به بهانه جنگ تحمیلی سوم

جنگ تحمیلی سوم آغازی بر یک پایان (6)

در جنگ تحمیلی اخیر آنچه که نمود داشته گرایش جوامع غربی به اسلام بالاخص مذهب تشیع بوده است. فرهنگ ایثار و شهادت خود نمودی از غنای معنوی یک مکتب می باشد. انسان ها زمانی جان خود را برای باور و عقیده خود می دهند که به بالاترین درجه از معنویت رسیده باشند. معنویت مهم ترین عامل انقطاع از تعلقات مادی و دنیوی است.

 

 

آنچه که امروزه به عنوان سوالی بنیادین مطرح می شود این است که با از بین رفتن لیبرالیسم جایگزین آن چه مکاتبی هستند؟ در پاسخ به این سوال باید عرض کنم جوامع خودخواسته به عنوان گزینه هایی درون چارچوب ليبرال دیده می شوند در حالی که در فرهنگ وسیع تر مشکوک به نظر می رسد که به آنها اجازه داده شود تا زمانی که تهدیدی برای کار اصلی نظم ليبرال ندارند، وجود داشته باشند.

با این حال با توجه به درس هایی که گرفته شده است این احتمال هست که از این جوامع یک نظریه سیاسی پسالیبرال ظاهر شود که با فرضیات انسان شناختی اساساً متفاوتی باشد. این جوامع از یک حالت مفروض طبیعت برنخاسته اند یا از بازار و حکومتی دو رو منتج نشده اند بلکه بر واقعیت ارتباط گری، اجتماع پذیری و توانایی اکتسابی فداکاری انسان بنا شده اند.

آنها منافع شخصی محدود خود را نه برای مفهوم انسانیت  به نحو انتزاعی بلکه به خاطر خود انسان های دیگر فدا می کنند. با از بین رفتن نظم لیبرال چنین ضدفرهنگ هایی نه به عنوان “گزینه” بلکه به عنوان ضرورت دیده می‌شوند.

یکی از جدی ترین گزینه ها برای خروج از لیبرالیسم و انحطاط ناشی از آن را «انقلاب دینی» می دانند. چه درسطح «بیداری بزرگ »، «سطح اصلاحات» یا «ضداصلاحات » و گذار از عصر روم کافر به عصر وحدانیت است. این جریان های دینی هم اکنون به عنوان «گرایش» دینی پسامسیحی قدرتمند در آمریکا وجود دارند که در فرهنگ آمریکایی به وضوح دیده می شود. این گرایش ها یا به نحو اظهار فضل روشنفکری است یا به شکل عرفان گرایی وحدت وجودی غیرخدایی است یا به صورت طالع بینی و ستاره شناسی، علم فیزیک و احضار کننده های روح هستند.

گرایش به اسلام نیز در آمریکا و غرب گسترش پیدا کرده که می تواند جایگزین مناسبی برای لیبرالیسم باشد. با توجه به فقر معنویت در غرب و ظرفیت بالای معنوی دین اسلام این امکان می رود که اسلام بتواند این خلا معنوی و گرایش فطری را تامین کند و در عصر گذار از لیبرالیسم بتواند جایگزین خوبی برای آن باشد.

در جنگ تحمیلی اخیر آنچه که نمود داشته گرایش جوامع غربی به اسلام بالاخص مذهب تشیع بوده است. فرهنگ ایثار و شهادت خود نمودی از غنای معنوی یک مکتب می باشد. انسان ها زمانی جان خود را برای باور و عقیده خود می دهند که به بالاترین درجه از معنویت رسیده باشند. معنویت مهم ترین عامل انقطاع از تعلقات مادی و دنیوی است.

در مکتب اسلام، انسان زمانی به قله معنویت می رسد که به اوج انقطاع از غیرخدا برسد. اینکه در مناجات شعبانیه می خوانیم « الهی هب لی کمال الانقطاع الیک » دلالت بر همین مطلب دارد. این جنگ نشان داد «زیست معنوی» در صوفی گری یا رفتارهای نامتعارف عرفان های نوظهور نیست بلکه زیست معنوی واقعی با حضور در میدان و جان دادن در راه عقیده و ایمان است. انحطاط تمدن آمریکایی-صهیونی آن جایی است که بشریت فهمید زیست مادی گرایانه غربی با تمام امکانات فوق پیشرفته نمی تواند با زیست معنوی و حیات دینی مقابله کند. در تجربه زیسته اسلامی در صورت فتح  پیروزی دنیا را دارید و در صورت شهادت به فیض اکمل دست خواهید یافت.

برای مطالعه ی بیشتر: جنگ تحمیلی سوم آغازی بریک پایان (5)

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

لینک کوتاه: