سنت گسترهمند الهی در خصوص کیفر دادن به کافران و سرکشان، بر دو محور اصلی استوار است؛ یا این کیفر از طریق کمکهای غیبی و فرستادن عذابهای الهی محقق میشود و یا از طریق وضع تکالیفی برای دفاع و مبارزه بر دوش مؤمنان قرار میگیرد تا آنان در برابر ستمگران به پا خیزند. در واقع، دستور به جهاد، تکلیفی الهی برای آزمودن ایمان و استقامت مؤمنان است. از همین رو، در آیه شریفه کریمه آمده است: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ ۚ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ؛ و ای مؤمنان با کافران بجنگید تا دیگر فتنه و فسادی نماند و آیین همه دین خدا گردد، و چنانچه دست از کفر کشیدند، خدا به اعمالشان بیناست.»
این آیه، مؤمنان را مکلّف کرد تا برای برپایی دین حق و ریشهکن کردن شرک از روی زمین و حاکم ساختن اسلام بر جهان، با سرانِ فتنهگر شرک و کفر مبارزه کنند. بر این پایه، مبارزه با سران شرک و کفر، دو هدف بنیادین را دنبال میکند: نخست، از میان بردن زمینههای فتنه و آشوب؛ و دوم، فراهم آوردن شرایط لازم برای ظهور حق و استقرار حکومت اسلام.
خداوند متعال پس از هشدار به سران شرک و کفر، بشارت میدهد که اگر آنان از فتنه انگیزی علیه اسلام و مسلمانان دست بردارند، خداوند به کارهایشان آگاه است و با آنان بر اساس اعمالشان رفتار میکند؛ اما اگر با سرپیچی، به مسیر فتنه گری خود ادامه دهند، مؤمنان باید بدانند که خداوند سرپرست و یاوری نیکو برای شماست. پس با اطمینان به یاری بیکران خدا با آنان پیکار کنید و هرگز ترس و سستی را به قلب خود راه ندهید.
باید دانست که نظام آفرینش در محدوده دنیا بر این اساس نیست که تمام امور تنها با معجزه یا امدادهای غیبی انجام شوند؛ چرا که انسان در مسیر تکامل قرار دارد و این تکامل مستلزم عبور از آزمونهاست. از این رو، انسان تکالیف و وظایفی دارد که باید ایفا کند.
بنابراین، بخشی از سنّت الهی به تکالیف انسانی بازمیگردد که خدای سبحان بر اساس آن، بندگان خود را موظّف به مبارزه با سرکشان میکند و قسمتی دیگر مربوط به امدادهای غیبی است که پس از تلاشی سخت حاصل میشود.
از همین رو، در مواجهه با مشرکان، باید نگاهی دوگانه داشت: هم نگاه «الهیاتی» و هم نگاه «ریاضیاتی». الهیات جنگ، همان باور عمیق به امدادهای غیبی است که خداوند متعال به مؤمنان وعده داده تا در صورت قتال با مشرکین و کفار، آنان را یاری کند. اما از آنجا که صحنه دنیا عرصه امتحانات الهی است و خداوند طبق سنتهای جاری خویش عمل میکند، مؤمنین باید تکالیف عملی خود را به جای آورند.
بنابراین، باید نگاه ریاضیاتی، محاسبهگرانه و استراتژیک را نیز در جنگ لحاظ کنیم و هرگز نباید به نگاه صرفاً الهیاتی بسنده کرد و همه چیز را به قضا و قدر الهی واگذار نمود.
زندگی دنیا بستر تکامل و به کمال رساندن مؤمن و کافر است. مؤمن با یاری رساندن به دین خدا و جهاد در راه او به کمال غایی خود میرسد و در مقابل، کافر نیز با دشمنی و خدعه علیه مسلمین، به اوج خباثت و سقوط خود میرسد.
اگر ما همه چیز را به قضا و قدر الهی حواله دهیم، این رویکرد با سنت الهی و فلسفه اصلی خلقت در تضاد خواهد بود؛ زیرا مؤمن باید با کار، تلاش و مجاهدت سخت به کمال خویش برسد و اگر تمام مسائل توسط خداوند حل و فصل شود، عملاً جهاد مؤمنین بیهوده و بیمعنا خواهد بود.
بر این اساس، نباید کسی چنین ادعا کند که اگر حفظ دین خیر است، خدای سبحان بدون تلاش ما آن را انجام میدهد. همچنین منتظر امدادهای غیبی بدون اقدام عملی نباید بود، زیرا این سخن، همان گفتاری است که دشمنان به حضرت موسی کلیم (علیه السلام) گفتند: «تو و پروردگارت بروید و با دشمنان حق بجنگید و ما همین جا نشسته ایم: فَاذهَب اَنتَ و رَبُّکَ فَقاتِلا اِنّا هاهُنا قاعِدون». در نگاه اسلامی، چنین نگرش منفعلانهای کاملاً مردود است و در سیره حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) هیچگاه چنین دیدگاهی وجود نداشته است.



