به بهانه صحبت‌های جنجالی استاد آزاد ارمکی؛

اگر آقای آزاد ارمکی بشنود!

فرمودید مردم را بی‌فرهنگ حساب کرده‌اند که همه چیزتان را ما باید درست کنیم. نگاهی به رویکرد مبلغین دین بکنید، آیا به‌جز «تبیین و ارائه‌ آموزه‌های دینی» اجبار و الزامی هم می‌بینید؟ اتفاقاً این یعنی پیش‌فرض این است که شما مردم عقل دارید و توان تشخیص و انتخاب؛ و وظیفه‌ مبلغ دین (همچون انبیا) صرفاً تبیین و ارائه‌ آموزه‌هاست، نه الزام و اجبار!

رحا مدیا | مجید ابطحی، فارغ‌التحصیل دانشگاه دولتی تبریز

استاد عزیز سلام؛ به‌عنوان دانشجویی که سال‌ها پای درس اساتیدی چون شما نشسته‌ام، اجازه دهید کلام‌تان را مرور کنیم. در برنامه‌ای فرمودید: «صداوسیما صبح تا شب آموزش دینی می‌دهد، سرمایه را بگذارید برای جاده‌سازی… چرا این‌قدر روحانی تولید می‌کنید و…» استاد عزیز، صدها انتقاد به سیستم حوزه و روحانیت وارد است اما یک‌بار هم که شده سیستم دانشگاه را بررسی کنیم؛ چند درصد از دانشجوها پس از هزینه‌های میلیاردی بیت‌المال، به درد جامعه می‌خورند و اساساً انگیزه‌ اصلاح جامعه را دارند؟ آنچه ما در دانشگاه تبریز (و سایر دانشگاه‌ها) دیدیم خیلی نادر بود. ضمناً نه رئیس دانشگاه آخوند بود نه مدیر گروه نه وزیر علوم! از حدود ۱۳۰ واحد درسی هم که خواندیم فقط ۲ استاد آخوند داشتیم! در دانشگاه‌ها که دست آخوندها نیست چه کرده‌ایم و چقدر با نقطه‌ مطلوب فاصله داریم؟ چندین استاد متخصص مدیریت و روانشناسی و… داشتیم، غالباً هم معترض به نظام و… حالا می‌فهمم مثل شما مهمل می‌گفتند و کشور دست خودتان بوده!

اتفاقاً دو استاد جامعه‌شناس هم داشتیم (یادم هست ۱۵ سال پیش دنبال کتاب «مبانی جامعه‌شناسی بروس کوئن Bruce Kohen» بودم که همکارتان معرفی کرده‌بود! ۴۰ سال است دانشگاه‌ها بر محور همین آموزه‌های غربی می‌چرخند نه بر محور نهج‌البلاغه!) در هر دولتی از ۱۹ وزیر چند نفر آخوند بوده‌اند؟ ۱۸ دانشگاهی و ۱ آخوند؟ یا برعکس؟ از بین ۲۷۰ نماینده‌ مجلس چند نفر روحانی بودند؟ ۱۰٪یا ۲۰٪؟ ۸۰ درصد دانشگاهی بوده‌اند و همکاران شما! حالا کدام قشر باید طلبکار باشد؟ حوزویان یا دانشگاهیان؟

فرمودید جایی پیدا نمی‌کنید که روحانی در آن نباشد! استاد بزرگوار، آموزش و پرورش نیاز به روحانی دارد (که نداریم!) نوجوانانی که در سن بلوغ به هزاران مشکل گرفتارند نیاز به یک بزرگ‌تر برای راهنمایی یا حداقل درددل دارند، حضور روحانیت چه آسیبی برایشان دارد؟ اگر روحانیون پای صحبت جوان و نوجوان ننشیند، شما حاضرید برای‌شان وقت بگذارید؟ یا اصلاً حضور در مدرسه را دونِ شأن خود می‌دانید؟ حضور در پادگان‌ها چطور؟ قبول می‌کنید با حداقل حق‌الزحمه (و گاهی رایگان) به این مراکز بروید و کمکی کنید؟ حضور در مراکز بهزیستی چطور؟ همه‌ این‌ها نیاز به روحانی دارند و برای اکثرشان روحانی نداریم، مدارس و پادگان‌ها که هیچ، حتی بیش از ۵۰ درصد مساجد ما روحانی ندارند! با کدام آمار می‌گویید روحانی زیاد داریم؟

فرمودید مردم را بی‌فرهنگ حساب کرده‌اند که همه چیزتان را ما باید درست کنیم. نگاهی به رویکرد مبلغین دین بکنید، آیا به‌جز «تبیین و ارائه‌ آموزه‌های دینی» اجبار و الزامی هم می‌بینید؟ اتفاقاً این یعنی پیش‌فرض این است که شما مردم عقل دارید و توان تشخیص و انتخاب؛ و وظیفه‌ مبلغ دین (همچون انبیا) صرفاً تبیین و ارائه‌ آموزه‌هاست، نه الزام و اجبار!

فرمودید این سرمایه‌ها را بگذارید برای جاده‌سازی و… از میلیاردها پولی که صرف فوتبال می‌شود نمی‌خواهید بگویید؟ راستی بودجه‌ دانشگاه‌ها را هم با حوزه‌های علمیه مقایسه کنید، می‌دانید استاد حوزه ساعتی ۲۵ هزار می‌گیرد و استاد دانشگاه ماهی ۲۰ میلیون؟ خنده‌دار است نه؟

استاد عزیز؛ بنده بعد از حدود ۹ سال تحصیل در رشته‌های مدیریت و روانشناسی و مشاوره، و زندگی با دانشجویانی با افکار متفاوت، با فضای دانشگاه خوب آشنا هستم خروجی‌اش را هم در جامعه می‌بینم، اینکه لباس روحانیت متفاوت است و به چشم می‌آید دلیل نمی‌شود از میلیون‌ها دانشجو و استاد غافل شویم و نپرسیم: «راستی این همه استاد و دانشجو برای کشورشان چه کرده‌اند»!

کاش به‌جای حرف‌های عوام‌فریبانه و بی‌پایه کمی هم علمی و بر اساس آمار صحبت کنید!

پی‌نوشت: منکر ارزش کار دانشگاه و دانشجو نیستیم، غرض پاسخ به استاد ارمکی است و سخن در مقایسه کارآمدی دو فضای علمی (حوزه و دانشگاه) است.

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها