در نظریه انقلاب ها معمولا گفته می شود یکی از چیزهایی که منجر بقا انقلاب ها می شود، تشکیلات است. پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد در سال ۱۳۳، با بررسی علل شکست نهضت ملی شدن صنعت نفت می توان به این نتیجه رسید که حتی مرحوم دکتر مصدق از همکاری یک مجموعه متشکل سازمان یافته خطدار محروم بود؛ یعنی نه تنها مرحوم آیت الله کاشانی و روحانیت و مردمی که با اعتماد و اعتقاد به روحانیت وارد معرکه شده بودند دارای تشکل کافی مؤثر نبودند بلکه مرحوم دکتر مصدق هم فاقد چنین یاران و همکاران متشکلی بود.
به همین جهت پیروزی های به دست آمده از مبارزات دلیرانه و فداکارانه مردم از طرف گروه های متشکل دیگری که خط داشتند مورد تهدید قرار گرفت و آن شد که خوانده اید وشنیده اید.
نهضت امام خمینی ره با حضور همگانی مردم و عوام به سمت درهم شکستن نیروی دشمن جلو رفت و به پیروزی ارزنده ای دست یافت امام اگر نیرویی سازمان یافته و تشکیلاتی با مواضع روشن و خطی آینده نگر و منسجم نداشت قطعا موفق به حفظ آن نمی شد.
ضرورت تشکیل چنین تشکیلاتی در اول انقلاب کاملا حس شد. تشکیلاتی که باید در راستای امامت و در طول ولایت امام باشد و به نوعی بازوی امام باشد نه مثل دولت موقت-که از افراد لیبرال مسلک تشکیل شده بود-در مقابل امام بایستند.
در همان ابتدای نهضت برخی می گفتند ما حالا تشکل می خواهیم چه کار؟ همین امت و امام بس است؛ ولی این کلام درست نیست. امام و امت پایه است و نمی شود بگویید حالا که امام و امت پایه است، پس مدرسه مدیر نمی خواهد ناظم و معلم و زنگ و دفتر نمی خواهد زیرا امت و امام پایه است ولی بدانید که اداره مملکت تشکیلات می خواهد.
این که این قدر با حزب جمهوری اسلامی بد بودند و علیه آن ناسزا سر می دادند و این قدر شایعه می ساختند این قدر دروغ می گفتند به خاطر این است که این ها با یک تشکیلات اسلامی در خط اصیل اسلام و بازوی امام و امت باشد و نیرویی که بتواند مملکت را اداره کند مخالف بودند انگیزه شهید بهشتی برای تأسیس یک حزب اسلامی احساس ضرورت اجتماعی و تاریخی بود که بی شک در اداره جمهوری اسلامی و جامعه نوپایاسلامی به نیروهای مؤمن آگاه هم فکر و جامعه ما سرشار از استعدادهای درخشان هست که باید آنها راجذب و شکوفا کرد.
اما چگونه؟ با یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ منسجم نیازمند می توان در آن استعدادها را شناساییوشکوفا کرد؛ محل تلاقى استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کنند.
چنین تشکیلات وسیع مؤثر منسجمی می تواند هر دو مطلب را تا حد زیادی تأمین کند هم می تواند استعدادها را در سطح گسترده تر بشناسد یک مرکزیت می داند.
در کل کشور افراد زیادی آماده برای اشتغال داریم و چقدر افراد نزدیک به مرحله اشتغال داریم و باید بفهمیم در هر شاخه چه کسانی ساخته شده اند و چه کسانی را آماده برای ساخته شدن داریم و هم اینکه این ها چگونه می توانند با هماهنگی کارکنند.
این هنر یک تشکیلات است که جامعه ما در مرحله ای قرار داده که می خواهد انقلابش را پیش ببرد و سخت نیازمند به تشکل است. هماهنگ نیاز بوده و هست.
مهم ترین هدف تشکیلات ایجاد یک جامعه نمونه اسلامی است که در آن اسلام و تعالیم آن، تعالیم خالص، همه جانبه و متحرک آن، محور اساسی زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی در همه زمینه های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اخلاقی و عبادی باشد. ایجاد روحیه دسته جمعی که از بزرگ ترین امتیازات مکتب های معنوی است.
(ادامه دارد…)



