یادداشت؛

ویرانه‌های غزه و لبنان را بسازیم

در غزه، کشورهای متعددی همچون عربستان سعودی، امارات، آلمان، قطر، اردن و عراق و دیگر ملل، در بازسازی ورود کرده‌اند. این رقابت در بازسازی، یک رقابت ژئوپلیتیکی است؛ البته که اغراض متفاوت است! از این منظر، ورود شرکت‌های ایرانی به این فرآیند، صرفاً مشارکتی اقتصادی نیست، بلکه بستری برای حضور عمیق‌تر ایران در شبکه‌ی اجتماعی-سیاسی منطقه خواهد بود.

رحامدیا | سجاد انجم‌شعاع

امروز در مواجهه با اسرائیل، جنگی که محوریت آن اسلام است، نه یک درگیری صرفاً نظامی بلکه نبردی تمدنی است؛ نزاعی میان جبهه مقاومت که به مثابه حاملان گفتمان حق‌طلبی و عدالت‌جویی شیعی در برابر پروژه‌ی صهیونیستی که در پی استیلا و هژمونی است. در این میدان، ایران نه‌تنها باید در عرصه‌ی نظامی و امنیتی نقش‌آفرین باشد، بلکه ضرورت دارد حضور خود را در بازسازی مناطق آسیب‌دیده، به ویژه در لبنان و غزه، به راهبردی عملیاتی و پایدار بدل کند.

امروز، در لبنان، هزاران واحد مسکونی و زیرساختی ویران شده است؛ اعدادی که شاید به ۲۰ یا ۳۰ هزار واحد برسد. برای کشوری چون ایران که اراده‌ی ساخت یک میلیون واحد مسکن در سال را در برنامه دارد، این حجم از بازسازی، نه یک چالش بلکه فرصتی برای تحکیم پیوند راهبردی است. اما نباید این حضور را صرفاً در قالب کمک مالی تفسیر کرد؛ بلکه باید شرکت‌های ایرانی به‌عنوان بازیگران و سهام‌داران در این فرایند حاضر شوند، حضوری که نه‌تنها منفعت اقتصادی دارد، بلکه ارتباطی تمدنی و لایزال با جوامع هدف ایجاد می‌کند.

در غزه، کشورهای متعددی همچون عربستان سعودی، امارات، آلمان، قطر، اردن و عراق و دیگر ملل، در بازسازی ورود کرده‌اند. این رقابت در بازسازی، یک رقابت ژئوپلیتیکی است؛ البته که اغراض متفاوت است!
از این منظر، ورود شرکت‌های ایرانی به این فرآیند، صرفاً مشارکتی اقتصادی نیست، بلکه بستری برای حضور عمیق‌تر ایران در شبکه‌ی اجتماعی-سیاسی منطقه خواهد بود. وقتی شرکت‌های ایرانی بازسازی را به دست می‌گیرند، جامعه‌ی ایرانی در غزه حضور می‌یابد. این حضور، ارتباطی مردم‌محور ایجاد می‌کند و این ارتباط، سنگ‌بنای امت واحده را.

مسأله فعلی محور مقاومت (جمهوری اسلامی) این است که ارتباطش با جبهه‌ی مقاومت عمدتاً از مسیر رسانه‌ها، دیپلمات‌ها، سازمان‌ها و ارگان‌های برقرار شده است. این نوع ارتباط، هرچند مهم، اما آسیب‌پذیر است؛ چراکه روایت‌های لیبرال-غربی و پروپاگاندای صهیونیستی می‌توانند آن را تضعیف و حتی قطع کنند. ارتباطی که از طریق رسانه برقرار شود، با یک جنگ روایت‌ها مخدوش می‌شود؛ اما ارتباطی که از بطن جامعه شکل گیرد، گسست‌ناپذیر خواهد بود. جوامع نمی‌توانند به آسانی ارتباط مردمی را که بر پایه‌ی نیازهای واقعی و تعاملات ملموس استوار است، قطع کنند.

راهبرد ایران در مواجهه با جنگ ویرانگر صهیونیستی نباید تنها به تأمین تسلیحات یا حمایت دیپلماتیک محدود شود. اگر بخواهیم ارتباطات خود را با محور مقاومت از سطح «رسانه‌ای-دیپلماتیک» به سطح «مردمی-تمدنی» ارتقا دهیم، باید به بازسازی ورود کنیم. حضور در بازسازی، معادل حضور در قلوب مردم است؛ نفوذی که نه با بمباران خبری از بین می‌رود و نه با تحریم‌های اقتصادی. این همان پیوندی است که روایت صهیونیستی از مقاومت را از یک سازمان نظامی به یک جنبش اجتماعی و مردم‌نهاد تبدیل می‌کند.

در سطح راهبردی، ورود ایران به بازسازی باید هوشمندانه و هدفمند باشد. ایجاد کنسرسیوم‌های عمرانی و زیرساختی ایرانی برای لبنان و غزه، همکاری مشترک با نهادهای محلی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی، نه‌تنها به ایران امکان افزایش سرمایه می‌دهد، بلکه تصویری سازنده و صلح‌آفرین از ایران ارائه خواهد کرد. این تصویر، تصویری است که غرب و رسانه‌های صهیونیستی همواره در صدد مخدوش کردن آن هستند. در حالی که آنان تلاش می‌کنند ایران را به عنوان یک «کنشگر نظامی» معرفی کنند، مشارکت در بازسازی، ایران را به عنوان «کنشگری سازنده» به نمایش خواهد گذاشت.

این حضور می‌تواند به تقویت «قدرت نرم» ایران در جهان عرب و جوامع اسلامی منجر شود. بازسازی، نه فقط خانه‌ها و زیرساخت‌ها، بلکه بازسازی هویت و امید مردم آسیب‌دیده است. این همان قدرتی است که به‌جای وابستگی، همبستگی می‌سازد. این همان راهبردی است که از جنگ‌زدگان، متحدانی وفادار برای محور مقاومت می‌سازد.
این همان جهاد بازسازی است که آینده‌ی مقاومت را نه‌تنها در جنگ، بلکه در دوران پساجنگ نیز تضمین خواهد کرد.

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
ویرانه‌های غزه و لبنان را بسازیم

لینک کوتاه: