در بررسی منظومۀ فکری و سیرۀ عملی آیتالله العظمی خامنهای(ره)، فراتر از جایگاه سیاسی، میتوان ایشان را در مقام یک «معلم» و «مربی»، با سبکی منحصر به فرد در «تربیت اجتماعی» و فرآیند «جامعه سازی» باز شناخت. هرچند سبک ایشان از چنان ظرافت و ظرفیتی برخوردار است که تاریخ، مُشابهِ آن را فقط نزدِ انبیاء و حضرات معصومین (علیهم السلام) مشاهده نموده، اما جغرافیای کنونی نیز، از ارائۀ مُشابه برای آن، در این گسترۀ خاکی و در این روزگار عاجز مانده است.
در ذیل اندیشههای معظمٌله، «باور به انسان»، در طولِ ایمان به خداوند متعال و به عنوان عنصری محوری در «تربیت اجتماعی» مطرح میشود؛ جایگاهی واقعی و به دور از شُعارزدگی که گاه گمان میرود تمام و زبدۀ اندیشۀ ایشان را شامل می شود. از همین روست که بررسی «انسان» به عنوان ستون فقرات جامعهپردازی در «مکتب امام خامنهای(ره)» اهمیتی مضاعف می یابد.
برترین و دقیقترین تعبیری که میتوان برای انسانِ مورد نظر در نظام تربیتی و مکتب فکری ایشان به کار بُرد، تعبیرِ «انسان آگاه» است؛ چرا که از منظر ایشان، این «آگاهی» و قدرت «تحلیل» است که انسان را به «کُنشگری» و ایفای نقش مؤثر در روند جریانات، اتفاقات و حوادث وا میدارد.
این «آگاهی» صرفاً کسب اطلاعات نیست، بلکه ترکیبی است از؛ نخست؛ بصیرت دینی و معرفتی شاملِ درک عمیق مبانی توحیدی، جهانبینیِ قرآنی و فلسفۀ وجودی انسان در هستی، دوم؛ قدرت تحلیل سیاسی و اجتماعی به معنایِ توانایی درک پیچیدگیهای روابط بینالملل، تشخیص اولویتها، تحلیل معادلات قدرت و شناخت واقعیتهای جامعه و جهان، سوم؛ هویتیابی صحیح به معنای شناخت جایگاه خود در تاریخ، تمدن، و رسالت هایی که از جانب خداوند بر عهدۀ انسان است و در انتها؛ مسئولیت پذیری و ایفای نقش صحیح و موثر که متضمّنِ تکلیف برای کنشگری در جهت تحقق اهداف الهی و انسانی میباشد.
در این نظام تربیتی، «انسان آگاه» که نقطۀ مقابلِ «انسان منفعل» است با اتکا به ایمان و بصیرت، مسیر خود را از میان امواج پُر تلاطم حوادث، پیدا می کند و چارچوب فکری اش را بر پایه های مستحکمی از باورها بنا می کند.
نمونه ملموس و برجستۀ تجلّی «انسان آگاه» در مکتب تربیتی آیتالله خامنهای(ره)، در رویکرد و توجه ایشان به اصلِ «جهاد تبیین» به وضوح مشاهده میشود. جهاد تبیین که به صورت مستقیم بر اهمیت آگاهی، بصیرت و قدرت تحلیل تأکید دارد، تلاش مستمر و هدفمند برای روشنگری، مقابله با شُبهات و فضاسازیهای دشمنان در جبهههای گوناگون سیاسی، فرهنگی، رسانهای، علمی و اجتماعی را ایجاب میکند. «انسان آگاه» در این عرصه، نه صرفاً یک شنونده یا تماشاگر بلکه یک کُنشگر فعال در روشنگری و دفاع از حق و حقیقت است.
فراتر از این، «مقاومت» در ابعاد مختلفی همچون اقتصاد مقاومتی، مقابله با جنگ نرم و فرهنگی، پایداریِ سیاسی و ایستادگی در برابر فشارهای خارجی نیز نیازمند «انسان آگاه» است؛ انسانی که با درک عمیق از ضرورتها، ایثارگرانه در میدان باقی بماند و صرفاً تابع هیجانات نباشد. رویدادهایی همچون «حضور فعال در صحنههای جهادی» به معنای عام خدمترسانی و محرومیتزُدایی و «مشارکت نخبگان» در حل چالشهای پیچیدۀ کشور نیز نمودهایی از همین تجلیِ «انسان آگاه» است که توانسته در برهههای حساس، مسیر جامعه را هموار سازد.
در این رهگذر، حفظ حیات، پویایی و اثرگذاریِ میراث این معلم بزرگ و پاسداری از اندیشه های ایشان در قالب مفهومِ «انسان آگاه»، با رویکرد فعال و خلاقانه نیز بیش از هر زمان دیگری واجب است؛ لازم است مبانی فلسفی، معرفتی و عملیِ «انسان آگاه» در اندیشۀ آیتالله خامنهای (ره)، به صورت علمی و مستند، مورد پژوهش قرار گیرد. این تبیین باید بتواند چرایی ظهور این مفهوم در آرای ایشان و تمایز آن با سایر برداشتها را روشن سازد، همچنین علاوه بر تبیین مبانی، باید به آموزش عملیِ مهارتهای لازم برای کسب «آگاهی» و تحلیل عمیق پرداخته شود؛ این مهارت شامل قدرت نقد، پرسشگری، تحلیل و درک عمیق مسائل روز است.
الگوآفرینی از «انسان آگاه» و معرفی و تبیین سیرۀ افرادی که در مصادیق عملی، «انسان آگاه» و «کنشگرِ مسئول» در مکتب امام خامنهای (ره) بودهاند نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. همچنین استفاده از ابزارهای نوین فرهنگی، رسانهای و آموزشی برای انتقال مفهوم «انسان آگاه» به گونهای که برای نسلهای جدید، جذاب، قابل فهم و کاربردی باشد نیز مهم و اثرگذار است.
در نهایت، با اشاره به ظهور «انسان آگاه» در این عصر و در رویداد بزرگ «بعثت امت» و «جهاد خیابانی» لازم است یادآوری شود که آموزگاریِ آیتالله خامنهای(ره)، جریانی ریشهدار در فهم عمیق از انسان و ناظر به افقهای آیندۀ تمدنی اوست. جریانی که در پهنۀ ایران اسلامی در اندیشهگاهِ امام شهید، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفت و تا امروز تداوم داشته است پس حفظ این میراث، وظیفهای خطیر است که نیازمند درک عمیقِ مفهوم «انسان آگاه»، تعهد به آن و به کار بردنِ خلاقیت در روشهای انتقال آن است تا این مکتب تربیتی، همچنان چراغ راه هدایت نسلها باقی بماند.



