دشمن شناسی

مرزبندی با دشمن خارجی : لازمه تحقق اعتراض مدنی مؤثر

پیش از وقوع فتنه، جمهوری اسلامی به پشتوانه همبستگی ملی مردم ایران، دشمن را از تداوم تحریم و فشار اقتصادی مأیوس کرده بود ولی با آغاز آشوب‌ها، فشار اقتصادی دشمن مجددا افزایش پیدا کرد.

پیشینه تحرکات خیابانی ایران نشان می‎دهد که بخش زیادی از آن، به رغم اینکه داعیه‌ی تأمین اهداف مدنی داشتند، نهایتا هیچ نقش مثبتی در رفع نیازهای عمومی و احیای جامعه‌ی مدنی ایفا نکردند، بلکه بعضا حتی با حرکت به سمت روش های خشونت آمیز، از اعتراض مدنی دور شدند و به آشوب خیابانی رسیدند.

مانند آشوب‌های خیابانی سال ۸۸ که اگرچه‌ رهبران آن مدعی تأمین حقوق مردم و حفظ جمهوریت نظام بودند، ولی در عمل، آورده‌ای جز تضعیف قدرت ملی ایران و احیای امید در اردوگاه دشمن نداشتند.

دشمن با مشاهده شکاف اجتماعی دوران فتنه، به این باور رسید که باید از طریق اعمال فشار حداکثری، شکاف اجتماعی درون ایران را تشدید کند تا فضای عمومی کشور را مقابل نظام اسلامی قرار داده و شرایط لازم برای فروپاشی حاکمیت مرکزی و تسلط نیروی خارجی را فراهم کند.

همانطور که رهبر انقلاب نیز به درستی فرمودند:«کسانی که فتنه‌ی سال ۸۸ را شروع کردند حالا یا خودشان طراحی کرده بودند، یا دیگران طراحی کرده بودند؛ نمیخواهیم نسبتی بدهیم، ولی به هر حال این فتنه طراحی شده بود – به کار کشور ضربه‌ی سختی زدند. اگر این فتنه نبود، بلاشک کارهای گوناگون کشور بهتر پیش میرفت. اینها دشمنان را امیدوار کردند و روحیه دادند به کسانی که علیه نظام اسلامی جبهه‌بندی کرده‌اند و یک جبهه‌ای تشکیل داده‌اند.»  ۱۳۸۹/۰۶/۰۸

تجربه‌ی ۸۸ و سایر تجارب اغتشاشات خیابانی ایران حکایت از آن دارد که موفقیت یک تحرک خیابانی در تأمین اهداف مدنی، بیش از هرچیز، متوقف بر مرزبندی با دشمن خارجی است.

یک جنبش اعتراضی باید در راستای مقابله با طرح دشمن باشد تا بتواند مطالبات مدنی مردم را تأمین کند. چراکه اگر در جهت پیشبرد طرح دشمن باشد، در حقیقت منافع دشمن را تأمین کرده نه نیازهای مدنی مردم.

همانطور که در طول تاريخ ايران بارها شاهد این بودیم که هرگاه یک جنبش اعتراضی در راستای ایستادگی مقابل طرح دشمن شکل گرفت، نتايج مطلوبی به دنبال داشت و منجر به تأمین نیازهای عمومی کشور شد.

مثل تجربه‌ی مقاومت اعتراضی مردم ایران در برابر پذیرش طرح استعماری انحصار امتیاز تجارت تنباکو که دست دشمن را از تجارت داخلی ایران قطع کرد و اقتصاد کشور را زنده کرد.

این ماجرا از آنجا شروع شد که در اثر اعطای امتیاز تجارت توتون و تنباکو به دشمن خارجی خصوصا وقتی حدود یک پنجم جمعیت آن روزگار ایران از کشت و فروش توتون و تنباکو به صورت مستقیم و غیرمستقیم ارتزاق می‌کردند، کاسه‌ی صبر مردم را لبریز شد و چاره‌ای جز اعتراض خیابانی باقی نماند.

روستائیان، کشاورزان، بازرگانان و تاجران و حتی قشر کارگر هم صدا با یکدیگر، علیه شرکت خارجی رِژی که امتیاز تجارت تنباکو را به انحصار خود درآورده بود، اعتراض کردند. مردم در ادامه اعتراضات به روحانیون متوسل شدند تا با رهبری آنها وارد مرحله جدیدی از مبارزه شوند.

مردم در چهار شهر تهران، اصفهان، شیراز و تبریز به پیشتازی چهار تن از شاگردان میرزای شیرازی دست به اعتراضات گسترده زدند. نخستین درگیری میان مردم و حکومت در شهر شیراز اتفاق افتاد. سید علی‌اکبر فال‌اسیری، مجتهد متنفذ و داماد میرزای شیرازی با سخنانی پر حرارت مردم را بر ضد شرکت رِژی برانگیخت. مأموران قشون ایران او را در تاریخ ۲۷ اردیبهشت ۱۲۶۹ دستگیر و از راه بوشهر و بصره به عراق تبعید کردند.

مردم شیراز یک روز بعد، در اعتراض به این تبعید، بازارها را بستند و خواهان بازگشت ایشان شدند اما حکومت به خواستۀ آنها اعتنا نکرد. در آخر، میزرای شیرازی با صدور فتوای تنباکو به این تنش ها پایان بخشید.

او با تحریم استعمال توتون و تنباکو، هرگونه امکان درآمدزایی و تجارت را از شرکت های خارجی سلب کرد و اقتصاد کشور را از چنگال آنها بیرون کشید. در اثر صدور این فتوا، شرکت رِژی بازار داخلی ایران برای تولید و فروش تنباکو و توتون را از دست داد و بازرگانان، کشاورزان، تاجران ایرانی و سایر مشاغل وابسته، امکان درآمدزایی و تولید ثروت پیدا کردند‌.

 

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

لینک کوتاه: