رحامدیا | یوسف پورجم
چگونه صهیونیسم با کشتن بدنها، روح مقاومت را جاودانه کرد؟
رژیم صهیونیستی، همواره در محاسبات امنیتی خود، به «حذف فیزیکی» به عنوان سلاحی قطعی برای نابودی جنبشهای مقاومت متکی بوده است. اما تاریخِ خاورمیانه در دو دههٔ اخیر، نشان داده که این منطق، وارونه عمل میکند، هر ترور، نه تنها مقاومت را تضعیف نکرده، که آن را به پدیدهای فرامرزی، فراجناحی و اسطورهای تبدیل کرده است. ترور شیخ احمد یاسین در سال ۲۰۰۴ و تلاشهای مکرر برای ترور سید حسن نصرالله، نمونههای بارزِ این پارادوکسِ استراتژیک هستند. این یادداشت با تحلیل این دو واقعه و تأکید بر فرمایشات رهبر معظم انقلاب، نشان میدهد که چگونه «مرگِ فیزیکی» به «زایشِ ابدیِ ایدهها» میانجامد.
فصل اول؛ شیخ یاسین؛ شهادتی که غزه را به کانونِ طوفان تبدیل کرد
الف) نگاهی به زندگی و میراث یاسین
شیخ احمد یاسین، بنیانگذار حماس، نمادِ مقاومتی بود ویلچرنشین، اما دارای ارادهای فولادین. او در شرایطی که رژیم صهیونیستی، فلسطین را زیر چکمههای اشغال خود میدانست، با تأسیس حماس در سال ۱۹۸۷، معادلات را تغییر داد. تفکر یاسین، ترکیبی از مبارزهٔ مسلحانه و پایداری مردمی بود؛ استراتژی که غزه را از یک منطقهٔ محاصرهشده به سنگرِ غیرقابل تسخیر مقاومت تبدیل کرد.
ب) ترور برنامهریزی شده و پیامدهای آن
صبح ۲۲ مارس ۲۰۰۴، هلیکوپترهای آپاچیِ صهیونیستی، سه موشک به سوی شیخ یاسین شلیک کردند. پیکرِ معلولِ او، که حتی در لحظهٔ شهادت نیز مُصحف در دست داشت، به نمادی جهانی بدل شد. رژیم صهیونیستی گمان میکرد با این ترور، حماس را بیسر کرده است، اما غافل از اینکه جنبش حماس، ساختاری افقی داشت و وابسته به یک فرد نبود. خونِ یاسین، نسلِ جدیدی از فرماندهان مانند محمد ضیف، یحیی سنوار و اسماعیل هنیه را پرورش داد که هر یک، سدی در برابر اشغال شدند. غزهٔ پس از یاسین، شاهد قیامهای گستردهتر و عملیاتهای نظامی پیچیدهتر مانند جنگهای ۲۲ روزه، ۵۱ روزه و اخیراً طوفان الاقصی بود.
ج) تبدیل شهادت به استراتژی
شیخ یاسین بارها گفته بود که ما تن به مرگ میدهیم، اما عزتمان را زنده نگه میداریم. امروز، دیوارهای غزه پر از نقاشیهای اوست که با شعار «اسرائیل باید محو شود» همراهی میشود. این، همان «معنای جاودانگی مقاومت» است که رژیم صهیونیستی هرگز نخواهد فهمید.
فصل دوم؛ سید حسن نصرالله؛ معمارِ نظریهٔ «توازن وحشت»
الف) نصرالله؛ از ترورهای مکرر تا اسطورهٔ بقا
سید حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان، از دههٔ ۱۹۹۰ تا شهادتش، هدف حداقل هفت طرح ترور پیچیدهٔ صهیونیستی بوده است. از بمبگذاری در خودرو گرفته تا حملهٔ سایبری به کاروانش. اما هر بار، این تلاشها نه تنها بینتیجه ماند، که به تقویت جایگاه او به عنوان سمبل شکستناپذیری مقاومت انجامید. نقطه اوج این سنبل، عروجش بود به جایگاه رفیع شهادت.
ب) تحلیل استراتژیک بقای نصرالله و حزبالله
شبکههای امنیتی حزبالله با الهام از آموزههای امام خمینی (ره)، ساختاری چنان پیچیده طراحی کردهاند که حتی نزدیکان شهید نصرالله نیز از جزئیات برنامههایش بیاطلاع بودهاند. همچنین عمق مردمی حزبالله باعث شده هر شهروند لبنانی به عنوان «حافظ نصرالله» به میدان بیاید. شهید سید حسن نصرالله با تبدیلِ هر تهدید به فرصت، از جمله در جنگ ۳۳ روزه، ثابت کرد که تلاش برای حذف فیزیکی او، کوچکترین خللی در ارادهاش ایجاد نمیکند.
ج) تأثیر روانی شهید نصرالله بر دشمن
سخنرانیهای آتشین نصرالله، که هر بار زلزلهای در کابینهٔ جنگ اسرائیل ایجاد میکرد، نشان میداد که او زندهترین شهید تاریخ معاصر است! ولی رژیم منحوس صهیونیستی نمیدانست که اگر موفق به ترور او شود، خشم شیعیان لبنان تا قلب تلآویو را خواهد سوزاند.
فصل سوم؛ گفتمان رهبری؛ تئوریزه کردن «نقش ترور در تکامل مقاومت»
آیتالله خامنهای، در بیانات متعدد، به تحلیلِ پدیدهٔ ترور در استراتژیِ مقاومت پرداختهاند. ایشان در دیدار رمضانی دانشجویان تأکید کردند: «در جنگ اُحد، حمزه از کنار پیغمبر رفت. فقط هم حمزه نبود، [بلکه] برجستهترینشان حمزه بود، وَالّا شجاعان دیگر، یاران دیگر رفتند؛ این مال سال سوّم هجرت است. سال چهارم هجرت و پنجم هجرت، پیغمبر بسیار قویتر از سال سوّم هجرت بود؛ یعنی از دست دادن شخصیّتهای برجسته به هیچ وجه به معنای عقبگرد، عقبرفت، ضعیف شدن نیست، اگر چنانچه دو عامل وجود داشته باشد که یکی عبارت است از «آرمان»، دوّمی «تلاش»؛ آرمان و تلاش. اگر این دو عامل در یک ملّتی وجود داشته باشد، بودن و نبودن شخصیّتها خسارت است منتها به حرکت کلّی ضربهای نمیزند.» (۲۲/۱۲/۱۴۰۳)
فلذا این گفتمان را میتوان اینگونه تحلیل کرد که ترور، مقاومت را از «حالت فردی» به «پدیدهای جمعی» ارتقا میدهد. همچنین، شهادتِ فرماندهان آزمونی برای سنجشِ بلوغِ جنبشهاست؛ مانند حماس که پس از یاسین، به جای فروپاشی، به دولتی درونِ غزه تبدیل شد. در حقیقت هر ترور، عاملی برای معرفی چهرههای جدید با استراتژیهای نوین است.
فصل چهارم؛ پیامدهای استراتژیک ترورها برای رژیم صهیونیستی
۱) بحران امنیت روانی
جامعهٔ صهیونیستی که روزی خود را «قلعهٔ غیرقابلنفوذ» میپنداشت، امروز حتی با تکرار هر سخنرانی شهید نصرالله، به پناهگاهها میگریزد. این، نتیجهٔ مستقیم سیاست ترور است که مقاومت را به مرزهای اسرائیل کشانده.
۲) افول هژمونی منطقهای
ایستادگی حزبالله پس از شهادت نصرالله و رشد آن به عنوان قدرتی فراملی، نشان داد که اسرائیل دیگر تنها بازیگر مسلط خاورمیانه نیست.
۳) وحدت جبهه مقاومت
ترورهای مکرر، باعث شد گروههایی با ایدئولوژیهای مختلف (از حماس تا حزبالله و حشد الشعبی) زیر پرچم «انتقامِ خونِ شهیدان» متحد شوند.
فصل پنجم؛ آیندهشناسی مقاومت؛ از انسانها تا ایدهها
رژیم صهیونیستی هنوز درک نکرده که مقاومت، یک ایدهٔ زنده است که در DNA ملتهای منطقه نهادینه شده است. همانگونه که رهبر انقلاب فرمودند:
«بله، این برادران بسیار ارزشمند بودند و واقعاً نبودنشان برای ما خسارت است؛ در این تردیدی نیست، امّا ما امسال که اینها را نداریم، نسبت به سال گذشته در مثل همین روز، در برخی از مسائل قویتر از سال گذشته هستیم، در بعضی از مسائل ضعیفتر نیستیم، اگر قویتر نباشیم. امسال ما بحمدالله از لحاظ گوناگون، از جهات مختلف، قوّتها و تواناییهایی داریم که سال گذشته اینها را نداشتیم.»
سخن پایانی
ترور شیخ یاسین و حسن نصرالله، نه تنها مقاومت را ضعیف نکرد، که آن را به «گفتمانی جهانی» تبدیل کرد. امروز، هر کودک فلسطینی که سنگ به دست میگیرد، ادامهدهنده راه یاسین است، و هر موشک حزبالله که از لبنان شلیک میشود، طنین صدای نصرالله. این، همان «معنای جاودانگی» است که رژیم صهیونیستی، هرگز در محاسبات کوتهفکرانه خود نگنجانده است.