رحامدیا | سلمان رئوفی، استاد حوزه علمیه قم
حوزه علمیه قم در تاریخ معاصر شیعه، نقشی کلیدی در تداوم و تحولات فکری، اجتماعی و سیاسی ایران ایفا کرده است. این حوزه، از زمان تأسیس آن به دست شیخ عبدالکریم حائری یزدی تا دوران زعامت آیتالله بروجردی و پس از آن، فراز و نشیبهای فراوانی را تجربه کرده است. بررسی روند تکامل این نهاد علمی و دینی، نشاندهنده تأثیرگذاری عمیق آن بر تحولات اجتماعی و سیاسی ایران است.
۱. قم؛ خاستگاه جمعآوری و پالایش حدیث
قم از سدههای نخستین اسلامی، به عنوان یکی از کانونهای اصلی حفظ و انتقال میراث حدیثی شیعه شناخته میشد. پیش از تأسیس حوزه علمیه قم، فعالیت محدّثان بزرگی چون «علی بن بابویه قمی» و «شیخ صدوق»، قم را به مرکز حدیثی مهمی تبدیل کرد. این میراث، پایههای فکری شیعه را استوار کرد و زمینهساز شکلگیری نهادهای علمی بعدی شد. قم حتی در دوران خفقان عباسیان، با تکیه بر شبکهای از راویان مورد اعتماد، به تصفیه احادیث از منظر محدثان قمی پرداخت و مکتب حدیثیِ منحصربهفردی را پایه گذاشت. پیش از آیت الله شیخ عبدالکریم حائری، عالمانی چون آیات میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و شیخ ابوالقاسم قمی در قم فعالیت داشتند، اما نبود مدیریت متمرکز، این شهر را از تبدیل شدن به یک حوزه علمیه منسجم و موثر بازمیداشت.
۲. تأسیس حوزه نوین قم؛ مقاومت در برابر خفقان رضاخانی
با ورود حضرت آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قم در سال ۱۳۰۰ شمسی،. بسیاری از شاگردان او که در اراک به سر میبردند، از جمله اشخاص برجستهای چون سید محمد تقی خوانساری، سید احمد خوانساری، روح الله خمینی، سید محمدرضا گلپایگانی و محمد علی اراکی به قم آمدند وحوزهای منسجم به صورت رسمی پایهگذاری شد. وی با مدیریت هوشمندانه، مدارس قدیمی مانند فیضیه و دارالشفا را احیا کرد. حسن شهرت و مدیریت ایشان موجب استقبال بسیاری از علما و هجرت آنان به قم گردید، از جمله آیات ابوالحسن رفیعی قزوینی در سالهای ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۹ق، محمدرضا مسجدشاهی از علمای اصفهان از ۱۳۴۴ق تا ۱۳۴۶ق و محمدعلی شاهآبادی از ۱۳۴۷ق تا ۱۳۵۴ از بزرگان نجف در قم مستقر شدند و به تعلیم و تدریس پرداختند که نشان از نشاط علمی حوزه علمیه قم در این عصر دارد.
اما این دوران مصادف با سیاستهای ضدمذهبی رضاشاه بود: کشف حجاب، تعطیلی مراسمات مذهبی، و تهدید تعطیلی حوزه. آیت الله حائری برای حفظ و ارتقای حوزه نوپای قم کوشید آن را در حدّ امکان از تنشهای سیاسی با قلدری مثل رضاشاه برکنار دارد و به همین سبب بود که در ماجرای تعرض پهلوی اول به شیخ محمدتقی بافقی در حرم حضرت معصومه و تبعید او به تهران، واکنش تندی نشان نداد. آیت الله حائری با رویکردی محتاطانه اما با درایت و مصمم، مانع از نابودی حوزه شد و با برگزاری امتحانات دولتی تحت نظارت خود، مانع نفوذ حکومت به ساختار آموزشی شد.
