دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی را معمولاً با تحریم و سیاست و پروندههای امنیتی توضیح میدهند. این توضیحها غلط نیست، اما کامل هم نیست. مسئلهی اصلی، عمیقتر از این حرفهاست. آمریکا با یک کشور مشکل ندارد؛ با یک ایده طرف است. ایدهای که اگر جدی گرفته شود، قابلیت تکثیر دارد و میتواند نظم مسلط را به چالش بکشد، میتواند انسان، جامعه و حتی تمدن بسازد. این همان نقطهای است که انقلاب اسلامی را برای نظم مسلط جهانی خطرناک میکند.
رهبر انقلاب سالها پیش، صورت مسئله را روشن کرده بودند:
«انقلاب اسلامی ایران، قطعاً آن انقلابی است که عصر تاریخ اسلام را یا عصر انقلاب اسلامی را بهدنبال خودش خواهد آورد… و دلیل دشمنیهای بسیار خشن استکبار هم با این انقلاب، همین تأثیری بوده که در آینده دارد.»
این جمله را باید چند بار خواند. دشمنی، از آیندهی انقلاب ناشی میشود. از افقی که این انقلاب باز کرده و میتواند دیگران را هم وارد آن کند.
انقلاب اسلامی از ابتدا فقط یک جابهجایی قدرت نبود. اگر صرفاً این بود، سالها پیش یا مهار میشد یا در نظم جهانی هضم. مسئله این است که انقلاب اسلامی، حامل یک معناست؛ معنایی که از دل اسلام برآمده، اما به عرصهی جامعه، سیاست و تمدن آمده است. این معنا، بدیل دارد؛ یعنی میگوید میشود جور دیگری زندگی کرد، جور دیگری حکومت کرد، جور دیگری انسان بود.
برای همین است که رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند انقلاب یک حادثهی تمامشده نیست:
«انقلاب یک حقیقت زنده است، یک موجود زنده است… تولد دارد، رشد دارد، قوام دارد.»
این تعبیر، دقیق و حسابشده است. موجود زنده، ایستا نیست. رشد میکند، تکامل پیدا میکند و _مهمتر از همه_ قابلیت تکثیر دارد.
اینجاست که باید از «ایدهی تکثیرشوندهی انقلاب اسلامی» سخن گفت. انقلاب اسلامی فقط ساختار سیاسی نساخت، «انسان» ساخت. انسانی که ایمان را با آگاهی، معنویت را با مسئولیت اجتماعی و دینداری را با مبارزه علیه ظلم جمع میکند. چنین انسانی، محدود به مرزهای ملی نمیماند. او حامل یک جهانبینی است، نه صرفاً تابع یک حکومت. یعنی وقتی از تکثیر انقلاب حرف میزنیم، منظور، تکثیر «انسان انقلابی» است.
رهبر انقلاب این روند را با یک تصویر قرآنی توضیح میدهند:
«مثل جامعهی اسلامی مثل گیاهی است که از زمین سر میزند، رشد میکند، ساقهاش محکم میشود… لیغیظ بهم الکفار.»
این خشم دشمن، تصادفی نیست. دیدن رشد آرام، پیوسته و ریشهدار یک الگو، بیش از هر تقابل نظامی، نظم مسلط را عصبی میکند.
غرب میتواند با دولتها معامله کند، با ساختارها کنار بیاید و حتی برخی انقلابها را در خود هضم کند؛ اما با الگویی که انسان جدید/متفاوت تولید میکند، دچار مسئله میشود. چون این انسان، فقط معترض نیست؛ اهل ساختن است و فقط نقد نمیکند بلکه پیشنهاد دارد. و این دقیقاً همان چیزی است که تمدن غربیِ خسته از معنا، از آن میترسد.
مسئله این نیست که انقلاب اسلامی چه کرده؛ مسئله این است که چه میتواند بکند.
برای همین است که برخلاف تبلیغات، انقلاب اسلامی فرسوده نشده است. رهبر انقلاب صریح میگویند:
«امروز قوام انقلاب و استحکام انقلاب از روزهای اول بیشتر است… انقلابیون امروز آگاهتر و بصیرترند.»
این جمله، پاسخ مستقیم به روایت افول است. افولی که بیشتر آرزوی دشمن است تا واقعیت میدان.
دشمنی آمریکا با انقلاب اسلامی، نه نشانهی خطای انقلاب است و نه دلیل ضعف آن. برعکس، نشانهی زنده بودن آن است. انقلاب اسلامی، تا وقتی بتواند این انسان را بسازد، تکثیر خواهد شد. و تا وقتی تکثیر شود، دشمن خواهد داشت. تمدنها، وقتی دشمنی میکنند که بدیل واقعی در برابر خود ببینند. و انقلاب اسلامی، اگر درست فهمیده شود، دقیقاً همان بدیل است: ایدهای زنده، ریشهدار و تکثیرشونده.



