به بهانه جنگ تحمیلی سوم

جنگ تحمیلی سوم آغازی بر یک پایان (7)

در جنگ تحمیلی سوم آمریکا خود به نحو مستقیم با ایران وارد جنگ شد و به گمان اینکه با ترور رهبر انقلاب و فرماندهان رده بالا می تواند طی دو روز کار را تمام کند وارد این کارزار شد ولی نتیجه آن از براندازی جمهوری اسلامی، به التماس برای بازگشایی تنگه هرمز تقلیل پیدا کرد!این اتفاق بسیار مهمی در تاریخ معاصر ماست.

 

 

در دهه هشتاد خورشیدی و در زمان بوش پسر سیاست خارجی آمریکا دست خوش تغییراتی اساسی شد. تا قبل از آن دوران مرکز ثقل سیاست خارجی آنها اروپا بوده است ولی بعد از آن مرکز ثقل سیاست خارجی آمریکا از اروپا به خاورمیانه منتقل شد. آمریکایی ها به بهانه مبارزه با تروریسم به افغانستان و عراق حمله کردند و طالبان و صدام را نابود کردند.

بعد از آن هدف مهار جمهوری اسلامی و تجزیه ایران درصدد تقویت هژمونی خود در منطقه خاورمیانه و نظام بین الملل برآمدند. آن ها با طرح دفاع پیشگیرانه مشروع که البته در حقوق بین الملل جایگاهی ندارد درصدد استفاده از قدرت نظامی برای تسلیم کردن کشورهای منطقه بودند. آمریکایی ها با وضع تحریم های شدید علیه ایران در همان دهه به دنبال به زانو درآوردن حمهوری اسلامی بودند ولی موفق به این کار نشدند. در دهه نود خورشیدی دولتی در ایران بر سرکار آمد که با شعار تدبیر و امید درصدد ارائه تصویری مثبت از کشور و تعریف آن به عنوان کشوری که تابع قوانین بین الملل برآمد تا از این طریق کشور را از فشار سخت تحریم ها نجات دهد و راه ورود سرمایه های هنگفت خارجی را به ایران بازکند.

رئیس جمهور وقت نیز با بیان این جمله که «آمریکا کدخدای جهان است» ادبیات جدیدی را وارد فضای گفتمانی کشور وارد کرد که با سخن امام خمینی ره که فرمود «امریکا شیطان بزرگ است.» در تضاد کامل قرار داشت. وی با بیان این مطلب سعی کرد نگرش جامعه را نسبت به آمریکا و نظام سلطه تغییر دهد تا از این طریق بتواند زمینه لازم جهت آغاز مذاکرات سیاسی با آمریکا را فراهم آورد.در کنار این سپاه قدس با حضور فعال در منطقه درصدد تقویت جایگاه منطقه ای نظام برآمد.

آمریکایی ها با شروع نا آرامی های سوریه و تاسیس داعش درصدد تضعیف قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی و تقویت هژمونی خود برآمدند ولی با نابودی داعش به تعبیر هنری کسینجر تمام تخم مرغ های آمریکا که در سبد داعش گذاشته شده بود به یکباره دود هوا شد. از طرفی با استقرار حزب الله در سوریه امنیت اسرائیل را بیش از پیش متزلزل شد.

بعد ازسرنگونی بشار اسد در سوریه و نفوذ اسرائیل در آنجا و همچنین شهادت سیدحسن نصرالله و تعدادی از قرماندهان حزب الله لبنان آمریکایی ها گمان کردند که قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی تزلزل پیدا کرده و بهترین فرصت برای حمله به ایران برای نابودی نظام حمهوری اسلامی و تجزیه ایران و تبدیل کردن اسرائیل به قدرت اول منطقه است.

در جنگ دوازده روزه برای اولین بار اسرائیل به طور مستقیم به خاک کشور حمله کرد که البته به نتیجه غایی خود دست نیافت. در جنگ تحمیلی سوم آمریکا خود به نحو مستقیم با ایران وارد جنگ شد و به گمان اینکه با ترور رهبر انقلاب و فرماندهان رده بالا می تواند طی دو روز کار را تمام کند وارد این کارزار شد ولی نتیجه آن از براندازی جمهوری اسلامی، به التماس برای بازگشایی تنگه هرمز تقلیل پیدا کرد!این اتفاق بسیار مهمی در تاریخ معاصر ماست. درواقع این جنگ آغازی برپایان هژمونی آمریکا و غرب در منطقه خاورمیانه است و آمریکایی رویای تحقق خاورمیانه جدید و دست یابی به نفت ایران و تبدیل اسرائیل به قدرت اول منطقه را به چشم ندیدند.

آمریکایی ها که بیش از بیست سال مرکز سیاست خارجی خود را کنترل خاورمیانه و نابودی جمهوری اسلامی قرار داده بودند عملا در گردآبی فرو رفته اند که در آن پایان دوران ابرقدرتی آنها و جهان تکصدایی را به وضوح نشان می دهد و باید ایران را به عنوان قدرتی نوظهور در نظام جهانی در کنار سایر قدرت های جهانی نگریست.

برای مطالعه بیشتر: جنگ تحمیلی سوم آغازی بر یک پایان (6)

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

لینک کوتاه: