به بهانه صد سالگی حوزه علمیه

هویت حوزه علمیه قم در عصر انقلاب اسلامی

حوزه علمیه محصول امروز و دیروز نیست؛ آموزه‌های ارزشی حاکم بر حوزه و زندگی طلاب نیز مبتنی بر دستاوردهای عصر مدرنیته یا پسامدرنیته پایه‌گذاری نشده است. از سوی دیگر، طلاب علاوه بر عنوان «طالب علم»، با حیثیت معنوی «روحانیت» نیز شناخته می‌شوند.

مجری: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. در فصل نخست از مجموعه مباحث «حوزه نوین»، به بررسی موضوع «هویت حوزه علمیه قم در عصر انقلاب اسلامی» می‌پردازیم. در این بخش، میزبان حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر سید سجاد ایزدهی، مدرس خارج فقه سیاسی حوزه علمیه قم و پژوهشگر ارشد پژوهشکده نظام‌های اسلامیِ پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی هستیم.

جناب دکتر، یکی از مسائل کلیدی امروز، بحث «هویت طلبگی و حفظ اصالت حوزه» است. همان‌طور که مستحضر هستید، ما در عصر انقلاب اسلامی و در دوران مدرن و پسامدرن زیست می‌کنیم و طبیعتاً سبک زندگی و جایگاه اجتماعی نهادها تغییر کرده است. طلاب از یک‌سو دغدغه حفظ اصالت حوزوی را دارند و از سوی دیگر درصددند تا در مواجهه با پدیده‌های مدرن، کنشگری مؤثری داشته باشند. پرسش نخست این است که اساساً تمایز میان «اصالت حوزوی» و «تصلب و انجماد» چیست؟ و یک طلبه چگونه می‌تواند در عین کارآمدی و به‌روز بودن، اصالت و زیّ طلبگی خویش را حفظ کند؟

دکتر ایزدهی: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم.

حوزه علمیه محصول امروز و دیروز نیست؛ آموزه‌های ارزشی حاکم بر حوزه و زندگی طلاب نیز مبتنی بر دستاوردهای عصر مدرنیته یا پسامدرنیته پایه‌گذاری نشده است. از سوی دیگر، طلاب علاوه بر عنوان «طالب علم»، با حیثیت معنوی «روحانیت» نیز شناخته می‌شوند. طبعاً انتظاری که از این شخصیت می‌رود، انتظاری جامع است؛ زیرا او در عین بهره‌مندی از این دو ویژگی، یک انسان است که در متن همین جامعه زندگی تشکیل داده و زیست می‌کند.

برای بررسی کارکردهای یک طلبه، باید به چارچوب و بستر فعالیت او توجه کرد. همان‌طور که از یک فرزند انتظار رفتارهای پدرانه نمی‌رود، هر فردی باید در چارچوب ارزشیِ حاکم بر عنوانی که بر او منطبق می‌شود، حرکت کند. در روزگاران گذشته، عنوان «طلبه» لزوماً منحصر در علم دین نبود؛ بلکه طلاب علومی چون نجوم، ریاضیات و شیمی را نیز فرامی‌گرفتند. اما در دوران معاصر، وجه جامع تمامی طلاب دو مؤلفه اساسی است: نخست، علم‌آموزی در عرصه دین و انتشار و تبیین آن در جامعه؛ و دوم، برخورداری از فضایل اخلاقی و معنوی. ممکن است اقتضائات زمانی و ظاهری (مانند نوع پوشش) تغییر کند، اما انتظارات هویتی جامعه از این جایگاه همچنان پابرجاست.

مجری: اما به نظر می‌رسد همین عنوان در عصر حاضر دچار تطور شده است. پیش از علامه حلی، نگاه به مفهوم اجتهاد متفاوت بود. آیا نگاهی که به یک طلبه در دویست سال پیش وجود داشت، با انتظارات امروز جامعه یکسان است؟

دکتر ایزدهی: پیش از آنکه علمای سلف، تفکیک‌های تخصصی میان مجتهد، مفتی و فقیه قائل شوند، قدر متیقنِ هویت حوزوی، همان مسئله «علم» بود. روش‌های علمی ممکن است تطور یابد، اما امروزه هیچ‌کس نمی‌پذیرد که فردی ملبس به لباس روحانیت باشد، اما فاقد دانش دینی یا فضایل اخلاقی باشد. اینکه یک روحانی در چه سطحی از زهد زندگی کند (مانند توده مردم یا در پایین‌ترین سطح اقتصادی)، مسئله‌ای ثانویه است؛ اما برخورداری از علم، تعهد به تعلیم و تربیت، و پایبندی به معنویت، انتظار قطعی و ارتکاز عمومی جامعه از یک روحانی است.

مجری: واژه «روحانیت» با مفاهیم امروزی‌اش، غالباً پس از دوران مدرنیته و رنسانس رواج یافت. در دوران مشروطه، روشنفکران با استفاده از همین واژه تلاش کردند القا کنند که روحانیت صرفاً باید به امور ماورایی بپردازد و حق دخالت در امور دنیوی، سیاسی و فرهنگی را ندارد. آیا استفاده از این عنوان، هویت طلبگی را دچار بحران و تقلیل نکرده است؟

دکتر ایزدهی: اجازه دهید در قالب یک مطایبه به این شبهه پاسخ دهم؛ روزی شخصی به طنز می‌گفت تفاوت روح و روان در این است که به متخصص روان می‌گویند «روانی» و به ما می‌گویند «روحانی»! اما واقعیت علمی این است که «روان» به بُعد جسمانی و مباحث مادی مرتبط است (مانند روان‌شناسی)، درحالی‌که «روح» مقوله‌ای فرامادی است.

اینکه غربی‌ها به کشیشان خود چه می‌گویند (مثلاً پدر مقدس)، تابع فرهنگ آن‌هاست. اما در کانتکست و بستر جهان اسلام و مکتب تشیع، دین جامعِ دنیا و آخرت است. وقتی در ایران به یک عالم دینی «روحانی» گفته می‌شود، ریشه در الگوگیری از اهل‌بیت (علیهم‌السلام) دارد. در این بستر، روحانیت به معنای انزوا از دنیا نیست؛ بلکه به معنای آراستگی به اخلاق، معنویت و دانش دینی در متن جامعه است. اگر فردی اندیشمند باشد اما این معنویت را نداشته باشد، جامعه او را صرفاً یک پژوهشگر یا دکتر می‌داند، نه یک روحانی.

مجری: اگر بخواهیم در عصر انقلاب اسلامی بازتعریفی از این نهاد ارائه دهیم، «طلبه تراز انقلاب اسلامی» در اندیشه امامین انقلاب چه ویژگی‌هایی دارد؟
دکتر ایزدهی: این موضوع را باید از دو منظر بررسی کرد: نخست، بحث «تراث تاریخی» است. حوزه در طول بیش از هزار سال، مانند سنگی که در بستر رودخانه صیقل می‌خورد، شکل گرفته و تکامل یافته است. سنت‌هایی مانند لباس روحانیت، در طول زمان به نمادی از یک محتوا و دانش تبدیل شده‌اند.

منظر دوم، کارکرد روحانیت است. کارکرد اصیل روحانیت همواره حضور در کنار مردم، گره‌گشایی از مشکلات شرعی، اعتقادی و حتی خانوادگی آنان، و تضمین سبک زندگی مؤمنانه بوده است. این پیوند عمیق با مردم، هویتی اصیل برای حوزه رقم زده است.

مجری: یکی از نقدهای جدی که امروزه مطرح می‌شود، رویکرد «پسینی» فقه در مواجهه با تحولات است. چرا حوزه غالباً پیشینی عمل نمی‌کند و همواره پس از ظهور پدیده‌هایی چون فضای مجازی، هوش مصنوعی یا حتی تشکیل حکومت، به فکر چاره‌جویی فقهی می‌افتد؟

دکتر ایزدهی: شریعت و احکام فقهی، ماهیتاً تابع «موضوع» هستند. تا موضوعی محقق یا متصور نشود، صدور حکم برای آن معنا ندارد. موضوعات نیز زاییده تحولات علمی و بشری در بستر زمان هستند. پویایی دین خاتم دقیقاً در همین نقطه آشکار می‌شود که می‌تواند به موضوعات مستحدثه پاسخ دهد.

با این حال، این ویژگی به معنای انفعال نیست. فقیه می‌تواند بر اساس موضوعات مفروض و متصور در آینده، پیشاتأسیسانه حکم صادر کند؛ همان‌گونه که حضرت امام (ره) در تحریرالوسیله، سال‌ها پیش از وقوع برخی پدیده‌های پزشکی (مانند تغییر جنسیت یا پیوند اعضای حیوانات به انسان)، احکام فقهی آن‌ها را بیان فرمودند.

البته باید به فقها حق داد که در مواجهه با پدیده‌های مدرن محتاط باشند؛ زیرا ما در احاطه تمدن غربی هستیم که مبانی علوم انسانی، اقتصاد و فرهنگ آن غالباً مبتنی بر نگاه‌های الحادی یا سکولار است. استفاده از پدیده‌هایی مانند «بانک» که محصول نظام سرمایه‌داری است، نیازمند بازخوانی و بومی‌سازی دقیق است تا جامعه اسلامی ناخواسته در زمین تمدن مقابل بازی نکند.

مجری: در نگاه امامین انقلاب، طلبه سه شاخصه اصلی دارد: علمی، تهذیبی و سیاسی-اجتماعی. با این وجود، گاهی مشاهده می‌شود که اساتید سطوح عالی حوزه به‌صراحت از سیاست تبری می‌جویند و کسی هم خرده نمی‌گیرد که این رفتار با ماهیت طلبگی در تضاد است. چرا با گذشت چند دهه از انقلاب، هنوز قدرت تحلیل سیاسی به‌عنوان رکن هویتی طلبه پذیرفته نشده است؟

دکتر ایزدهی: پیش از پاسخ به این پرسش، باید تتمه‌ای بر بحث قبل بیفزایم. ما در حوزه فقه همواره منفعل نبوده‌ایم؛ انقلاب کردیم، نظام‌سازی کردیم، نهادهایی چون شورای نگهبان را تأسیس کردیم و امروز از «فقه نظام» و فقه شهرسازی سخن می‌گوییم. این‌ها مصداق بارز «آینده‌نگاری» و خروج از انفعال است.

اما در خصوص تحلیل سیاسی؛ انتظاری که از یک طلبه در یک روستای دورافتاده برای رتق‌وفتق امور اولیه شرعی می‌رود، با انتظاری که از روحانیت در مقیاس کلان و اداره جامعه می‌رود، متفاوت است. در قرون گذشته، روحانیت اجازه دخالت در عرصه سیاست را نداشت، لذا نیاز به تحلیل سیاسیِ روزمره نیز کمتر احساس می‌شد.

اما امروز شرایط تغییر کرده است. به تعبیر حضرت امام (ره)، اگر مجتهدی نتواند روابط پیچیده بین‌الملل و نظم حاکم جهانی را بشناسد، مجتهد به معنای مصطلح نیست؛ زیرا بدون شناخت موضوع، استنباط او ممکن است در پازل دشمن قرار گیرد. امروزه سؤالات مردم از احوال شخصیه فراتر رفته و به حوزه‌هایی چون اقتصاد اسلامی، بورس، اختیارات ولی‌فقیه و مسائل استراتژیک رسیده است. پاسخگویی به این پرسش‌ها از خاستگاه دین، نیازمند بینش و تحلیل سیاسی است و این وظیفه مستقیماً بر دوش روحانیت قرار دارد.

مجری: به‌عنوان پرسش پایانی؛ یکی از چالش‌های امروز ما، حضور طلاب در عرصه‌های نوین مانند هنر و رسانه است. اگر طلبه‌ای بخواهد فیلم‌ساز یا کارگردان شود، چگونه می‌تواند بین این کنشگریِ مدرن و حفظ زیّ و هویت طلبگی جمع کند؟ گاهی فاصله گرفتن از ظاهر طلبگی تا حدی است که اصلاً تشخیص حوزوی بودن فرد ممکن نیست.

دکتر ایزدهی: در اینجا باید میان «ماهیت» و «هویت» طلبگی تفکیک دقیقی قائل شویم. ماهیت طلبگی شامل علم‌آموزی، تبیین، تبلیغ و تعمیق دین در جامعه است. اما هویت طلبگی، تابعی از سنت‌های تاریخی و ابزارهای ارتباطی است.

در گذشته، وعظ و خطابه بر فراز منبر، تنهاترین رسانه برای تبلیغ دین بود. اما امروز، همان‌طور که مقام معظم رهبری نیز اشاره داشته‌اند، مکاتبی چون مارکسیسم در جهان از طریق ادبیات داستانی ترویج شدند. اگر امروز طلبه‌ای با استفاده از ابزار هنر، سینما یا ادبیات داستانی، مفاهیم عمیق فلسفه و فقه اسلامی را در جامعه تعمیق کند، هرگز از ماهیت طلبگی خارج نشده، بلکه کارکردهای خود را روزآمد کرده است.

بنابراین، ماهیت طلبگی (رسالت دینی) باید کاملاً حفظ شود، اما هویت و ابزارهای آن می‌تواند متطور گردد. البته حفظ زیّ طلبگی، وقار و اصول اخلاقی شرط اساسی است؛ نباید کار به جایی برسد که ظاهر و اندیشه فرد کاملاً در هاضمه فرهنگ سکولار حل شود. حضور طلاب در عرصه‌های اجتماعی، جبهه‌ها و رسانه‌ها، اگر با حفظ اصالت‌ها همراه باشد، دقیقاً در راستای همان رسالت تاریخی تعمیق دین در عصر جدید است.

مجری: جناب دکتر ایزدهی، از حضور ارزشمند شما در این گفت‌وگو و مباحث دقیقی که مطرح فرمودید بسیار سپاسگزاریم.
دکتر ایزدهی: سلامت باشید، موفق و پیروز باشید.

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

لینک کوتاه: