در تاریخ انقلاب اسلامی، شهید آیتالله سیدعبدالکریم هاشمینژاد از جمله چهرههایی است که نقش او هم در «تولید گفتمان انقلاب» و هم در «سازماندهی عملی مبارزه» برجسته و چندلایه است؛ روحانیای که از اوایل دهه ۱۳۴۰ تا پیروزی انقلاب و سپس تثبیت نظام اسلامی، همواره در کانون تقابل با استبداد پهلوی و جریانهای انحرافی قرار داشت.
پس از آزادی امام خمینی(ره) در فروردین ۱۳۴۳، دیدار هاشمینژاد با ایشان در شب ۲۵ فروردین قم، نقطهای مهم در فهم عمق تحلیل سیاسی اوست. امام خمینی در این دیدار، با ترسیم شرایط مبهم و متزلزل نظام بینالملل ـ از اختلافات بلوک شرق، بحرانهای درونی آمریکا، تحولات جهان اسلام و تضعیف پیمانهای منطقهای ـ تأکید کرد که آزادی روحانیان نه از سر مدارا، بلکه نتیجه اضطرار رژیم است.
در همین چارچوب، هدف اصلی را «ایجاد وحدت در میان همه طبقات روحانیت» برای تصمیمی منسجمتر در مبارزه با رژیم پهلوی دانست. این نگاه، بعدها در رفتار و کنش سیاسی هاشمینژاد بهروشنی متجلی شد؛ او روحانیت را ستون فقرات نهضت میدانست و برای انسجام آن، هزینههای سنگینی پرداخت.در مشهد، هاشمینژاد با تأسیس کانون فرهنگی جوانان و سپس کانون بحث و انتقاد دینی (۱۳۴۳)، نقشی بدیع در پیوند دین، سیاست و نسل تحصیلکرده ایفا کرد.
این کانونها که با حمایت مرجعیت وقت، آیتالله سیدمحمدهادی میلانی، فعالیت میکردند، با شیوه پرسش و پاسخ، فضایی عقلانی و انتقادی برای جوانان فراهم ساختند؛ امری که ساواک آن را تهدیدی جدی تلقی میکرد. انتشار ماهنامه «سؤال از شما و پاسخ از ما» و اعتراض علنی به تبعید امام خمینی در همین جلسات، سبب شد ساواک حساسیت ویژهای نسبت به هاشمینژاد پیدا کند و سرانجام در سال ۱۳۵۱ فعالیت او در این کانونها را ممنوع سازد.
سخنرانیها و آثار فکری هاشمینژاد، بهویژه کتاب «دکتر و پیر»، نشان میدهد که مبارزه او صرفاً سیاسی نبود، بلکه تلاشی عمیق برای مقابله با التقاط فکری و انحراف ایدئولوژیک نیز بهشمار میرفت. همین رویکرد سبب شد ساواک کتابهای او را «تحریکآمیز» بداند و از بازار جمعآوری کند. بازداشتهای مکرر (از ۱۳۴۴ به بعد)، ممنوعالمنبر شدن، جلوگیری از سفر حج و حتی کنترل سفرهای تفریحی، گواه آن است که رژیم پهلوی، هاشمینژاد را روحانیای عادی نمیدانست، بلکه او را عنصر اثرگذار در بسیج اجتماعی تلقی میکرد.
نقش او در واکنش به فاجعه ۱۷ خرداد ۱۳۵۴ مدرسه فیضیه نقطه عطفی در کارنامه مبارزاتیاش است. تعطیلی دروس حوزه مشهد در همبستگی با قم و سپس تظاهرات مردمی، مشهد را به یکی از کانونهای اصلی اعتراض روحانیت بدل کرد. بازداشت و محکومیت دو ساله هاشمینژاد پس از این واقعه، نهتنها او را از میدان خارج نکرد، بلکه در زندان نیز با مناظرههای عالمانه، بسیاری از فریبخوردگان گروههای منحرف را آگاه ساخت؛ امری که کینه عمیق این گروهها نسبت به او را در پی داشت.
در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، هاشمینژاد یکی از محورهای اصلی مبارزات انقلابی در مشهد و خراسان بود. از سخنرانی در چهلم دکتر شریعتی تا تحریم نوروز ۱۳۵۷، از اعتراض به کشتار قم و تبریز تا صدور اعلامیه پس از حمله به بیمارستان امام رضا(ع)، نقش او در سازماندهی اعتراضات مردمی بیبدیل بود. اسناد ساواک تصریح میکنند که بازداشت انفرادی او میتوانست به شورش گسترده منجر شود؛ اعترافی ناخواسته به جایگاه رهبری او در میان مردم.پس از پیروزی انقلاب، هاشمینژاد در تثبیت نظم، مقابله با فرصتطلبان مسلح، مبارزه با جریانهایی چون انجمن حجتیه و سازماندهی نیروهای حزب جمهوری اسلامی در خراسان نقشی کلیدی ایفا کرد.
حضور او در مجلس خبرگان قانون اساسی، مأموریتهای سیاسی خارجی به دستور امام خمینی و حضور در جبهههای جنگ، نشان از تداوم همان روحیه مجاهدانه داشت.توصیف امام خمینی از او بهعنوان «شمشیر برّان اسلام» و شهادتش در مهر ۱۳۶۰، گواه آن است که شهید هاشمینژاد نهتنها در شکلگیری انقلاب، بلکه در پاسداری فکری و سیاسی از آن، نقشی بنیادین و ماندگار ایفا کرد.



