تفقه در دین؛ پیشنیاز هر تحول اجتماعی پایدار

وقتی انقلاب از دلِ فهم برمی‌خیزد

آیه ۱۲۲ سوره توبه با تأکید بر ضرورت "تفقّه در دین"، الگویی بنیادین برای هر تحول اجتماعیِ ریشه‌دار ارائه می‌دهد. این آیه نشان می‌دهد که هیچ حرکت اصیل اجتماعی بدون لایه‌ای عمیق از آگاهی ممکن نیست. در این منطق قرآنی، آگاهی مقدم بر حرکت است و جامعه ای میتواند مسیر تحول را با بصیرت طی کند که گروهی در آن به تفقه و اندیشه ورزی بپردازند.

جایگاه آگاهی در انقلابانقلاب از دل فهم
ضرور نگارش این یادداشت از آنجا برمی‌خیزد که آیهٔ ۱۲۲ سورهٔ توبه، فقط یک دستور عبادی یا سازمان‌دهی ساده نیست؛ بلکه طرحی برای بازسازی فکری و اجتماعی جامعهٔ ایمانی ارائه می‌دهد. در زمانه‌ای که بسیاری از تحولات اجتماعی شتاب‌زده، واکنشی و مبتنی بر هیجان‌های لحظه‌ای‌اند، بازفهمی این آیه می‌تواند راهنمایی باشد برای تشخیص اینکه هر حرکت اصیل، پیش از آنکه خیزشی بیرونی باشد، ریشه در ژرفای معرفت دارد. این آیه به ما یادآوری می‌کند که جامعه نمی‌تواند بدون یک لایهٔ اندیشه‌ورز و تفقه‌کرده، مسیر درست را تشخیص دهد یا از لغزش‌ها مصون بماند.

نوشتن چنین یادداشتی ضروری است، زیرا نسبت میان «تفقّه» و «انقلاب» معمولاً در ادبیات روزمره نادیده گرفته می‌شود. حال آنکه هر تحول پایدار نیازمند فهم دقیق از تاریخ، هویت، مسئولیت و آیندهٔ جمعی است. اگر حرکتی اجتماعی بخواهد ریشه‌دار باشد—چه نامش انقلاب باشد، چه اصلاح و چه بیداری فرهنگی—باید از دلِ آگاهی برخیزد، نه از سطح هیجان‌ها. این یادداشت تلاش می‌کند یادآور شود که آیهٔ مذکور می‌تواند الگویی باشد برای پیوند زدن میان خرد و کنش، میان فهم و حرکت، تا جامعه بتواند مسیر تحول را با بصیرت و پایداری طی کند.

آیات قرآن در طول تاریخ، منبع الهام حرکت‌های اجتماعی، معرفتی و اخلاقی بوده‌اند؛ نه از آن رو که به‌تنهایی نسخه‌ای سیاسی صادر کنند، بلکه از آن جهت که روحی زنده و پویا به جامعهٔ مؤمن می‌بخشند و افق‌هایی از فهم، مسئولیت و دگرگونی را نشان می‌دهند. آیهٔ ۱۲۲ سورهٔ توبه نیز از همین دست است؛ آیه‌ای دربارهٔ ضرورت تفقّه، آگاهی و بازگشتِ اندیشه‌ورز به جامعه. اگر «انقلاب» را در معنای عمیق فرهنگی‌اش بفهمیم—دگرگونی‌ای برخاسته از بصیرت، فهم و آگاهی—این آیه می‌تواند چارچوبی معرفتی برای توضیح ضرورت چنین تحولی فراهم آورد.

در این آیه، سخن از جمع مؤمنانی است که قرار نیست همگی یک‌باره به‌سوی میدان‌های دوردست گسیل شوند؛ بلکه گروهی باید بمانند، تعمق کنند، به «تفقّه» بپردازند و آن‌گاه که دیگران بازمی‌گردند، آنان را آگاه سازند تا جامعه در مسیر خطا گام ننهد. این تقسیم کارِ عالمانه، صرفاً یک تدبیر نظامی یا آموزشی نیست؛ بلکه معماری یک جامعهٔ زنده و پیش‌رونده را نشان می‌دهد. در واقع، آیه می‌آموزد که هیچ جامعه‌ای بدون لایه‌ای عمیق از آگاهی دینی، سیاسی و اخلاقی قادر به نوسازی یا اصلاح نخواهد بود.

وقتی سخن از انقلاب اسلامی می‌شودبه معنای تحولی که ساختارهای فکری، اخلاقی و فرهنگی جامعه را دگرگون می‌کندجوهرهٔ آن بدون «تفقّه» قابل‌فهم نیست. انقلاب، اگر تنها تغییر سازوکارهای بیرونی باشد، چیزی بیش از یک جابه‌جایی سطحی نخواهد بود. اما وقتی بر بستری از فهم عمیق دینی، معرفتی و تاریخی قرار گیرد، تبدیل می‌شود به حرکتی ریشه‌دار که می‌تواند وضع موجود را نقد کند و برای آن بدیلی معنا‌دار بیافریند. آیه دقیقاً همین نسبت میان آگاهی و حرکت اجتماعی را برجسته می‌کند.

واژهٔ «نَفَر» در آیه، هم به معنای حرکت فیزیکی است و هم حامل معنای «برخاستن» و «به‌پا شدن». اما قرآن در همان لحظه‌ای که از حرکت سخن می‌گوید، از مانعِ بزرگ‌تر آن پرده برمی‌دارد: حرکت بدون فهم. بنابراین، یک جامعهٔ مؤمن، پیش از هر خیزش یا تغییر، نیازمند تربیت گروه‌هایی است که عمقِ جریان‌ها را دریابند. این تفقّه، صرفاً طهارت فقهی یا شناخت احکام نیست؛ نوعی ژرف‌بینی دربارهٔ ماهیت انسان، قدرت، تاریخ، عدالت و آینده است. فهمی که بتواند هنگامه‌ها را از پیش بشناسد و قوم را از لغزش‌ها و انحراف‌ها برحذر دارد.

اگر انقلاب اسلامی در معنای فرهنگی‌اش یک دگرگونی تمدنی باشد، بدون چنین طبقهٔ آگاه و فقیه‌الباطن، امکان تولد ندارد. آگاهی انقلابیِ اصیل، در پی ترویج عصیانِ کور نیست، بلکه ادامهٔ همان سنت قرآنی است که می‌گوید: «لِیَتَفَقَّهوا فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُوا قَومَهُم…»؛ یعنی نخست فهم، سپس هشدار، و آنگاه حرکت. این سه مرحله، هستهٔ هر انقلاب برآمده از ایمان و عقلانیت است.

از سوی دیگر، این آیه نسبت میان «آگاهی» و «مسئولیت اجتماعی» را تثبیت می‌کند. کسی که می‌فهمد، موظف است بازگردد و روشنگری کند. این پیوند، سرچشمهٔ همان فرهنگ مشارکت و حضور اجتماعی است که انقلاب‌ها را از شورش‌های بی‌ریشه جدا می‌کند. بنابراین، انقلاب اسلامی به‌عنوان یک پروژهٔ فرهنگیِ مبتنی بر خود‌آگاهی دینی—بدون تحقق همین منطق قرآنی قابل فهم نیست: جامعه‌ای که بخشی از آن می‌اندیشد، سپس همهٔ آن برمی‌خیزند.
رحامدیا (رسانه حوزه انقلابی)

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
جایگاه آگاهی در انقلاب

لینک کوتاه: