یادداشت تحلیلی

واکاوی روان‌شناختی عزل آیت‌الله منتظری بر پایه مثلث ناتوانی در مدیریت هیجان، تحلیل اطلاعات و تدبیر

از منظر روان‌شناسی سیاسی،تصمیم امام خمینی ره را باید فراتر از یک عزل شخصی، به عنوان «اقدامی پیش‌گیرانه و مدیریت ریسک» در سطح کلان نظام تفسیر کرد. ایشان با ارجاع به معیارهای «منشور روحانیت» نشان دادند که از نگاه ایشان، آیت‌الله منتظری فاقد آن «بلوغ عاطفی و شناختی ضروری» برای هدایت سیستم پیچیده‌ی حکومت در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی بود.

واکاوی روان‌شناختی عزل آیت‌الله منتظری بر پایه مثلث ناتوانی در مدیریت هیجان، تحلیل اطلاعات و تدبیرتصمیم‌گیری در سطوح عالی رهبری، به‌ویژه در شرایط بحرانی، تنها بر پایه‌ی دانش فقهی یا سوابق مبارزاتی شکل نمی‌گیرد، بلکه متأثر از مجموعه‌ای از صلاحیت‌های روان‌شناختی است که تضمین‌کننده‌ی ثبات، اتقان و مصونیت تصمیمات است. واقعه‌ی عزل آیت‌الله حسینعلی منتظری از مقام قائم‌مقامی رهبری در فروردین ۱۳۶۸ توسط حضرت امام خمینی(ره)، از این منظر، حادثه‌ای صرفاً سیاسی یا شخصی نبود، بلکه نقطه‌ی عطفی در اعمال یک «چارچوب ارزیابی روان‌شناختی-سیاسی» برای تصدی مناصب حساس بود. این یادداشت با تمرکز بر مفهوم «خودکنترلی عاطفی» به عنوان محوری‌ترین مؤلفه‌ی این چارچوب، به تحلیل دلایل این عزل می‌پردازد.

چارچوب معیار: «منشور روحانیت» به عنوان سند صلاحیت‌سنجی

امام خمینی(ره) حدود یک ماه پیش از عزل، در بیانیه‌ی مهم «منشور روحانیت»، شاخص‌های یک مجتهد جامع‌الشرایط برای اداره‌ی جامعه را ترسیم کردند. از جمله مهم‌ترین این شاخص‌ها می‌توان به «مدیر و مدبّر بودن»، «آشنایی با روش برخورد با حیله‌های جهانخواران» و «داشتن بصیرت و دید اقتصادی» اشاره کرد. (1) این بیانیه را می‌توان «منشور صلاحیت‌های رهبری» در شرایط پیچیده‌ی پس از جنگ دانست که بر خرد عملی، توان تحلیل استراتژیک و مقاومت در برابر فشارهای داخلی و خارجی تأکید دارد. در واقع امام خمینی(ره) با انتشار این منشور، خط‌کش و محکی روشن در دست نهادهای نظام قرار داد تا صلاحیت روان‌شناختی و مدیریتی افراد برای جایگاه‌های کلان را بسنجند.

تطبیق معیار و واقعیت

در مقابل این چارچوب، عملکرد و سلوک آیت‌الله منتظری – با وجود فضائل علمی و سوابق درخشان مبارزاتی – در ارزیابی امام فاقد کیفیات ضروری تصویر شد. ایشان در نامه‌ی عزل تصریح کردند: «والله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم… شما را ساده‌لوح می‌دانستم که مدیر و مدبّر نبودید». توصیفاتی چون «ساده‌لوح» و «سریعاً تحریک می‌شوید»، فراتر از نقد شخصی، به فقدان دو صلاحیت بنیادین روان‌شناختی در نامبرده اشاره دارد:
خودکنترلی عاطفی پایین: ناتوانی در مدیریت هیجاناتی مانند خشم، شتابزدگی یا ترحم نامتناسب با موقعیت، که منجر به «واکنش‌های تکانشی» می‌شود.
تاب‌آوری شناختی محدود: ضعف در پردازش انتقادی اطلاعات پیچیده، تحلیل چندلایه‌ی واقعیت‌ها و مقاومت در برابر «سوگیری‌های شناختی» مانند اعتماد بیش‌ازحد به اطلاعات اولیه.
شواهد تاریخی این ارزیابی را تأیید می‌کنند. برای نمونه، در جلسه‌ای در سال ۱۳۶۵ که امام خمینی(ره) با «حلم» و «ملایمت» فراوان سعی در منصرف کردن آیت‌الله منتظری از اقدامی خاص داشتند، ایشان با «لحن تند و ستیزه‌گرانه» و «جواب‌های تندی» پاسخ می‌دادند، تا جایی که حضار از این ناسازگاری متعجب شده بودند. (2) این مواجهه، عینی‌سازی همان نقص در «خودکنترلی عاطفی» و عدم تناسب رفتار با شأن رهبری و الزامات انضباط سیاسی بود.

بر اساس تحلیل روان‌شناختی-سیاسی صورت‌گرفته، تطبیق معیارهای مطرح‌شده از سوی امام خمینی(ره) در «منشور روحانیت» با ارزیابی ایشان از آیت‌الله منتظری در نامه عزل، الگویی روشن از کاستی‌های صلاحیتی را نشان می‌دهد که در ذیل توضیح داده می‌شود:
امام در منشور روحانیت، «مدیر و مدبّر بودن» را به عنوان یک ویژگی کلیدی برای رهبری برمی‌شمارند. در مقابل، در نامه عزل، آیت‌الله منتظری را با واژه‌هایی مانند «ساده‌لوح» و صراحتاً «مدیر و مدبّر نبودید» توصیف می‌کنند. از منظر روان‌شناسی سیاسی، این توصیف حاکی از فقدان بینش راهبردی و توانایی تحلیل پیچیدگی‌های سیستماتیک حکمرانی است. به عبارت دیگر، ناتوانی در درک لایه‌های پنهان و ابعاد مختلف مدیریت جامعه، فرد را از ایفای نقش یک رهبر کارآمد بازمی‌دارد.
معیار دوم، «آشنایی با روش برخورد با حیله‌های جهان» است. امام در نامه عزل، همین مفهوم را با هشدار درباره پیامدهای عملکرد آقای منتظری بیان می‌کنند و می‌فرمایند: «کشور را … به دست لیبرال‌ها و از کانال آنها به منافقین می‌سپارید». این هشدار مستقیم، نشان‌دهنده «آسیب‌پذیری شناختی در برابر نفوذ و اطلاعات جهت‌دار» است. چنین ضعفی باعث می‌شود فرد نتواند نیات واقعی بازیگران داخلی و خارجی را تشخیص دهد و به سادگی قربانی مشورت‌های مغرضانه یا القائات شود.
سومین معیار، «داشتن بصیرت و دید» است که فراتر از دانش نظری، به خرد عملی و دوراندیشی اشاره دارد. امام، نقیض این ویژگی را در «سریعاً تحریک می‌شوید» می‌بینند. این عبارت، به وضوح به «ضعف در تنظیم هیجان و قضاوت تحت تأثیر احساسات لحظه‌ای» اشاره دارد. یک رهبر در شرایط بحران نیازمند حفظ آرامش و تعادل برای تصمیم‌گیری سنجیده است؛ واکنش‌پذیری سریع و تکانشی، این توانایی را خنثی کرده و می‌تواند به تصمیماتی بینجامد که ثبات نظام را مخدوش کند.
در مجموع، این تطبیق سه‌گانه نشان می‌دهد که از نگاه امام خمینی (ره)، آیت‌الله منتظری فاقد آن ترکیب ضروری از بلوغ عاطفی (خودکنترلی) ، تاب‌آوری شناختی (بصیرت) و مهارت راهبردی (تدبیر) بود. این کاستی‌ها نه ضعفی شخصی، بلکه «معلولیتی راهبردی» تلقی می‌شد که می‌توانست موجودیت نظام نوپای اسلامی را در یک مقطع حساس تاریخی به مخاطره بیندازد. بنابراین، تصمیم عزل را باید اقدامی مبتنی بر «مدیریت ریسک و صیانت از مصالح عالی نظام» تفسیر کرد.

تبعات راهبردی ضعف خودکنترلی: سه آسیب بزرگ

ضعف در خودکنترلی عاطفی و تاب‌آوری شناختی، برای یک مقام رده‌بالای نظام، تنها یک خطای فردی نیست، بلکه «آسیب‌پذیری راهبردی» ایجاد می‌کند که در ادامه به چند مورد از آن اشاره می گردد:
۱. آسیب‌پذیری در برابر نفوذ: فرد فاقد فیلتر شناختی قوی، به‌سادگی تحت تأثیر القائات اطرافیان قرار می‌گیرد. امام خمینی(ره)، در نامه تصریح کردند که آقای منتظری کشور را به دست «لیبرال‌ها» می‌سپارد. منابع دیگر نیز به «تسلط» اطرافیان خاص (مانند بیت خودش و سید مهدی هاشمی) بر ذهن ایشان و فعالیت‌های «خطرناک» و «خودرأی» آنان اشاره کرده‌اند. (2)
۲. تخریب قضاوت در بحران: شرایط حساس پایان جنگ و مسائل امنیتی پیچیده، نیازمند تعادلی سخت بین اخلاق، مصلحت و اقتدار بود. واکنش‌پذیری عاطفی بالا می‌توانست این تعادل را بر هم زده و منجر به تصمیمات احساسی و بی‌ثبات‌کننده‌ی کل نظام شود.
۳. از دست دادن اقتدار و اعتبار: مواضع و سخنان قابل پیش‌بینیِ یک مقام عالی‌رتبه که «سریعاً تحریک» می‌شود، اعتماد نهادهای زیرمجموعه و مردم را تخریب می‌کند. این نقطه‌ی مقابل «مدیر و مدبّر بودن» است.
از منظر روان‌شناسی سیاسی، تصمیم امام خمینی(ره) را باید فراتر از یک عزل شخصی، به عنوان «اقدامی پیش‌گیرانه و مدیریت ریسک» در سطح کلان نظام تفسیر کرد. ایشان با ارجاع به معیارهای «منشور روحانیت»، نشان دادند که از نگاه ایشان، آیت‌الله منتظری فاقد آن «بلوغ عاطفی و شناختی ضروری» برای هدایت سیستم پیچیده‌ی حکومت در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی (پایان جنگ و تدوین سیاست‌های جدید) بود.
بر پایه مستندات، نگرانی امام خمینی(ره) صرفاً از وضعیت موجود نبود، بلکه آینده‌پژوهانه بود؛ ایشان «مزاحمت» این فرد را برای «آینده‌ی نظام» پیش‌بینی می‌کردند. (2) لذا، عزل یک اقدام قاطع مدیریت بحران پیش از وقوع بود تا یک آسیب‌پذیری شناختی-هیجانی در اوج هرم قدرت، پیش از آنکه به تهدیدی راهبردی برای موجودیت نظام تبدیل شود، خنثی گردد. این تصمیم، نمونه‌ای عینی و ضروری از حکمرانی بر مبنای «مصلحت» بود؛ رویکردی که در آن حفظ کلیت و امنیت نظام، به‌عنوان عالی‌ترین تجلی خرد عملی و حکمرانی عقلانی، در اولویت مطلق قرار می‌گیرد.

فهرست منابع:

خمینی، سید روح‌الله. منشور روحانیت. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری
پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری. گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب درباره آیت‌الله منتظری 

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
واکاوی روان‌شناختی عزل آیت‌الله منتظری بر پایه مثلث ناتوانی در مدیریت هیجان، تحلیل اطلاعات و تدبیر

لینک کوتاه: