به گزارش رحا مدیا، محمدرضا آتشینصدف، بهمناسبت ۴ خردادماه روز ملی مقاومت و پایداری در خبرگزاری ایکنا نوشت: یکی از واژههای پرتکرار زمانه ما در جبهه انقلاب، واژه مبارک مقاومت است که هم سفارش امامین انقلاب است و هم مطالبه نیروهای انقلابی و هم مبغوض جریان غیرانقلابی.
درباره این مفهوم مقدس از منظرهای گوناگونی میتوان سخن گفت و سخن گفتهاند؛ اما نگریستن به آن از پنجرهی فقه شیعه، شاید تاکنون کمتر برای بسیاری از خوانندگان فراهم شده باشد. در ادامه به اجمال از این دریچه به آن مینگریم.
معنای مقاومت چیست؟ منظور از فقه مقاومت چیست؟ از نظر فقهی مقاومت بر چه پایههای برپاست؟
چیستی و چگونگی مقاومت و فقه آن
رهبر انقلاب اسلامی در تعریف مقاومت فرمودند: «معنای مقاومت این است که انسان راهی را انتخاب کند که آن را، راه حق میداند، راه درست میداند و در این راه شروع به حرکت کند و موانع نتواند او را از حرکت در این راه منصرف کند و او را متوقف کند؛ این معنای مقاومت است». (بیانات رهبری، ۱۳۹۸/۳/۱۴) مقاومت دارای سطوح، فرهنگی سیاسی و اقتصادی است. (بیانات رهبری، ۱۳۹۵/۵/۳۱)
فقه مقاومت که مقابل فقه سازش و همزیستی با ظالمان است عبارت است از آن بخش از دانش فقه که راهبردها و احکام ایستادگی در برابر تهدیدها، تجاوزها و نفوذهای خارجی و داخلی و مقابله با آنها و نیز دفاع از ارزشها، اصول و مرزهای اسلامی را از منابع اصیل شیعی استنباط میکند.
فقه مقاومت را در دو شاخه میتوان بررسی کرد؛ ابتدا با سرفصل «مقاومت در برابر سلطه حکومتهای مستبد بر کشورهای اسلامی» و دوم؛ «مقاومت در برابر سلطهجوییهای بیگانگان به ویژه استکبار جهانی.»
دربارهی شاخهی دوم که امروزه بیشتر به آن نیاز داریم، رهنمود امام خمینی(ره) راهگشاست: «هان ای مسلمانان جهان و مستضعفان تحت سلطهی ستمگران، به پا خیزید و دست اتحاد به هم دهید و از اسلام و مقدرات خود دفاع کنید و از هیاهوی قدرتمندان نهراسید که این قرن به خواست خداوند قادر، قرن غلبهی مستضعفان بر مستکبران و حق بر باطل است.» (صحیفه امام، ج ۱۵، ص ۱۷۱)
رهبر انقلاب نیز دربارهی ریشه دینی مقاومت در برابر استکبار جهانی، ریشه مقابله با استکبار را امری دینی می دانند و بر این باور تأکید دارند که «مقابله با استکبار ریشه دینی هم دارد؛ کلمه استکبار و مستکبر و نقطهی مقابلش استضعاف و مستضعف در قرآن هست. مبارزه با استکبار هم ممکن است و هم دارای آینده هست و هم برای ملت ایران یک فریضه به حساب .» (بیانات رهبری ۹/۸/۱۳۷۵)
فقه مقاومت به لحاظ اندیشه و نظر بر اساس ابواب مختلف فقه بنا شده و الهام گرفته از تکالیفی اجتماعی مانند جهاد در برابر طاغوت و ستمگران، امر به معروف و نهی از منکر، حرمت پذیرش ولایت ستمگران، نفی سلطهی کافران بر جامعه اسلامی و مانند آن است. فقه مقاومت تاکنون در کتب فقهی در باب جداگانهای مطرح نشده بلکه مباحث آن در ابواب گوناگون فقه پراکنده بوده است؛ ابوابی مانند جهاد، امر به معروف، تقیه، مکاسب محرمه (کسب و کارهای حرام)، بیع (خرید و فروش)؛ هر چند با توجه به اهمیت و گستردگی آن شاید در آینده فصل مستقلی را در آثار فقهی به خود اختصاص دهد.
مبانی قرآنی مقاومت
در ادامه به برخی از مبانی فقهی مقاومت از دیدگاه قرآن اشاره میکنیم.
جواز جهاد با دشمنان
در آیات گوناگون قرآن کریم به وضوح از جهاد با دشمنان سخن رفته است؛ برای مثال «أُذِنَ لِلَّذِینَ یقْتَلُونَ بِأَنَّهُم ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلَی نَصْرِهِم لَقَدِیرٌ.» (سوره حج، ۳۹) به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده، رخصت جهاد داده شده چرا که مورد ظلم قرار گرفتهاند بهدرستی که خداوند بر پیروزی آنان تواناست.
وجوب تقویت نیروهای نظامی
یکی از مبانی فقه مقاومت تقویت نیروهای مسلح جامعه در برابر دشمنان اسلام است. «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یعْلَمُهُمْ…» (سوره انفال، ۶۰) و شما (ای مؤمنان) در مقام مبارزه با آن کافران خود را مهیا کنید و تا آن حد که بتوانید از آذوقه و تسلیحات و آلات جنگی و اسبان سواری زین کرده برای تهدید و ترساندن دشمنان خدا و دشمنان خودتان فراهم سازید و نیز برای قوم دیگری که شما بر (دشمنی) آنان مطلع نیستید (منافقان) و خدا بر آنها آگاه است.
قاعده نفی سبیل
یکی از مباحث علم فقه نفی سلطه کفار بر مسلمانان است. این قاعده، راه هر گونه بردگی سیاسی اقتصادی و نظایر آن را بر مسلمین میبندد. مهمترین دلیل این قاعده آیهی ۱۴۱ شریفه سوره نساء است: «لَنْ یجْعَلَ اللهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» خداوند، در قوانین و شریعت اسلام هیچگونه راه نفوذ و سلطه کفار بر مسلمین را باز نگذاشته است؛در این زمینه ابواب و آیات و نیز روایات فراوان دیگری نیز وجود دارد که در این مجال فرصت جولان بیشتر نیست. حاصل آنکه مقاومت همهجانبه در برابر دشمنان دارای مبانی فقهی محکم و متعددی است که این وظیفه دینی را شایسته و بلکه بایسته معرفی میکند.