آیتالله عبدالرحیم ربانیشیرازی که امام خمینی(ره) از او با تعبیر «مجاهد عزیز» یاد کرد، در سال ۱۳۰۱ش در خانوادهای متدین در شیراز دیده به جهان گشود. از سال ۱۳۱۸ تحصیل علوم دینی را آغاز کرد و در دههی بیست شمسی با مجاهدت در برابر فرقههای صوفیه، بابیه و بهاییه، نخستین نشانههای روحیهی اصلاحگر و اسلاممحور خود را آشکار ساخت. از ۱۳۲۷ش در محضر آیتالله بروجردی در قم به درس و بحث اشتغال یافت و پس از رحلت استاد، از نخستین کسانی بود که مرجعیت امام خمینی(ره) را مطرح و ترویج کرد.
ساواک در سال ۱۳۴۵ او را «محرک اصلی و از طرفداران سرسخت خمینی» معرفی کرد؛ مأموران رژیم از منزلش اعلامیهها و مدارکی علیه حکومت به دست آوردند و او را به زندان انداختند.در دوران زندان، رژیم شرط آزادی وی را عدم بازگشت به قم دانست، اما آیتالله ربانی با صلابت پاسخ داد که آزادی بدون حضور در سنگر حوزه بیارزش است. او ترجیح داد در بند بماند تا از آرمان خود دست بکشد. در زندان قزلقلعه، نامههایی سرگشاده به مراجع و مجامع بینالمللی نوشت که به بیرون درز کرد و انعکاس گستردهی آن نظام پهلوی را تحت فشار قرار داد.پس از آزادی، ربانیشیرازی همچنان فعال ماند.
در سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۴ به رغم بازداشتهای مکرر، با نیروهای مذهبی و روحانیون انقلابی همکاری نزدیک داشت و در ترویج اندیشهی ولایت فقیه نقشی بنیادی ایفا کرد. پس از انتشار جزوات دروس ولایت فقیه امام در نجف (۱۳۴۹)، ربانیشیرازی با شور انقلابی خاص، شبکهای از روحانیون مبارز را سامان داد تا آموزههای امام را در سراسر ایران ترویج کنند. او این فعالیت را فرصتی برای پیوند نسلهای جوان روحانی با اندیشهی حکومت اسلامی دانست. ساواک این اقدام را «اقدام سازمانیافته علیه سلطنت» نامید و او را بازداشت کرد.
در میانهی دههی پنجاه، دوران سیطرهی اختناق پلیسی به اوج خود رسیده بود، اما ربانیشیرازی در همین فضای بسته، از معدود روحانیونی بود که گامهایی عملی برای تدوین نخستین پیشنویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران برداشت. این متن تاریخی برای نخستین بار در سال ۱۳۵۴ بهصورت مخفیانه منتشر شد و سپس به دست مأموران ساواک افتاد. اگرچه نویسندگان آن به دلیل رعایت اصول حفاظتی هرگز آشکار نشدند، نشانههای موجود در گزارشهای ساواک و روایت شاگردان امام، نقش آیتالله ربانیشیرازی در شکلدهی فکری و عملی این پیشنویس را تأیید میکند. او از مدتی پیشتر در مطالعهی تطبیقی قوانین اسلامی و مدنی فعال بود و در جلسات محرمانهی برخی روحانیون انقلابی در قم دربارهی اصول حکومت اسلامی، نظرات محوری امام را به صورت مواد قانون اساسی تنظیم میکرد.
براساس قرائن تاریخی، بخشی از این پیشنویس اولیه که حول محور ولایت فقیه، شورا و عدالت اجتماعی شکل گرفت، با قلم و اندیشهی ربانیشیرازی سامان یافت.در سالهای دههی پنجاه، او بارها به سردشت و جیرفت تبعید شد. در سردشت، امام جماعت مردم بود و با مهربانی و روشنبینی در میان اهالی کرد، به وحدت شیعه و سنی یاری رساند. ساواک از محبوبیت روزافزون او بیمناک بود و او را به جیرفت تبعید کرد، اما در آنجا نیز با تشکیل جلسات اخلاق و مباحث حکومت اسلامی، وحدت دینی را گسترش داد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آیتالله ربانیشیرازی از سوی امام خمینی مأمور رسیدگی به وضعیت کردستان و آذربایجان شد و سپس در مجلس خبرگان قانون اساسی، از تدوینگران اصلی قانون نهایی جمهوری اسلامی بود.
او در بررسی و اصلاح مواد دولت اسلامی، شوراها و توازن میان ولایت فقیه و ارادهی عمومی ملت نقش فکری مهمی ایفا کرد. بعدها نیز به عضویت شورای نگهبان و مجلس خبرگان رهبری درآمد و تا پایان عمر همواره از هویت علمی و انقلابی حوزه دفاع کرد.
حجتالاسلام محمدجواد حجتی کرمانی دربارهی او میگوید: «در میان روحانیون کسی را چون او ندیدم. آقای منتظری در سیاست پیشرو بود، اما فهم و انضباط فکری ربانی را نداشت.» این داوری تصویری روشن از عمق اندیشهی نظری و نظم ذهنی او در تبیین اصول نظام جدید ارائه میدهد.آیتالله ربانیشیرازی در سال ۱۳۶۰ش در حادثه ای مشکوک به لقاء حق پیوست.