با این حال در ماجرای کشف حجاب و اتحاد لباس، ایشان با تمام احتیاطی که در برخورد با دولت و سیاست داشت، با جدیت و حساسیت بیشتری مداخله کرد. از جمله وی طی تلگرافی در ۱۱ تیر ۱۳۱۴ کشف حجاب را برخلاف قوانین شرع مقدس و مذهب شیعه اعلام کرد. موضوع کشف حجاب و مسائلی چون ممنوعیت مجالس عزاداری برای حائری چنان تحمل ناپذیر بود که گفته شده است وی پس از روی دادن آنها رنجور و بیمار شد و چندان نشاط نداشت.
آیت الله حائری در مدت اقامت حدود پانزده ساله خود در قم که همراه باروری علمی نیز بود، با مدیریت قوی خود حوزه¬ی نیرومندی را به وجود آورد، به طوری که شمار طلاب حوزه قم پیش از سخت گیریهای پهلوی اول در ۱۳۱۳ش به 700 تن و بنابر نقلی دیگر به 900 تن رسیده بود، این عدد را تا هزار هم ذکر کردهاند. این فقیه متخلق، باهوش و سیاستمدار، با استفاده از ظرفیتهای علمی، اخلاقی و مدیریتی خود، به توفیقی کم نظیری دست یافت و توانست حوزه قم را بهعنوان یکی از مراکز اصلی علوم دینی در جهان شیعه ایجاد کند.
مراجع ثلاث؛ دوران گذار و مدیریت افول
با درگذشت آیت الله حائری یزدی در سال ۱۳۱۵ شمسی، حوزه علمیه قم با خطر افول و تعطیلی مواجه شد. در این دوران، سه تن از علمای برجسته، توانستند از تعطیلی حوزه جلوگیری کنند و تا مهاجرت آیت الله بروجردی به قم، ریاست اداره حوزه علمیه قم برعهده سه سید محمد حجت کوه کمره ای، سید محمد تقی خوانساری و سید صدرالدین صدر قرار گرفت.در این دوره کسانی چون میرزا محمد فیض قمی نیز به این سه مرجع کمک میکردند. فعالیت امام خمینی هم در این دوره به عنوان یکی از استادان مبرِّز حوزه چشمگیر بود و درس اخلاق او تأثیری زیادی بر طلاب داشت. با تمام کوششی که سه مرجع مذکور در حفظ و اداره حوزه علمیه قم در این مقطع زمانی مبذول داشتند، به دلیل فشار حکومت وقت و عدم تمرکز در زعامت و مرجعیت حوزه، وضع عمومی حوزه علمیه قم در این برهه نابسامان بود، حتی شمار طلاب حوزه علمیه قم از حدود هزار نفر به حدود چهارصد نفر کاهش یافت.
۳. تثبیت و توسعه؛ نقش تحولساز آیتالله بروجردی
در اوایل دهه بیست شمسی، شماری از بزرگان و استادان حوزه علمیه قم که از عدم مدیریت متمرکز این حوزه نگران بودند و از سویی از مقام علمی، تقوا و نفوذ اجتماعی و دینی آیت الله بروجردی، آگاهی داشتند از او خواستند که از بروجرد به قم بیاید، امام خمینی و آیت الله روح الله کمالوند از علمای خرم آباد در این زمینه کوشش بیشتری مبذول داشتند. آیتالله بروجردی با پذیرش این درخواست، در محرّم ۱۳۶۴/ آذر ۱۳۲۳ش در قم ساکن شد. نقش امام خمینی در تحکیم جایگاه و مرجعیت آیت الله بروجردی در هنگام اقامت در قم نیز چشمگیر بود. پس از بحران حوزه قم این مهاجرت نقطه عطفی در تاریخ حوزه قم محسوب می شود.
ایشان با تأکید بر تاریخ و تحلیلهای تاریخی در روش اجتهادی، اهتمام به حدیث و فقه الحدیث، استفاده از فقه اهل سنت برای فهم فضای صدور روایات شیعه و اهتمام به رجال تحولی در حوزه سبک استنباط فقهی ایجاد کرد. این مرجع نوآور با مدیریت متمرکز، اصلاحات آموزشی در حد مقدور، ساخت مسجد اعظم و کتابخانه آن، در کنار تقویت روحانیون شهرها و استانها و آباد کردن ده ها مسجد، توسعه تبلیغ روحانیت، به توسعه تدین و زیرساختهای نهاد روحانیت در داخل ایران پرداخت.
آیت الله بروجردی، بهمنظور حفظ حوزه و تأثیرگذاری بر سیاستهای حکومت، از طریق برخی نمایندگان خود با رژیم پهلوی تعامل داشت و در موضوعاتی مانند گنجاندن تعلیمات دینی در مدارس، مقابله با بهائیت و حمایت از مردم فلسطین، نقش فعالی ایفا کرد.
اقدامات بینالمللی این مرجع نواندیش، نظیر اعزام مبلّغ به اروپا و آمریکا و تقریب مذاهب اسلامی که منجر به فتوای شیخ محمود شلتوت در به رسمیت شناختن مذهب شیعه در فقه شد، و پس از هزار سال بی رقیبی حوزه نجف حوزه قم را بعد ، به حوزه ای مهم در کنار حوزه نجف تبدیل کرد و به مرجعیت شیعی شان بین اللملی بخشید.
از اتفاقات مهم دیگر در این برهه در حوزه علمیه قم رواج دروس عالی دیگر غیر از فقه و اصول، مثل کلام، فلسفه و تفسیر هم در دهههای سی تا پنجاه شمسی، است که در دیگر حوزهها کمتر مورد توجه بود، مدرس عالی دو رشته فلسفه اسلامی و تفسیر قرآن، علامه سیدمحمدحسین طباطبائی بود. تا پیش از فعالیت علامه طباطبائی در قم، درس فلسفه در این شهر مهجور بود. درس فلسفه علامه طباطبائی که در آن استادان مبرِّزی پرورده شدند به احیای علوم عقلی در حوزه و در نتیجه آماده شدن طالبان علم برای بررسی پرسشهای کلامی و فلسفی جدید انجامید. اقدام ایشان در حدود ۱۳۳۰ش، در تربیت شماری از فضلای حوزه برای نقد فلسفههای مادی¬گرایانه منشأ تحولات جدّی در حوزه علمیه قم شد، به گونه ای که این حوزه پیشگام این گونه مباحثات گردید و حتی حوزه علمیه نجف از آن بهره مند شد. به علاوه، با این اقدام طباطبائی، زمینه برای ورود مباحث جدید فلسفه غیراسلامی به حوزه قم فراهم آمد. نقش علامه طباطبایی در حوزه علمیه قم، خاصه در پرورش متفکر اسلامی، را با نقش آیت الله بروجردی در زمینه فقه مقایسه کردهاند. جلسات تفسیری طباطبائی و سبک ویژه وی در تفسیر قرآن را که به پرورش چندین مفسر و نیز احیای مباحث قرآنی در حوزه قم انجامید باید از ویژگیهای شاخص حوزه علمیه محسوب کرد.
در کنار درسهای فقه، اصول فقه، کلام اسلامی و فلسفه اسلامی و تفسیر قرآن، تدریس اخلاق، علم رجال و برخی دیگر از علوم کاربردی مانند ریاضیات و نجوم نیز با دامنه ای محدودتر در حوزه قم معمول بوده است.
مدیریت نیرومند و متمرکز آیت الله بروجردی و تلاشهای علامه طباطبایی موجب شد که شمار کل طلاب حوزه که در سالهای اولیه حضور وی در ۱۳۲۶ش، بالغ بر 2000 تن بود در دهه چهل شمسی به بیش از ۸0۰۰ تن برسد. شخصیتهایی مانند مطهری و بهشتی در این دوره پرورش یافتند و اعاظمی چون علامه طباطبایی در این دوران توان بروز یافتند.
۴. بیداری مردمی و طلوع جمهوری اسلامی
پس از وفات حضرت آیت الله بروجردی حوزه علمیه قم وارد مرحله جدیدی از حیات خود شد. مقطع زمانی ۱۳۴۰ش تا ۱۳۵۷ش از سیاسیترین دوره¬های فعالیت و حیات حوزه علمیه قم محسوب میشود. با رحلت آن زعیم بزرگ بار دیگر وحدت مدیریت و مرجعیت در حوزه قم از هم گسیخت و زعامت و مدیریت آن برعهده چهار تن استاد برجسته و مطرح یعنی؛ امام خمینی، سیدمحمدرضا گلپایگانی، سید محمدکاظم شریعتمداری و سید شهابالدین مرعشی نجفی قرار گرفت. در این برهه، علمای طراز اول از حیث سیاسی به سه گروه عمده تقسیم میشدند:
1. مخالفان فعالیت تند سیاسی: مانند آیت الله سید احمد خوانساری که مخالف فعالیتهای منجر به کشت و کشتار بود و از دخالت در سیاست مگر در موارد ضروری پرهیز میکرد.
2. روحانیون میانهرو: مانند آیات گلپایگانی و مرعشی نجفی که در عین مخالفت با رژیم، از تقابل شدید و مبارزه تند پرهیز میکردند.
3. روحانیون انقلابی: به رهبری امام خمینی که بهطور جدی وارد مبارزه با رژیم شدند و حوزه را به کانونی برای مبارزه با رژیم پهلوی تبدیل کردند.
درگیری حوزه قم با دولت
پس از فوت حضرت آیت الله بروجردی نقطه شروع درگیری حوزه علمیه قم با پهلوی دوم، وقتی بود که شاه به جای پیام تسلیت دادن به علمای قم، به آیت اللّه سیدمحسن حکیم در نجف پیام تسلیت فرستاد و این امر در بین علمای داخل ایران اینگونه تلقی شد که هدف وی بیرون بردن مرجعیت شیعه از ایران است. اقدامات بعدی رژیم پهلوی در این مقطع، موقعیت سیاسی حوزه علمیه قم را برجسته تر کرد همچنین ابراز موضع صریح امام خمینی و یارانش که در آن موقع استاد برجسته ای بود که درس خارج معتبری داشت و شاگردانی در فلسفه، اصول و فقه تربیت کرده بود و اقدامات و اظهارات سیاسی او تأثیرات اساسی بر حوزه قم داشت.
تشدید درگیری حوزه با شاه با تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی
با تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در ۱۶ مهر ۱۳۴۱ در کابینه اسداللّه عَلَم که در آن قید اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان حذف و برگزاری مراسم تحلیف، علاوه بر قرآن با هر کتاب آسمانی دیگر ممکن دانسته شده بود، با افشاگری امام خمینی به شدت عواطف دینی مردم را برانگیخت و اعتراضات و مخالفتهای شدید مراجع و علما را در پی داشت. پس از دو ماه مبارزه، دولت به طور رسمی در تلگرامی در شب ۷ آذر ۱۳۴۱ به آیت الله گلپایگانی، اعلام کرد که آن تصویب نامه اجرا نخواهد شد.
در همین سال در مخالفت با همه پرسی برای لوایح شش گانه نیز حوزه قم عکس العمل شدیدی نشان داد. مراجع قم در یک تصمیم جمعی مقرر کردند اعلامیه ای در تحریم همه پرسی بدهند، آیت الله گلپایگانی به افشاگری بر ضد رژیم پرداخت و امام خمینی همه پرسی را برخلاف قوانین ایران دانست. وقتی هم که در چهارم بهمن این سال قرار شد شاه به قم برود، فرمانداری قم در نشستی با علما در سوم بهمن جهت رفع کدورت خواستار دیدار آنان با شاه شد که امام خمینی با این امر مخالفت کرد و دیگران نیز نظر وی را پذیرفتند و تصمیم گرفته شد علما و طلاب آن روز را در خانه بمانند. در نتیجه، شاه در چهارم بهمن ۱۳۴۱ بدون استقبال جدّی وارد قم شد و رسمآ برضد روحانیت سخن گفت. به دنبال آن امام خمینی اطلاعیه تندی بر ضد رژیم صادر کرد و پس از چندی در آستانه عید نوروز و به سبب مطابقت ایام عید با شهادت امام صادق(ع) طی اطلاعیه ای اعلام کرد که مسلمانان امسال عید ندارند. بعد از آن حمله کاماندوهای شاه به مدرسه فیضیه قم اتفاق افتاد که باعث ضرب و شتم و کشته شدن تعدادی از طلاب شد و واکنش شدید علمای قم و علمای نجف را در پی داشت.
دستگیری و تبعید امام خمینی
در محرّم سال ۱۳۴۲ رویارویی حوزه علمیه با رژیم شدت یافت و امام خمینی در سخنرانی روز عاشورا در فیضیه به موضوعاتی پرداخت که ساواک خواستار مطرح نشدن آن در منابر شده بود و در مخالفت با شاه و اسرائیل سخن گفت و همین امر سرانجام موجب دستگیری وی در شب ۱۵ خرداد برابر با ۱۲ محرّم گردید. در اثر تلاش مراجع و علمای قم و دیگر شهرها، امام خمینی در ۱۵ فروردین ۱۳۴۳ آزاد شد و به قم بازگشت و تدریس خود را از سر گرفت و در منزل خود مسائل مستحدثه را مورد بحث قرار داد. اما پس از سخنرانی بر ضد کاپیتولاسیون در ۴ آبان این سال در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ دستگیر و به ترکیه تبعید شد.
حوزه قم پس از تبعید امام خمینی
پس از تبعید امام خمینی زعامت حوزه قم به عهده مراجع سه گانه حضرات آیات گلپایگانی، شریعتمداری و نجفی مرعشی افتاد. این مراجع و استادان و طلاب در موارد مقتضی در برابر حوادث روز موضع گیری میکردند اما مبارزه با رژیم را پس از تبعید امام خمینی، یاران و شاگردان وی ادامه دادند و این مبارزه به جز جنبه سیاسی، ابعاد فرهنگی گسترده ای پیدا کرد. یاران امام خمینی پس از تبعید ایشان، با تبلیغات مردمی و تربیت نیروهای انقلابی، و شبکه سازی بین خواص، نقش خود را تا پیروزی در سال ۱۳۵۷ حفظ کردند.
انتشار خبر درگذشت مشکوک آیت الله سید مصطفی خمینی در شب ۱ آبان ۱۳۵۶ در نجف، و برگزاری مجالس یادبود در قم و تهران و چهلم ها در شهرهای دیگر برای وی موجب شد نام امام خمینی دوباره در ایران مطرح شود. از جمله رخدادهایی که عکس العمل شدید مراجع و علمای قم را موجب شد انتشار مقاله ای توهین آمیز به امام خمینی در ۱۷ دی ۱۳۵۶ در روزنامه اطلاعات بود که مایه اعتراض حوزه و سخنرانی برخی علما و مدرّسان برجسته بر ضد رژیم شد و منجر به هجوم مأموران در ۱۹ دی و دستگیری و شهادت برخی از طلاب و مردم گردید. این حرکات اعتراضی به قیام ۱۹ دی شهرت یافت و نقش روحانیت قم را در بسیج مردم پررنگتر کرد و نشان داد حوزه پیشقراول انقلابی است که بنا دارد پایههای نظام جدید را برپا کند. شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» از دل همین تحولات زاده شد و پس از انقلاب، نیز حوزه با تربیت نیروهای انقلابی، به ستون نظام جمهوری اسلامی تبدیل شد.
۵. خدمات حوزه به جمهوری اسلامی؛ از تربیت مجتهد تا تربیت مدیران کلان فرهنگی و اجرایی
امروز حوزه قم، بهعنوان مادر و قلب تپنده نظام اسلامی، چند نقش کلیدی ایفا میکند:
۱. تربیت مدرسان و مراجع تراز اول و بزرگان خبرگان: پرورش چهرههایی مانند حضرات آیات شهید مطهری، جوادی آملی، حسن زاده آملی، مصباح، مکارم شیرازی، که در رشته های مختلف علوم اسلامی فقه، اصول، فلسفه و عرفان صاحب نظرند و حلقه وصل سنت و نیازهای روز هستند. همچنین مجتهدانی چون آیات مشکینی، ربانی شیرازی و اعضای خبرگان پرورش یافتگان حوزه علمیه قم هستند که حلقه وصل نیازهای اجرایی و نهاد حوزه هستند.
۲. تأمین کادر قضایی و امنیتی: بسیاری از قضات دادگاههای انقلاب و مدیران وزارت اطلاعات، ازجمله حجت الاسلام و المسلمین ری شهری از شاگردان این حوزه مبارکه بودهاند و امنیت، سیاسی، اجتماعی و ملی را تضمین کردهاند.
۳. پرورش مدیران ارشد نظام: شخصیتهایی مانند آیت الله بهشتی در راس قوه قضائیه و رووسای جمهوری چون آیتالله خامنهای، سید ابراهیم رئیسی و بسیاری دیگر مستقیم یا غیرمستقیم پیوندی عمیق با حوزه قم دارند و تجربه علم دینی را با مدیریت نهادهای مدرن تلفیق کردهاند و اسلام را در عمل حکومتی تجسم بخشیدهاند.
۴. نهادسازی علمی: تأسیس مراکزی مثل جامعه المصطفی برای تربیت مبلغان بین الممل از همان کشورها، مؤسسه امام خمینی، موسسه امام صادق علیه السلام، دانشگاه باقرالعلوم، دانشگاه ادیان و موسسات تخصصی تفسیر، حدیث، کلام، تاریخ اسلام و مثل اینها نشاندهنده تحول حوزه از نهادی آموزشی به مجموعهای اثرگذار در عرصههای تولید علم، تربیت نیروی متخصص، مبلغین بین اللملی و عرصه های مختلف است.
قم از شهر حدیث تا کانون انقلاب، مسیری پرچالش را پیموده است. حوزه علمیه قم، از حوزهای کوچک در سایه خفقان رضاخانی، به قدرت نرمی فراملی تبدیل شده که هماکنون یکی از جریانات اصلی مدعی تمدن اسلامی است که ده ها مبلغ و شعبه مرتبط در پنج قاره دارد. این تحول، حاصل پیوند «علم دینی» و «مسئولیت اجتماعی» است؛ و میتوان گفت حوزه قم الگویی است که جهان اسلام را تحت تأثیر قرار داده است. امروز این حوزه، نه تنها قلب تپنده معارف شیعه، بلکه یکی از مؤثرترین نهادهای علمی-سیاسی جهان اسلام است. قم امروز تنها یک شهر نیست؛ بلکه یک اندیشه زنده است که از قرنها پیش تا کنون، با تکیه بر عقلانیت دینی و مقاومت، تاریخ ایران را ساخته است. و خود را در جمهوری اسلامی تبلور و تجسم بخشیده. این حوزه ثابت کرده که میتوان هم میراثدار سنت باشد و هم پیشگام تحول! حوزه علمیه قم، امروز نه تنها میراث دار تشیع که الگویی زنده از «حکومت دینی» است که میتوان آنرا در ابعاد مختلف ارزیابی کرد و نمره داد.