به بهانه جنگ تحمیلی سوم

بررسی ادله روایی و قرآنی جنگ و صلح (8)

اسلام همان گونه که برای حفظ حدود، در مواردی خاص از رأفتِ وهمی و عطوفتِ احساسی نهی می کند تا جامعه از بزهکاری و تبهکاری پاک شود:برای براندازی شرک و بت پرستی و برقراری حاکمیت نظام اسلامی نیز دستور می دهد که هیچ رأفت وهمی و رحمت احساسی از خود نشان ندهید، بلکه در اینجا رأفت و رحمت به آن است که فتنه، شرک و کفر روی زمین نباشد تا حیات انسانی به خطر نیفتد.

یکی از مسائلی که در بحث جنگ و قتال با مشرکان مطرح می شوداین است که هدف از این جنگ ها و قتال چیست و چه فوایدی برآن مترتب است؟ در یکی از آیاتی که خداوند متعال در قرآن کریم بدان اشاره فرموده آیه 192سوره بقره است. «وَ اقْتُلُوهُمْ حَیثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیثُ أَخْرَجُوکمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ: آنها را هر جا بیابید به قتل برسانید و آنها را بیرون سازید از آنجا که شما را بیرون ساختند و فتنه از جنگ و کشتار هم بدتر است.»

سرّ نزول حکم قتل در این آیه شریفه در شرایط جنگی این است که فتنه بدتر از قتل است؛ یعنی آنچه آنها نسبت به مسلمانان روا می دارند (فتنه)، بدتر از چیزی است که مسلمانان نسبت به آنها انجام می دهند.

حکمت الهی اقتضا می کند که با این جهاد ابتدایی که روح آن همان نبرد دفاعی است مشرکان فتنه جو کشته یا تبعید شوند تا کفر و شرک و بت پرستی جهت دار، موضع گیرانه و مورد حمایت همه جانبه مشرکان که زیانبارترین فتنه و بارزترین مصداق آن و خطرناک ترین تهدید برای حیات بشری است، ریشه کن شود.

جمله «والفِتنَةُ أشَدُّ مِنَ القَتل» در حقیقت پاسخ به این سؤال مقدّر است که بنای دین اسلام بر رحمت و رأفت است، پس چگونه دستور قتل و تبعید مشرکان را صادر می کند؟ خداوند پاسخ می دهد: فتنه آنان، به همان معنای جامع و فراگیر، از دستور به قتل و تبعید سخت تر و بی رحمانه تر است.

آنان فتنه کرده، در برابر وحی الهی سرسختانه موضع گرفته و پیامبر و مؤمنان وی را مورد استهزا و تحقیر قرار داده و مردم را به کفر و شرک که نابودکننده دنیا و آخرتشان است فراخواندند؛ همچنین عده ای را شکنجه و گروهی را بی خانمان کرده و دسته ای را هم به شهادت رساندند؛ حال به عنوان «تقاص» و مقابله به مثل، دستور کشتن و بیرون راندن آنها از مکه صادر شد و این برنامه فعلی و کوتاه مدت اسلام است. برنامه اصلی و بلندمدتِ سخت تر، خشکاندن ریشه فتنه و شرک است که مسلمانان پس از کسب قدرت بیشتر، مأمور به آن هستند.

اسلام همان گونه که برای حفظ حدود، در مواردی خاص از رأفتِ وهمی و عطوفتِ احساسی نهی می کند تا جامعه از بزهکاری و تبهکاری پاک شود: «…ولاتَأخُذکُم بِهِما رَأفَةٌ فی دینِ اللّهِ…» برای براندازی شرک و بت پرستی و برقراری حاکمیت نظام اسلامی نیز دستور می دهد که هیچ رأفت وهمی و رحمت احساسی از خود نشان ندهید، بلکه در اینجا رأفت و رحمت به آن است که فتنه، شرک و کفر روی زمین نباشد تا حیات انسانی به خطر نیفتد.

جنگ در اسلام هدفمند است و مقصود اصلی آن باید به عنوان فی سبیل الله صورت گیرد؛ نه برای حفظ آب و خاک، هرچند صیانت از میهن اسلامی با همه منابع و منافع آن جزو وظایف رسمی و حتمی مسلمانان است، از این رو قرآن برای جنگ و مبارزه محدودیتهای زمانی و مکانی بیان کرده است؛ اسلام دین خشونت نیست بلکه دین رافت و محبت است.

محبت در اسلام همانند محبت مسیحیت جنبه افراطی ندارد که پیروان خود را ضعیف و زبون و تسلیم پذیر بار بیاورد بلکه در آن جنبه معقول و منطقی و دارای ضوابطی است. اسلام هیچ گاه دستور به آزار پیروان سایر ادیان و حتی مشرکین نداده است اما از طرفی در صورت هرگونه تعدی از جانب آنان دستور به برخورد شدید تا رفع فتنه را داده است. اساسا یکی از دلایل دستور به جهاد همین رفع فتنه است که در اسلام بدان توجه ویژه شده است که باید بدان توجه ویژه داشت.

برای مطالعه ی بیشتر: بررسی ادله روایی و قرآنی جنگ و صلح (7)

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

لینک کوتاه: