حجتالاسلام شهید شیخ فضلالله محلاتی را باید یکی از مصادیق روشن «روحانیت کنشگر و میدانی» در نهضت اسلامی امام خمینی دانست؛ روحانیای که سالها پیش از پیروزی انقلاب، در متن مبارزه حضور داشت و بهدرستی از او بهعنوان «صدای انقلاب اسلامی» یاد شده است.
این تعبیر نه صرفاً یک استعاره ادبی، بلکه توصیفی دقیق از جایگاه و نقش او در هدایت، سازماندهی و پیشبرد مبارزات انقلابی بهویژه در پایتخت است.شهید محلاتی از بنیانگذاران و گردانندگان «جامعه روحانیت مبارز تهران» بود؛ تشکیلاتی که در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، در کنار چهرههایی چون شهیدان بهشتی، باهنر و مفتح، مسئولیت هدایت راهپیماییها، اعتصابات و انسجامبخشی به حرکت انقلابی مردم تهران را بر عهده داشت.
او در این مسیر بارها بازداشت، زندانی و ممنوعالمنبر شد، اما هیچیک از این فشارها نتوانست او را از میدان مبارزه خارج کند. حضرت آیتالله خامنهای در توصیف این ویژگی او تصریح میکنند: «من تاکنون هیچ فردی را ندیدم که در مبارزات عمومی اینگونه سازشناپذیر و خستگیناپذیر باشد… به نظرم ده تا پانزده بار در طول دوران مبارزه زندان رفته بود.» با این همه، نقطه اوج نقشآفرینی تاریخی شهید محلاتی، به روز سرنوشتساز بیستودوم بهمن ۱۳۵۷ بازمیگردد؛ روزی که آخرین بقایای نظام سلطنتی در حال فروپاشی بود و دولت بختیار، با اعلام حکومت نظامی، میکوشید ابتکار عمل را بازپس گیرد.
در چنین شرایطی، تصمیم قاطع و تاریخی امام خمینی مبنی بر حضور مردم در خیابانها، معادلات رژیم را بهکلی برهم زد. به روایت شهید محلاتی، برخی پیشنهاد میکردند که مردم موقتاً به خانهها بازگردند، اما امام بیدرنگ فرمودند: «بروید با بلندگو به مردم اعلام کنید همه باید ساعت چهار بعدازظهر در خیابانها باشند.» تصمیمی که اگر اتخاذ نمیشد، سرنوشت انقلاب میتوانست بهگونهای دیگر رقم بخورد.در همان ساعات حساس، شهید محلاتی بههمراه جمعی اندک اما مصمم، مأموریت تصرف رادیو را بر عهده گرفت؛ رسانهای که تسلط بر آن بهمنزله اعلام پیروزی نهایی انقلاب بود.
با وجود درگیریهای شدید و تیراندازیهای پراکنده، آنان موفق شدند وارد ساختمان رادیو شوند. محلاتی با آمادگی قبلی، نوار قرآن، سرود «خمینی ای امام» و پیام حضرت امام را به همراه داشت. ساعت شش و ربع عصر، صدایی از رادیو پخش شد که تاریخ ایران را ورق زد: «بسمالله الرحمن الرحیم؛ این صدای انقلاب اسلامی ایران است…»این صدا، تنها یک اعلام خبری نبود؛ پژواکی بود از یک قرن مبارزه ملت ایران با استبداد و استعمار.
صدایی که «نفی نظام سلطنتی»، «طرد وابستگی» و «بازگشت حاکمیت به اراده ملت» را فریاد میزد و نوید استقرار «جمهوری اسلامی» را میداد. جمهوری اسلامیای که امام خمینی بر آن تأکید داشت و شهید مطهری آن را بهعنوان تلفیق عقلانی و تاریخی «جمهوریت» و «اسلامیت» تبیین کرد؛ مدلی که پاسخی روشن به بحران دیرپای سنت و مدرنیته در جامعه ایران بود.
همانگونه که امام تصریح کرده بود: «ما با مفاسد تمدن مخالفیم، نه با مظاهر تمدن» (صحیفه امام، ج ۶، ص ۱۵).«صدای انقلاب اسلامی» در آن لحظه تاریخی، حامل مفاهیمی بنیادین بود: حق تعیین سرنوشت ملت، نفی سلطه، احیای کرامت انسانی و ساماندهی زندگی فردی و اجتماعی بر اساس آموزههای اخلاقی و فقهی اسلام. از این منظر، اعلام رادیویی شهید محلاتی نه یک کنش فردی، بلکه تبلور عینی یک اندیشه و یک گفتمان بود؛ گفتمانی که انقلاب اسلامی را از یک شور سیاسی صرف، به یک پروژه تمدنی ارتقا میداد.
پس از پیروزی انقلاب نیز، شهید محلاتی تا لحظه شهادت، در سنگرهای حساس نظام اسلامی حضور فعال داشت؛ از مسئولیتهای انقلابی و نمایندگی امام گرفته تا حضور مستمر در جبهههای دفاع مقدس. سرانجام در اول اسفند ۱۳۶۴، در جریان حمله دشمن بعثی به هواپیمای حامل جمعی از مسئولان و روحانیون، به شهادت رسید و صدای رسای انقلاب، اینبار در قامت «شهادت»، جاودانه شد.
بدینسان، «این صدای انقلاب اسلامی ایران است» تنها یک جمله تاریخی نیست؛ عصاره حیات مجاهدانه روحانیای است که ایمان، عمل و سیاست را در لحظهای سرنوشتساز به هم پیوند زد و نام خود را در حافظه تاریخی ملت ایران ماندگار ساخت.



