رحامدیا | داود فاضل فلاورجانی
از شخصیتهای شجاع در عرصهی تاریخ سیاسی معاصر ایران، آیتالله سید حسن مدرس طباطبایی است که مبارزات خستگیناپذیر او با سلطهگری انگلیس و دیکتاتوری رضاخانی شهرهی افواه است، بهگونهای که حضرت امام خمینی بارها از ایشان یاد کرد و از شاگردیش در مکتب این انسان مبارز و انقلابی سخن گفت.
از اقدامات انقلابی و تاریخساز این مرد بزرگ ایستادگی یکتنه در مقابل قرارداد ننگین 1919، معروف به «قرارداد وام» است که در 12 ذیقعدهی 1337 قمری میان وثوقالدوله (رئیسالوزرای وقت) و سِرپرسی کاکس (وزیرمختار انگلیس) بسته شد. در این معاهده اختیارات کاملی به دولت انگلیس داده شده بود تا در مقابل خدماتی! از جمله گمرکات، بانکها، معادن و کشتیرانی انگلیس در کارون؛ اجازهی ورود نیروهای انگلیس به ایران برای اداره مالیه و تربیت قشون متحدالشکل ایران داده شود. به تعبیر بهتر این قرارداد سند واگذاری استقلال ایران به انگلیس خبیث بود، سندی که در آن ایران نه تنها در مقابل واگذاری این همه امتیاز (با عنوان خدمت) چیزی دریافت نمیکرد بلکه استقلال نظامی و مالی خود را نیز از کف میداد.
به محض انتشار خبر امضای قرار داد و با وجود سیاست سرکوبِ وثوقالدوله، مدرس با رشادت و سیاست تمام، در مقابل این قرارداد وارد عمل شد. ایجاد تحرک در مردم و مکاتبه با سران ایلات و عشایر توسط ایشان باعث بالاگرفتن مخالفتها شد و مردم تهران تظاهرات وسیعی علیه وثوقالدوله براه انداختند.
نکتهی بسیار جالبی که در جریان مبارزهی مدرس در مجلس به چشم میخورد استدلال ایشان در یکی از نطقهای مشهورش در مجلس است: «هی میآمدند به من میگفتند این قرارداد کجایش بد است؟ هرکجایش بد است مواردش را ذکر کنید تا برویم اصلاح بکنیم. من جواب میدادم: آقایان من رجل سیاسی نیستم، یک نفر آخوندم و از رموز سیاست سردرنمیآورم، اما آن چیزی که استنباط میکنم در این قرارداد بد است، همان مادهی اولش میباشد که میگوید ما استقلال ایران را به رسمیت میشناسیم!» نیز در پاسخ به وثوقالدوله که به مدرس گفته بود: آقا در برابر این قرارداد انگلیسیها استقلال ما را به رسمیت میشناسند؛ مدرس جواب داد: «همهی اشکال در اینجاست. انگلیس کیست که بخواهد استقلال ما را بهرسمیت بشناسد؟»
اخیراً معاون پارلمانی دولت لایحهای با قید دو فوریت در تاریخ ۱۵ بهمن ماه به مجلس ارائه کرده است تا به کنوانسیون محدودیت یا ممنوعیت کاربرد برخی سلاحهای متعارف بپیوندد به گفتۀ او هدف ایران از پیوستن به این کنوانسیون، ترویج اقدامات بشردوستانه ایران، اعلام پایبندی به آن و تحرکبخشی به دیپلماسی دفاعی ایران است.
فعلا کاری به این نداریم که اهداف سازمانهای بینالمللی تحت سیطرۀ آمریکا و صهیونیسم از راهاندازی چنین کنوانسیونهای چیست و آیا واقعا دلشان به حال بشر و حقوق بشر سوخته است یا خیر! کاری به این نداریم که این نهادهای حقوقبشری و بهخصوص اعضای این کنوانسیون در زمان جنگ غزه کجا بودند که هزاران تن بمب نامتعارف و فسفری بر سر مردم مظلوم ریخته شد! ضمن اینکه در ماهیت این معاهدات هم تردید است که آیا برای دفاع از حقوق انسانها هستد یا مانند آژانس هستهای صرفا ابزاری هستند برای کنترل دیگران!
سؤال اصلی ما از مسئولان محترم دولتی این است که مگر ما تحت قیمومیت نظام سلطه هستیم که برای ما معیار «بشردوستی» را تعریف کنند؟ مگر ما انقلاب نکردیم که از سیطرهی معیارهای آمریکایی حاکم برجهان خارج شویم؟ بهراستی جای مدرس خالیست که با شجاعت نهیب بزند: «نهادهای صهیونستی چکارهاند که بخواهند برای ما تعیین تکلیف کنند و بشردوستی یاد ما بدهند؟»