خدای سبحان مؤمنان را در حوزه ایمانی و اسلامی به انقیاد و اتحاد همگانی که همان راه انبیاست فرا خوانده و آنان را از پیروی گامهای شیطان بر حذر می دارد، زیرا شیطان دشمن آشکار بشر و قدمهای او برای فرد و جامعه زیانبار است: «ولاتَتَّبِعوا خُطُواتِ الشَّیطانِ إنَّهُ لَکُم عَدُوٌّ مُبین». اختلاف و تفرقه از راههای شیطان است، چون برخی از آیات مؤمنان را به اتحاد و انقیاد همگانی می خواند و ذیل همان آیات از پیروی راههای شیطان نهی می کند، پس تفرقه راهِ شیطان است، چنان که صلح و اتحاد مسیر انبیاست، بنابراین، نیّت اختلاف فکنی در هر کسی، وسوسه شیطان است، چون راه شیطان در برابر «صراط مستقیم» و وحی و برهان است. اگر عده ای با موضع گیری های خود و حرف هایی که در رسانه های مختلف می زنند موجب اختلاف افکنی میان مردم شده و انسجام اجتماعی را مختل کنند، این افراد خواسته یا ناخواسته در مسیر شیطان قدم گذاشته و آب به آسیاب دشمن می ریزند.
البته به این نکته باید توجه کرد که دعوت به سِلم و اتحاد همگانی نباید بهانه و زمینه ای برای بی تفاوتی، مداهنه کاری و تسامح و تساهل و ترک امر به معروف و نهی از منکر شود، چون امر به معروف و نهی از منکر جایگاهی رفیع دارد، از این رو خدای سبحان ازیک سو برای حفظ انسجام می فرماید: «یا أیُّهَا الَّذینَ آمَنوا ادخُلوا فِی السِّلمِ کافَّة» و از سوی دیگر برای حفظ احکام و ارزشها می فرماید: باید امت و گروهی از شما همواره مردم را به سوی خیر و نیکی فراخوانده و امر به معروف و نهی از منکر کنند: «ولتَکُن مِنکُم أُمَّةٌ یَدعونَ إلَی الخَیرِ ویَأمُرونَ بِالمَعروفِ ویَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ وأُولئِکَ هُمُ المُفلِحون»، بنابراین اتحاد و برادری به معنای دست برداشتن از امر به معروف و نهی از منکر نیست، بلکه در صورت موعظه با داشتن حجت بالغ و رساندن دین و معارف به طرف مقابل، اگر آن شخص باز هم از حکم خدا تجاوز کرد، باید او را امر به معروف و نهی از منکر کرد تا آنجا که با اذن ولی مسلمانان می توان در آخرین مرحله نهی از منکر، از راه ضرب و مانند آن، از فساد او پیشگیری کرد و اگر پنهانی مرتکب آن خلاف شده است، با تنبیه آن خلاف را رفع کرد.
نباید به بهانه وفاق و حفظ اتحاد و انسجام ملی بر دهان منتقدان دلسوز زد و آنها را از نقد دلسوزانه منع کرد. وظیفه شرعی هر مسلمان این است که نسبت به اتفاقات اجتماعی و سیاسی جامعه حساس باشد و در صورت لزوم با نقد منصفانه و تذکر به جا، جامعه را به صراط مستقیم دعوت و توصیه کند.
متاسفانه در برخی موارد شاهد این مسئله هستیم که عده ای به اسم وفاق ملی راه را بر هر گونه نقد منصفانه و دلسوزانه می بندند و با برچسب تندروی به نیروهای مومن و انقلابی و دلسوز نظام، سد راه هرگونه تواصی به حق می شوند. هیچ گاه نباید به اسم اتحاد دست از امربه معروف و نهی از منکر کشید.
در دوران حکومت امیرالمومنین علی علیه السلام فردی به نام نجاشی شاعر امام علیه السلام بود. او شاعر خوش ذوقی بود. روزی به دوستش ابا سماک عدوی در کوفه برخورد. ابو سماک او را به شرابخواری در مامه مبارک رمضان ترغیب کرد. نجاشی طعام را با شراب خورد. و هوشش را از دست داد وصدایش بلند شد. همسایه گزارش آنها را به امام داد. امام علیه السلام کسی را به دنبال آنها فرستاد. ابو سماک فرار کرد ولی مامور، نجاشي را گرفت و به نزد امام علیه السلام آورد. امام بر سر او فریاد زد: «وای بر تو ما روزه ه ایم و تو افطار می کنی؟» امام علیه السلام به او هشتاد تازیانه زد و بیست تازیانه دیگر نیز اضافه کرد. نجاشی خشمگین شد و به امام گفت: ای ابوالحسن این بیست تازیانه اضافه برای چیست؟ امام جواب داد: «این برای جرئت تو بر خدا در ماه رمضان است.»
سپس برای تحقیرش به علت شکستن حرمت ماه رمضان او را با شلواری کوتاه که فقط عورت او را می پوشاند به مردم نشان داد.پس از آن نجاشی به شام فرار کرد. این ها نمونه از از سیره اهل بیت علیهم السلام هست که نشان می دهد وفاق نباید مانع از نهی از منکر شود.



