رحا مدیا | حجتالاسلام ابراهیم شریفی، استاد و پژوهشگر حوزه
عالمی از تهران و از یک خانواده اصیل، اندیشمند و ریشهدار که در کنار فقاهت و مرجعیت، عنوان استاد برجسته اخلاق است؛ شاگرد برجسته حضرت روحالله که نه فقط متعلق به اخلاق الهی بلکه نظریهپرداز و صاحب مکتب در اخلاق اسلامی است. شخصیتی انقلابی و جامع که ملجأ جوانان حزب اللهی است؛ آن هم بیش از ۴۰ سال کرسی ثابت درس اخلاق و معارف که بعد از رحلتش، همچنان آثار مکتوب فراوانش راهگشایی و نورافشانی میکند. او کسی نیست جز آیت الله آقا مجتبی تهرانی.
اگر آقا مجتبی را صاحب یک مکتب اخلاقی میدانیم، باید توجه داشته باشیم که این مکتب ایشان، دارای امتیازات و ویژگیهایی است که از جمله آنها عبارتند از:
۱. امتیاز اصلی مکتب اخلاقی در اسلام از سایر مکاتب، «ایمان به خداوندی است که کمال مطلق و مطلق کمال است» زین رو فرمان او بر همه هستی سیطره دارد و کمال انسانی در آن است که ویژگیهای او را در خود جلوه دهد و به آن تقرب جوید. مکتب اخلاقی آقا مجتبی هم از این اصل کلی مستثنی نیست و غرضی جز آن را دنبال نمیکند؛ همچنان که در جای جای آثار و سخنرانی ایشان، این مطلب جلوه شاخصی دارد.
۲. بهره گیری از آیات و روایات؛ ایشان را باید بهشدت وفادار به سنت و روایات دانست. هیچ مطلبی از ایشان یافت نمیشود که برگرفته از آیات الهی و روایات معتبر نقلی نباشد و همین موضوع، وثاقت خاصی به محتوای ارائه شده توسط ایشان در بین مخاطبان نخبگانی و خاص جامعه میدهد.
۳. شیوایی در ارائه و همه فهم بودن آن در عین دقت عالمانه؛ همین بیان اعجاز آمیز از یک شخصیت شاخص علمی چون ایشان یک وجهه مردمی از آقا مجتبی ساختهبود که میتوان ادعا کرد، متربیان این مربی فرهیخته را هر نوع قشری از کاسب و بازاری، نظامی و دانشگاهی، پیر و جوان و طلبه و دانشجو تشکیل میداد و او همچون آیت الله شاهآبادی، تربیت آحاد مردم را بر عهده گرفتهبود و یکی از مظاهر قوی آن، اقامه نماز در مسجد جامع بازار و جلسات پیوسته اخلاق در خیابان ایران و برگزاری مراسمات خاص در مناسبتهای ویژه برای عموم مردم از جمله آنها هستند.
ایشان را میتوان مصداق بارز این آیه قرآن دانست که میفرماید: «وَمَآ أَرسَلنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَومِهِۦ لِیُبَیِّنَ لَهُم فی ضل ٱللَّهُ مَن یَشَآءُ وَیَهدِی مَن یَشَآءُ و هو ٱلعَزِیزُ ٱلحَکِیمُ» (آیه ۴ سوره ابراهیم) هر پیامبری فرستادیم، بدون استثنا، با زبانی ساده و همهفهم بود تا احکام و معارف الهی را کمکم برای قومش توضیح دهد. پس خدا هرکه را نالایق ببیند، به حال خودش رها میکند و هرکه را لایق ببیند، دستش را میگیرد. در این کار، او شکستناپذیرِ کاردرست است. (ترجمه علی ملکی)
شهید مطهری در کتاب سیری در سیره نبوی مینویسد: پیامبر صلی الله علیه و اله زمانی که معاذ بن جبل را بهسوی یمن فرستاد، دستورالعملی بدین صورت به او داد: «یا معاذ یسّر و لا تعسّر؛ و بشّر و لا تنفّر…
ای معاذ آسوده بگیر و سخت با مردم تعامل نکن, بشارت دهنده باش و تنفر ایجاد نکن؛ یعنی بر امر تبلیغ و روش تبیین آن توجه داشته باش (سیری در سیره نبوی ص ۲۰۹)
امیر کلام علی علیه السلام میفرمایند: «لا تُحَدِّث بِما تَخافُ تَکذیبَه»؛ (غررالحکم حدیث ۱۰۱۷۳) سخنی که از تکذیبش میترسی بر زبان میار.
همه این موارد در بیان و محتوای اخلاقی ایشان مشاهده میشود.
۴. در مکتب اخلاقی آقا مجتبی تهرانی، تنافی بین اخلاق و سیاست بی معنی بود، به همین جهت ایشان در سلوک عملی اخلاقی خود، اولین فردی است که برای آقا مصطفی در تهران مراسم ترحیم میگیرد که در آن روزگار، رفتاری کاملاً سیاسی تلقی میشود. ایشان همچون برخی متحجران بر این باور نبود که دنیا را به دنیا خواهان و دنیاداران بسپارد و برای سلامت نفس و سعادت در آخرت، از دنیا کناره بگیرد و آن را وداع گوید؛ بلکه تدبیر و سیاست را در کنار تهذیب و تخلق به صفات کامله، همسان میدید و در تعالیم اخلاقیاش، خدمت به خلق را یک وظیفه میدانست.
۵. عرصهی اخلاق و عرفان همیشه مستعد مرید و مرادی بوده است، بلکه برخی شاخصه اصلی تربیت اخلاقی را در گرو چنین ویژگی میدانند؛ ولی آقا مجتبی همچون استاد بزرگشان، حضرت امام از این مسأله بهشدت پرهیز داشتند و حتی این تنفر به حدی است که اطرافیان آنها جرئت برای بروز چنین رفتارهایی نداشتند، چرا که به بدترین وضع ممکن مؤاخذه میشدند؛ بدین سبب ایشان نه از انسانها چاپلوس بلکه از انسانهای صریح اللهجه و با صفا و صداقت بالا به بهترین نحو استقبال میکردند.
اکنون، ما قطرهای از دریای بی کران مکتب اخلاقی ایشان عرض کردیم و امیدواریم چنین بزرگانی در جامعه اسلامی ما امتداد داشتهباشند تا جانهای تشنه به اخلاق و معارف اسلامی را سیراب کنند.