به بهانه پیام رهبری

فقه حکمرانی و عقلانیت ولایی بازخوانی دکترین مسئولیت و اقتدار در پیام رهبری

برای جامعه نخبگانی، اساتید، فضلا و طلاب حوزه‌های علمیه، این پیام به مثابه یک متن متقن معرفتی است که نسبت میان «ولایت» و «مسئولیت کارگزاران» را بر مدار قواعد اصیل اصولی و فقهی بازتعریف می‌کند.

 

 

پیام صریح، شجاعانه و چندلایه آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در مواجهه با تفاهم اخیر میان ایران و آمریکا، فراتر از یک موضع‌گیری سیاسی یا بیانیه‌ای دیپلماتیک، تجلی عینی «فقه حکمرانی» و تبلور کلامیِ عقلانیت ولایی در ساحت مدنیت اسلامی است.

برای جامعه نخبگانی، اساتید، فضلا و طلاب حوزه‌های علمیه، این پیام به مثابه یک متن متقن معرفتی است که نسبت میان «ولایت» و «مسئولیت کارگزاران» را بر مدار قواعد اصیل اصولی و فقهی بازتعریف می‌کند.

در روزگاری که بوق‌های تبلیغاتی جبهه استکبار به دنبال القای ناکارآمدی یا انفعال در ساختار کلان نظام هستند، صدور این پیام با چنین صلابت و عمق فکری، نشان داد که نهاد ولایت فقیه همچنان دیده‌بان بیدار نظام، صائن حقوق عامه و حافظ مرزهای عقیدتی و سیاسی امت اسلامی است.

در ساحت اندیشه فقهی و کلامی حوزوی، یکی از مهم‌ترین ابعاد این پیام، خط بطلان کشیدن بر دوگانه کاذب «تفویض مطلق» یا «اجبار ساختاری» است که سال‌هاست اذهان را مشوش ساخته است.

پیام رهبری با شجاعتی تام، هم تئوریِ عافیت‌طلبانه‌ «هماهنگی کامل همه امور با رهبری» را نفی می‌کند و هم ادعای تحمیل تفاهم به نظام را زیر سوال می‌برد. از منظر فقه حکمرانی، این تفکیک مبنایی ثابت می‌کند که تنفیذ و تایید حسن‌نظر مسئولان توسط ولی‌فقیه، به معنای سلب مسئولیت حقوقی و شرعی از کارگزار اجرایی و خرج کردن از اعتبار مطلقه ولایت نیست. این کنش، دقیقاً انطباق نظام سیاسی با قاعده ملازمه اختیار و مسئولیت است؛ هر جا کارگزار طبق قانون دارای اختیار تصمیم‌گیری است، بارِ پاسخگویی تاریخی و شرعی آن نیز مستقیماً بر دوش خود اوست و نهاد رهبری هرگز به عنوان سپر بلای تصمیمات شتاب‌زده یا توافقات پرریسک عمل نخواهد کرد.

لایه دیگری از این پیام که نیازمند تبیین جدی در کرسی‌های درس خارج فقه سیاسی است، مکانیزم «اخذ تعهد محکم از مسئولین» پیش از صدور اجازه تفاهم است. این تدبیر هوشمندانه، عالی‌ترین جلوه از مفهوم «نظارت صیانت‌گر» و نفی مطلق استبداد رأی در نظام ولایی است؛ امری که ریشه در سیره معصومین (ع) و عهدنامه‌های تاریخی چون منشور حکومتی مالک اشتر دارد.

رهبر معظم انقلاب با این اقدام، از یک سو اصل مردم‌سالاری دینی و به رسمیت شناختن نهادهای قانونی کشور را اثبات کردند و از سوی دیگر، با موضعی مقتدرانه، اجازه ندادند که شور و شعف دیپلماتیک یا عهدشکنی‌های احتمالی دشمن، منافع کلان و راهبردی ملت را به مخاطره اندازد. این مدل از صیانت‌گری، پاسخ متقن حوزه علمیه به شبهات پیرامون ساختار قدرت در جمهوری اسلامی است.

پیام بیرونی این متن، با نگاهی به افق‌های بین‌المللی اسلام، تجلی قاعده فقهی نفی سبیل (وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا) است. تصریح به عدم ذوق‌زدگی در برابر تفاهم و تاکید بر بی‌اعتمادی مطلق به دشمن عهدشکن، در کنار اعلام موضع «دست به ماشه بودن» نظام، دکترین دفاعی مقاومت را بازتنظیم کرد.

حوزه‌های علمیه که همواره خاستگاه و پشتیبان فکری جبهه بین‌الملل اسلامی بوده‌اند، در این پیام به وضوح دیدند که نام بردن از جبهه مقاومت و مراقبت از سرنوشت یاران انقلاب در منطقه، نشان داد که آرمان‌های اصیل امت اسلامی در هیچ مسوم و معامله‌ای پایمال نخواهد شد. ایران اسلامی ثابت کرد که سیاست خارجی‌اش، عمیقاً برآمده از مکتب امامین انقلاب و گسست‌ناپذیر از آرمان آزادی قدس و حمایت از مستضعفین است.

در نهایت، این پیام چندسطری اما چندلایه، امیدهای جبهه استکبار به استحاله فکری، چرخش گفتمانی یا پدید آمدن دیدگاه‌های نرم و سازش‌کارانه در لایه‌های عالی مدیریت جدید انقلاب را یک‌شبه کور کرد و بر همگان روشن ساخت که اصول تفکر انقلابی در ساختار ولایت، قائم به حقایق لایتغیر اسلام است، نه تابع فضاسازی‌های رسانه‌ای غربی. بر جامعه روحانیت و طلاب جوان فرض است که با ورود به میدان جهاد تبیین، ابعاد معرفتی، حقوقی و فقهی این موضع‌گیری تمدن‌ساز را بازخوانی و برای نخبگان و توده‌های مردم تشریح کنند. شکر این نعمت بزرگ هدایت و اقتدار، ایستادگی در مسیر تبیین عقلانیت ولایی و صیانت از مرزهای عقیدتی نظام اسلامی است.

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

لینک کوتاه: