فضای مجازی

مهندسی حسرت

در هیاهوی روزهای اخیر، شاید دیده‌ایم چهره‌هایی از نوجوانان و جوانانی را که گویی در رؤیایی دیگرساخته غرق شده‌اند. رویایی که نه از جنس آرمان‌های متعالی خودشان، که ترسیمی است از یک زندگی ایده‌آل و بی‌نقص، آن‌سوی مرزها.

در روانشناسی رسانه پدیده‌ای وجود دارد به نام ترس از جاماندن یا فومو(fomo)؛ اضطرابی که از مقایسه دائمی زندگی خود با نمایش گزینش‌شده و آرمانی در فضای مجازی نشأت می‌گیرد. رسانه‌ها بامهارت خاصی این حس آسیب‌پذیر را تقویت و جهت می‌دهند. آن‌ها تصویری از رفاه، آزادی و موفقیت ارائه می‌دهند که نه‌تنها جذاب، بلکه عامدانه دست‌نیافتنی برای مخاطب در جغرافیای هدف به نظر می‌رسد. فومو، تنها یک حس شخصی نیست، گاه می‌تواند به ابزاری برای جهت‌دهی جمعی تبدیل شود؛ ابزاری که با برانگیختن حسرت و احساس محرومیت، ذهن را آماده پذیرش هر راه‌حلی کند، حتی اگر آن راه، بیراهه باشد.

در هیاهوی روزهای اخیر، شاید دیده‌ایم چهره‌هایی از نوجوانان و جوانانی را که گویی در رؤیایی دیگرساخته غرق شده‌اند. رویایی که نه از جنس آرمان‌های متعالی خودشان، که ترسیمی است از یک زندگی ایده‌آل و بی‌نقص، آن‌سوی مرزها. نباید واقعیت‌های اجتماعی و کاستی‌های موجود را انکار کرد؛ چرا که اعتراض به برخی تصمیم گیری هایی که اثر مستقیم بر زندگی افراد را دارد، حقی مسلم و معقول قلمداد می شود. اما آنچه در این میان مورد مخاطره قرار دارد، جابه‌جایی این مفاهیم است. گاهی اعتراض اصیل به کمبودها، به پشت صحنه رانده می‌شود و به‌جای آن، ناامیدی به نسل آینده تزریق می‌گردد.
حوزه
بازنمایی هدفمند رسانه‌ها، نه منتقد که ناامیدکننده نسل جدید هستند. این پیام‌های رسانه‌ای با بزرگ‌نمایی رؤیاهای فردیِ محال در جغرافیایی دیگر و هم‌زمان، سیاه نمایی پیوسته از وضع موجود، نسلی را هدف می‌گیرند که هنوز تجربه کافی برای تشخیص واقعیت از تصویر را ندارد. دشمن با این حربه آرزوهای طبیعی یک نوجوان برای پیشرفت، رفاه و موفقیت را می‌گیرد و آن را در چارچوبی توصیف می‌کند که تنها با نفی هویت و خاک خودش قابل‌دستیابی است.

اینجاست که فریاد اعتراض به مشکلات، ممکن است نادانسته، به آتش بی‌تابی و آشوبی دامن بزند که اولین قربانی آن، آرامش و امنیت همان خاکی است که آن جوان بر آن ایستاده است.
در این میان، یادمان نرود سخن گوهربار رهبر انقلاب را که فرمودند: ایران عزیز ما و جوانانش، مظهر امید هستند و باید این واقعیت مهم را درک کرد که جوان ایرانی، به‌شرط همت و تلاش، توانایی و مهارت رسیدن به قله‌ها را دارد؛ همچنانکه شما(قهرمانان ورزش و المپیک) بر قله‌های جهانی ورزشی و علمی تکیه زدید. 28/07/1404

این کلام، کلید گمشده امروز ماست. نسل جوان و نوجوان، حلقه مفقوده آینده‌ای روشن و پیش روی سپهر انقلاب اسلامی نیستند؛ آن‌ها خود، سازندگان اصلی آن آینده‌اند. اما این رسالت سنگین، تنها بر دوش آنان نیست. متولیان امر و همه ما، باید بیش‌ازپیش به این درک برسیم که آینده درخشان، درگرو همت و تلاش و مهم‌تر از همه، امید به آینده خود و میهن است. امیدی زنده و پویا که از دل شناخت ظرفیت‌های بی‌کران این سرزمین و باور به توانمندی خود جوان برمی‌خیزد. باید این امید واقعی را در مقابل آن بزک رسانه‌ای دشمن قرار دهیم. وظیفه ما این است که به جوانان بیاموزیم چگونه چشمه آب زلال و گوارای پیشرفت را در همین خاک، با دستان خود حفر کنند. آینده از آنِ کسانی است که به‌جای تماشای رؤیاهای مهندسی‌شده در فضای مجازی، سنگ بنای واقعیت‌های دست‌یافتنی خود را بنا نهند.
در چنین شرایطی، سواد رسانه‌ای دیگر یک مهارت لوکس یا انتخابی نیست، بلکه ضرورتی حیاتی برای بقا و رشد فکری جامعه به شمار می‌آید. جامعه‌ای که قدرت تحلیل روایت‌ها را نداشته باشد، ناخواسته مصرف‌کننده احساسات القایی و تصمیمات هیجانی خواهد شد. تربیت نسلی آگاه، منتقد و امیدوار، نیازمند بازتعریف نقش رسانه، خانواده و نهادهای آموزشی است؛ نقشی که به‌جای تولید حسرت، ظرفیت‌سازی کند و به‌جای مقایسه‌های فرساینده، مسیر پیشرفت بومی و واقع‌بینانه را پیش چشم نسل نو بگشاید.

 

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

لینک کوتاه: