین قطب بندی های اجتماعی بوده که در گزینش های سرنوشت سازی مانند انتخابات و… خود را نشان میدهد.
یکی از عوامل مهم در شکلگیری این قطببندیها، گرایش به سوی الگوهای بیگانه و ارزشهای غربی است. این تمایل، گاه چنان عمیق میشود که فرد، منافع ملی را در سایه جاذبههای ظاهری فرهنگهای دیگر فراموش میکند. متأسفانه، نفوذ روزافزون رسانههای غربی و محتوای آنها در زندگی روزمره، موجب رواج رفتارها و اعتقادات غیرقابل قبول در میان جوانان و نسل جدید شده است. این امر، هویت ملی و دینی را تهدید میکند و ممکن است نسل آینده را از ریشههای خود جدا سازد. در این میان، نقش نخبگان حوزوی در تبیین و تحلیل صحیح مسائل، بیش از پیش اهمیت مییابد. با نگاهی دقیقتر میتوان دریافت که جامعه در این میان به چند دسته تقسیم میشود:
۱: جستجوگران حقیقت: گروه بسیاری که با وجود تلاش برای یافتن حقیقت، در تشخیص مصادیق دچار اشتباه میشوند. این افراد، نیازمند راهنمایی و روشنگری هستند تا بتوانند مسیر درست را تشخیص دهند. براساس شواهد متعدد، این نوع افراد بعد از شناخت حقیقت در موضوعاتی مانند سکوت غرب در برابر جنایات صهیونیست ها، مرزبندی خود را با جریان غرب گرایی اعلام کرده و از همین رو حنای غرب دیگر برایشان رنگی ندارد. البته برنامه آخرالزمانی خداوند این است که حق و باطل را به گونه ای از یک دیگر جدا کند که این جرگه بتوانند با دیدن نشانه ها و بینات، رشد را از گمراهی تشخیص داده و در نتیجه از طاغوت بیزاری جویند.
۲: شیفتگان ظواهر: دستهای که مجذوب زرق و برق دنیای غرب شده و ارزشهای متعالی را فدای لذتهای زودگذر میکنند. موضوعاتی مانند حجاب برای این گروه، ارزشی ندارد و حتی آن را سدی در برابر لذتهای حیوانی خود می بینند. هدف غایی این گروه، دنیا طلبی است و همین عامل آن ها را به دنیای مادی غرب گره زده است. اقناع این دسته بسیار سخت است، زیرا جهان سیاست را با جهان فوتبال اشتباهی گرفته اند. طرفداری از غرب به یک باور تبدیل شده است، از همین رو این دسته نمی توانند معایب غرب را ببیند. این گروه همانانند که در آیه شریفه به آنان اشاره شده است: «أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَٰهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَىٰ عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَىٰ سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَىٰ بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ» (جاثیه/۲۳)؛ آیا دیدی کسی را که هوای نفسش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانیده و بر گوش و دلش مهر زده و بر چشمش پرده افکنده است؟ پس چه کسی غیر از خدا او را هدایت خواهد کرد؟ آیا متذکر نمیشوید؟
۳: منفعتطلبان نقابدار: گروهی که با آگاهی از حق و باطل، به دلیل منافع شخصی و ترس از دست دادن موقعیت، در جبهه باطل صفآرایی میکنند. مهم ترین کارویژه این گروه، حمایت بی چون و چرا از غرب است. همان منافقانی هستند که در قرآن کریم به شدت مورد مذمت قرار گرفتهاند.
۴: پویندگان راه حق: گروهی که با ایمان راسخ و عزمی جزم، در راه دفاع از ارزشهای الهی و انسانی گام برمیدارند و از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنند. اینان، همان کسانی هستند که خداوند در وصفشان میفرماید: «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا» (احزاب/۲۳)؛ از میان مؤمنان مردانی هستند که به آنچه با خدا پیمان بستند صادقانه وفا کردند، برخی از آنان به شهادت رسیدند و برخی در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در پیمان خود ندادند.
به هر روی، آنچه در این میان اهمیت دارد، تلاش برای شناخت دقیق این گروه ها و یافتن راهکارهایی مناسب برای هدایت و روشنگری است. نباید از یاد برد که هدف غایی، ایجاد جامعهای است که در آن، ارزشهای الهی، سرلوحه امور باشد و نخبگان حوزوی باید مبلغ معیارها و مبانی و اصول این ارزش ها باشند. شناخت محکمات انقلاب و تبیین درست آن ها مهم ترین وظیفه روحانیت انقلابی است. وقتی مبانی انقلاب مانند استکبار ستیزی، فساد ستیزی و غیره خوب تبیین شود، تشخیص مصادیق حق و باطل برای مخاطب آسان می شود و او بر مبنای همین مبانی اصیل مجذوب یا مرعوب غرب قرار نمیگیرد.