نگاهی تحلیلی بر نسبت میان اسلامیت و جمهوریت

پیوند ناگسستنی اسلامیت و جمهوریت

نسل جوان امروز، نه با شعارهای کلیشه‌ای، که با عمل صادقانه جذب می‌شود. وقتی می‌بیند مسئولان به‌جای زندگی اشرافی، ساده‌زیستی پیشه می‌کنند، یا وقتی می‌بیند قاضی بدون ترس از منابع قدرت و پول، به نفع مردم رأی می‌دهد، آنگاه هم به اسلامیت نظام اعتماد می‌کند و هم به جمهوریت آن. اما اگر شکاف بین گفتار و کردار مسئولان ادامه یابد،…

رحامدیا | یوسف پورجم

انقلاب اسلامی ایران از ابتدا بر پایه دو بالِ به هم پیوسته «اسلامیت» و «جمهوریت» استوار شد. این دو مفهوم، نه رقیب یکدیگر، که مکمل هم هستند. امام خمینی (ره) در همان روزهای آغازین پیروزی انقلاب تأکید داشتند که جمهوری اسلامی بدون حضور فعال مردم، معنایی ندارد و از سوی دیگر، مردم‌سالاری بدون التزام به احکام اسلام، به بیراهه خواهد رفت. اما امروز پس از چهار دهه، گاهی به نظر می‌رسد برخی جریان‌ها یا از سر ناآگاهی یا با برنامه‌ریزی حساب‌شده، می‌خواهند این دو رکن را در تقابل با هم قرار دهند. این تقابلِ ساختگی، نه‌تنها آینده نظام را تهدید می‌کند، بلکه بازی بُرد-بُرد دشمنان را تسهیل خواهد کرد.

در جدال با پلورالیسم

یکی از خطراتی که همواره اسلامیت نظام را نشانه رفته، تلاش برای عرفی‌سازی حکومت تحت لوای «مدرنیته» است. برخی مدعی‌اند که برای حفظ جمهوریت، باید از «سخت‌گیری‌های دینی» کاست! غافل از اینکه قانون اساسی ایران، جمهوریت را در چارچوب اسلام تعریف کرده است. مثلاً در مسئله انتخابات، نه‌تنها مشارکت مردم یک حق است، بلکه شرعیّت حکومت نیز به همین مشارکت وابسته است. وقتی امام خامنه‌ای (مدظله) می‌فرمایند مردم سالاری دینی یعنی مردم در متن حکومتند، دقیقاً به همین پیوند اشاره دارند. اما اگر روزی اسلامیت نظام کم‌رنگ شود، چه تضمینی وجود دارد که جمهوریت باقی بماند؟ تاریخ معاصر ایران پاسخ روشنی به این پرسش داده است.

در دوران پهلوی، حکومت تلاش کرد با شعارهای تجددخواهانه، اسلام را به حاشیه براند. نتیجه چه شد؟ استبدادی که نه پایگاهی در مردم داشت و نه مشروعیتی در دین. حتی ظواهر دموکراسی مانند انتخابات نیز به تمسخر گرفته می‌شد. امروز هم برخی با ادعای دفاع از حقوق مردم، در واقعیت به دنبال حذف هویت دینی نظام هستند. مثلاً در فضای مجازی شاهدیم که چگونه با تحریف مفاهیمی مثل «آزادی»، سعی می‌کنند تقابل کاذبی بین دین و خواست عمومی ایجاد کنند. یک نمونه آشکار، کمپین‌های ضد حجاب است که با سوءاستفاده از اعتراضات صنفی، می‌کوشند اسلامیت نظام را هدف بگیرند. اما آیا این جریان‌ها واقعاً دغدغه جمهوریت دارند؟ این روزها برای همه روشن شده است که بسیاری از حامیان این کمپین‌ها، وابسته به نهادهای خارجی هستند که نه به مردم ایران، که به منافع قدرت‌های سلطه‌گر وفادارند.

کرم‌های یاغی

از سوی دیگر، تهدیداتی که مستقیم‌تر جمهوریت را هدف می‌گیرند، به همان اندازه خطرناک‌اند. وقتی فساد اقتصادی گسترده می‌شود یا شکاف طبقاتی عمیق می‌گردد، مردم به‌تدریج احساس می‌کنند صدایشان به جایی نمی‌رسد. اینجاست که دشمن با جعل شعارهایی مثل «جمهوری فاسد»، تلاش می‌کند اسلامیت و مردم‌سالاری را از هم جدا کند. ایجاد تصورات غیرواقعی از زندگی‌های رویایی در کشورهای به ظاهر پیشرفته و در مقابل بزرگ کردن ضعف اقتصاد در داخل، نه‌تنها به شناخت معیشتی مردم آسیب می‌زند، بلکه اعتماد عمومی به توانایی نظام در تحقق عدالت اسلامی را خدشه‌دار می‌کند. جوانی که با مدرک دانشگاهی بیکار است، ممکن است به‌اشتباه تصور کند مشکل از اسلام است، نه از مدیران ناکارآمد. این همان نقطه‌ای است که هم جمهوریت و هم اسلامیت به طور هم‌زمان آسیب می‌بینند.

نکته کلیدی اینجاست که اولین قربانیِ دور شدن از اسلامیت، خودِ جمهوریت است. تجربه کشورهای منطقه نشان داده هرگاه حکومت‌ها از هویت دینی فاصله گرفته‌اند، به بهانه‌های مختلف مانند «مبارزه با افراط‌گرایی»، فضای مشارکت مردمی را نیز محدود کرده‌اند. در ایران اما، مشروعیت نظام در گروی رضایت مردم است. حتی ولایت فقیه که قلب اسلامیت نظام است، با پذیرش عمومی تحقق می‌یابد. امام خمینی (ره) در نامه تاریخی خود به گورباچف، با صراحت هشدار دادند که اشتباه غرب این است که می‌پندارد می‌تواند با کنار گذاشتن دین، به پیشرفت برسد. امروز نیز اگر نظام اسلامی بخواهد در برابر فشارهای داخلی و خارجی مقاومت کند، چاره‌ای ندارد جز تکیه هم‌زمان بر ایمان مردم و خرد جمعی آنان.

گرگ‌های همیشه بیدار

در این میان، نقش دشمنان خارجی را نباید دستکم گرفت. اسناد منتشرشده از مراکز مطالعاتی غرب حاکی از آن است که استراتژی اصلی آنها، ایجاد دوگانگی بین نسل جوان و ارزش‌های انقلاب است. مثلاً با دامن زدن به اختلافات قومی یا مذهبی، می‌کوشند وحدت ملی را تضعیف کنند. در یکی از گزارش‌های مؤسسه رند آمریکا در سال ۲۰۲۱ اینطور آمده است که برای مهار ایران، باید هویت اسلامی آن را به چالش کشید و هم‌زمان، ناکارآمدی دولت در پاسخگویی به مردم را برجسته کرد. این یعنی حمله هم‌زمان به دو رکن نظام. اما آیا واقعاً مردم ایران این بازی را نمی‌فهمند؟ خاطره دفاع مقدس و حضور یکپارچه مردم در صحنه‌هایی مانند نماز جمعه نصر نشان می‌دهد که جامعه ایرانی به‌خوبی آگاه است که حفظ استقلال و عزت کشور، در گروی حفظ این پیوند است.

راه نجات اما چیست؟ پاسخ در نگرش واقع‌بینانه و تأکید بر آرمان‌های اولیه انقلاب است. مردم‌سالاری دینی نه یک شعار، که یک مکانیسم عملیاتی است. مثلاً در مسئله اقتصاد، باید به‌جای تکیه بر مدل‌های وارداتی، به سراغ الگوهای بومیِ مبتنی بر وقف، خمس و انفاق رفت که هم اسلامی است و هم مشارکت مردم را جلب می‌کند. در حوزه فرهنگ نیز به‌جای تقلید از سبک زندگی غربی، می‌توان از هنر ایرانی-اسلامی برای بیان مشکلات جامعه استفاده کرد. فیلم‌هایی مانند «ناخدا خورشید»، «ماجرای نیمروز»، «لاتاری»، «طلا و مس»، «مهمان مامان» و «شنای پروانه» که بدون شعارزدگی، واقعیت‌های اجتماعی را روایت می‌کنند، نمونه خوبی از این رویکردند.

نسل جوان امروز، نه با شعارهای کلیشه‌ای، که با عمل صادقانه جذب می‌شود. وقتی می‌بیند مسئولان به‌جای زندگی اشرافی، ساده‌زیستی پیشه می‌کنند، یا وقتی می‌بیند قاضی بدون ترس از منابع قدرت و پول، به نفع مردم رأی می‌دهد، آنگاه هم به اسلامیت نظام اعتماد می‌کند و هم به جمهوریت آن. اما اگر شکاف بین گفتار و کردار مسئولان ادامه یابد، دشمنان فرصت خواهند یافت تا این شکاف را به بحران تبدیل کنند.

در پایان باید از خود پرسید آیا نظامی که توانسته در سخت‌ترین شرایط مانند جنگ تحمیلی یا تحریم‌های ظالمانه مقاومت کند، نمی‌تواند با چالش‌های فعلی روبرو شود؟ پاسخ قطعاً مثبت است، به شرطی که هیچگاه فراموش نکند مشروعیتش از آسمان و زمین با هم می‌آید؛ از تعهد به اسلام و همراهی مردم. هرگونه عدول از این اصل، بازی با آتش است. همان‌طور که رهبر انقلاب فرموده‌اند ملتی که هم ایمان دارد هم عقلانیت، شکست‌ناپذیر است. این جمله یک کلید تمدنی‌ است! تلفیق اسلامیت و جمهوریت نه یک انتخاب، که تنها راه بقاء و رشد و سعادت است.

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
پیوند ناگسستنی اسلامیت و جمهوریت

لینک کوتاه: