«طلبه بسیجی» تنها یک اسم یا یک سازمان نیست؛ یک روح است که در کالبد جامعه دمیده شد و البته در طول حیات خود، جلوههای گوناگونی داشته است؛ از سنگرنشینان دفاع مقدس تا جهادگران عمرانی امروز. اما در میان تمام اقشار که از همان نخستین روزها، لبیکگوی فرمان تاریخی امام راحل در پنجم آذر ۱۳۵۸ بودند، باید به سراغ قشری رفت که شاید تصویر رسمی و کلیشهای ما از آنها، همیشه در کسوت «مرجعیت معنوی» خلاصه شده باشد، در حالی که نقش «طلاب بسیجی» بسیار فراتر از پندار عمومی، و عمیقاً «جریانساز» بوده است. بازخوانی خاطرات و سبک زندگی این گروه از مرزبانان اندیشه و عمل، برای امروز ما حکم یک نسخه نجاتبخش و شدیداً ضروری را دارد؛ آنهم در فضای پرغبار امروز که تلاش میشود تا تصویر «عافیتطلب» و «منزوی» از طلبه به جامعه القا شود.
طلاب بسیجی، قبل از هر میدان عمل، پرچمدار یک سبک زندگی بودند که در ذات خود «انقلابی» و «مؤثر» بود. اولین پرتو این سبک زندگی، در خاطراتی نمایان میشود که از سیره علمای بزرگوار نقل شده است؛ سیره مبتنی بر قناعت و زهد. آیتالله امینی از طلاب اصفهان آن زمان میگوید که اکثرشان در مضیقه معیشت بودند، اما در کمال عزت، قانع زندگی میکردند. این زهد یک ارزش محسوب میشد؛ ارزشی که تحمل مشکلات طلبگی، مثل نداشتن پول حمام و غسل کردن در حوض سرد مدرسه، را آسان میکرد. این قناعت، نه یک فقر تحمیلی، بلکه یک انتخاب آگاهانه برای سبکبالی در مسیر «تزکیه» و «تحصیل» بود. طلبه بسیجی، با همین خوی قناعت و دوری از تجمل، به جامعهای متصل میشد که اکثریت آن درگیر سختی بودند. او درد مردم را با پوست و استخوان حس میکرد، چرا که زندگیاش فاصلهای با آنها نداشت؛ این جوهره همان «طلبه ذوبشده در خدمت» است که شهیدان بزرگواری چون اصلانی و دارایی آن را در حاشیه شهر مشهد در متن زندگی خود پیاده کردند. این اتصال عمیق با محرومان، به آنها نفوذ کلام و قدرت جریانسازی میداد که هیچ سخنرانی و بیانیهای بهتنهایی نمیتوانست چنین تأثیری داشته باشد.
این قناعت، به حضور هوشمندانه و عملیاتی در میدان گره خورد. در بزنگاهها، طلبه بسیجی هرگز در صف نیروهای پشتیبانی صرف قرار نگرفت. روایات دفاع مقدس گواهی میدهد که در بسیاری از عملیاتها، طلاب در خط مقدم ایستادند و در تاریکیهای پیشروی، نخستین قدمها را زدند. اما نقش برجسته آنها، صرفاً حضور رزمی نبود؛ بلکه فرماندهی معنوی جبهه را نیز بر عهده داشتند. آنها در میانه آتش و صدای انفجار، تلاوت قرآن را رها نمیکردند و معنویت را از کنج خلوت و عقب جبهه، به خط تماس میآوردند. طلبه بسیجی در جنگ، نماد تلفیق «علم و عمل»، «دین و سیاست» بود؛ او در کسوت مبلغی عمل میکرد که خود، پیش از دیگران، جان بر کف داشت. این الگوی «پیشگامی در عمل» همان چیزی است که امام خمینی (ره) در فرمان تاریخی تشکیل بسیج طلاب و دانشجو از آن به عنوان «پاسداری از اصول تغییرناپذیر نه شرقی و نه غربی» یاد کرد. مسائل اعتقادی بسیجیان بر عهده این دو پایگاه علمی است، اما نه با فتاوی و تئوریهای صرف، بلکه با نمایش عملی سبک زندگی اسلامی-انقلابی.
امروز نیز، رسالت طلاب بسیجی، حفظ همان «فضای سالم» در کشور و منزوی کردن «زشتی و آلودگی و غفلت» است. نسل نوخاسته تشنه حقیقت است و برای یافتن الگوی مطلوب، چشم به حوزههای علمیه دوخته است. الگوی آنها، همان طلبهای است که در همه عرصهها پیشگام است؛ چه در میدان تبیین و پاسخ به شبهات و چه در جهاد خدمت و رسیدگی به اقشار ضعیف. طلبه بسیجی باید همچون گذشته، با اخلاق اجتماعی والا، تواضع و مهربانی، در ارتباط با مردم، جلب محبت کرده و نمونه بارز عمل به «بیانیه گام دوم انقلاب» باشد. در روز بسیج، باید دوباره این حقیقت را فریاد زد: قدرت جریانسازی طلاب بسیجی نه در لباس و نه در القاب، بلکه در اصالت زهد، قناعت، و پیشگامی در عمل نهفته است. بازخوانی این خاطرات و سیره، چراغ راهی است که وایرال شدن آن، تنها با انتشار در فضای مجازی محقق نمیشود، بلکه باید در متن زندگی امروز طلاب و بسیجیان کشور تکثیر گردد تا این شجره طیبه، در برابر هر طوفانی تنومند و پرثمر باقی بماند.
بیشتر بخوانید…



