آیت الله اراکی در مناسبتهای مختلف، با مقایسهی آشکار میان جنایات رژیم طاغوت پهلوی و اعمال یزید در تاریخ صدر اسلام، نهضت امام (ره) را تلاشی برای احیای حقیقی دین اسلام معرفی میکردند. در منظومهی فکری ایشان، امام خمینی (ره) فراتر از یک رهبر سیاسی، نقش «مُجدِدِ اسلام» را در قرن حاضر ایفا میکردند؛ شخصیتی که مأموریت احیای تعالیم اصیل اسلام را بر عهده داشت. این بینش، مبنای عملی پشتیبانی ایشان از انقلاب از همان روزهای نخست شد. زمانی که حرکت امام خمینی (ره) علیه لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی آغاز شد، آیتالله اراکی با درک اهمیت شرعی و اجتماعی این اقدام، در اطلاعیهای تاریخساز به تاریخ ۳ آذر ۱۳۴۱، خواستار الغای صریح این لایحه شدند. ایشان صریحاً اعلام کردند که این مصوبه به دلیل عدم انطباق با موازین شرع انور، عدم رضایت مردم، و نگرانی عموم مسلمین از کمرنگ شدن مظاهر دینی در جامعه، مردود است. این موضعگیری، نشان داد که ایشان کمترین مسامحهای را در برابر تضعیف پایههای دینی جامعه نمیپذیرفتند.
حمایتهای ایشان از امام، از مرز بیانیه ها فراتر رفت و در سطح تجلیلهای معنوی نمود پیدا کرد. به نقل از آیتالله سید حسن طاهری خرمآبادی، ایشان در دیداری در سال ۱۳۴۲ با اشاره به امام خمینی (که در آن زمان آیتالله کمالوند هم حضور داشت)، فرمودند: «این همنام شما یعنی حاج آقا روحالله اگر در روز عاشورا در کربلا حاضر بود، حتماً در صف اول یاران وفادار حضرت سیدالشهدا قرار میگرفت و به فیض شهادت نائل میآمد.» این سخن، تلاشی برای پیوند دادن مقام امام با قلهی ایثارگری شیعه بود.
حتی پیش از دستگیری امام توسط عوامل رژیم پهلوی، آیتالله اراکی پیام سرنوشتسازی را به اطرافیان رساندند تا به امام ابلاغ کنند: «من تمام علما را مورد ارزیابی قرار دادم و جز ایشان احیاگری برای اسلام نیافتم. ایشان مجدد دین اسلام در قرن حاضرند.» این دیدگاه، که در دیدار ایشان با امام در عراق نیز تکرار شد و در آنجا ایشان امام را «مجدد المذهب قرن خامس عشر» خطاب کردند، نشاندهنده عمق بصیرت ایشان نسبت به نقش محوری امام در تجدید حیات فکری و عملی اسلام بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دغدغهی آیتالله اراکی به سمت تثبیت و حفظ ارکان نظام مقدس معطوف شد. بنا بر خاطرهای از آیتالله خرازی، ایشان با قاطعیت اعلام میکردند که: «امام خمینی طاغوت ۲۵۰۰ ساله را از ایران بیرون راند، پس ما باید او را حمایت کنیم.» این اعتقاد، زمینهساز یک اصل اساسی در فقه سیاسی ایشان شد: «حفظ نظام واجب است.» آیتالله ابوالحسن اراکی (مصلحی) نقل میکنند که پدرشان بارها بر لزوم حضور فعال در صحنههای سیاسی تأکید داشتند. ایشان در تمام انتخابات پس از انقلاب، اعم از مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان، و ریاست جمهوری، نه تنها شرکت میکردند، بلکه با صدور اعلامیههایی، مردم را به حضور فرا میخواندند. در مواقعی که زمزمههایی از تشکیک در میان برخی مطرح میشد، ایشان با قاطعیت اعلام میفرمودند: «بدون اعتنا به وسوسههای خناسان شرکت کنید.»
به عنوان نمونهای از این وظیفهشناسی، در پیام مورخ ۱۵/ ۷/ ۱۳۶۹ پیرامون انتخابات مجلس خبرگان، شرکت در این امر را «یکی از وظایف اسلامی و اساسی هر فرد مسلمان» دانستند تا بدین وسیله «دین خود را به اسلام ادا» کرده و در «تثبیت این نظام مقدس که ضامن اجرای احکام نورانی اسلام است» سهیم باشند. همین موضع در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۲ نیز تکرار شد، جایی که حضور ملت را برای انتخاب رئیس جمهوری شایسته، واجبی الهی برای کوبیدن «بر دهان یاوهگویان و دشمنان داخلی و خارجی» معرفی کردند. حمایت آیتالله اراکی از آرمانهای نظام، در سختترین مقطع تاریخی، یعنی دوران جنگ تحمیلی نیز تجلی یافت. ایشان این جنگ را مصداق روشن «دفاع از اسلام و مسلمین» میدانستند و تقویت رزمندگان را واجب عینی تلقی میکردند. نظر ایشان در مورد جنگ، منطبق بر نظر امام خمینی (ره) بود: «هرگاه اسلام در خطر باشد، باید تمام مسلمانها در مقام دفاع برآیند و به هر شکل و به هر نوع که امکان دارد، اسلام راستین را حفظ کرد.»



