مصاحبه با حجت الاسلام دکتر مصطفی شجاعیان؛ استاد حوزه و دانشگاه
در هر دورهای، حوزههای علمیه با یک پرسش بنیادین روبهرو بودهاند؛ آیا روحانی، حافظ گذشته است یا سازنده آینده؟ شاید بتوان مهمترین میراث فکری امام شهید، شهید آیتالله سیدعلی خامنهای را نه در پاسخهای فراوان به مسائل روز، بلکه در تغییر خودِ صورت مسئله جستوجو کرد.
مکتب فکری این شهید، روحانیت را از جایگاه «راوی حقیقت» به جایگاه «معمار حقیقت اجتماعی» منتقل میکند. این همان نقطهای است که هنوز به اندازه کافی فهم نشده و شاید بزرگترین مسئولیت طلاب امروز نیز از همینجا آغاز میشود.
بخش قابل توجهی از آموزشهای سنتی حوزه، روحانی را به حافظهای قدرتمند تبدیل میکند؛ حافظهای که اقوال، متون، شروح و تقریرات را منتقل میسازد. اما جامعه معاصر، بیش از حافظه، به قدرت تولید معنا نیاز دارد. تفاوت یک مکتب زنده با یک سنت ایستا نیز دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود. امام شهید، روحانیت را دعوت میکند که به جای انبار کردن پاسخهای آماده، کارخانه تولید پاسخ برای پرسشهای آینده باشد. اگر حوزه صرفاً مصرفکننده اندیشههای گذشته باقی بماند، حتی با غنای علمی نیز از ساخت آینده بازخواهد ماند.
شاید بزرگترین خطری که طلاب جوان را تهدید میکند، نه کمبود دانش، بلکه گرفتار شدن در «نوستالژی معرفتی» باشد؛ حالتی که در آن، گذشته به اندازهای مقدس میشود که امکان زایش اندیشه جدید از میان میرود. در مکتب امام شهید، وفاداری به سنت، هرگز به معنای توقف در سنت نیست. سنت، ریشه است؛ اما ریشه زمانی ارزش دارد که درخت، میوهای متناسب با زمان خود تولید کند. حوزهای که فقط گذشته را بازتولید کند، به تدریج از آینده حذف خواهد شد.
از این منظر، رسالت طلبه تنها پاسخ دادن به شبهات نیست؛ بلکه پیش از شکلگیری شبهه، باید افق فکری جامعه را بسازد. این تفاوت میان «کنش واکنشی» و «کنش تأسیسی» است. بسیاری از فعالیتهای تبلیغی امروز، همچنان واکنش به موجهای فرهنگی است؛ در حالی که مکتب امام شهید، روحانیت را به تولید موج فرا میخواند. جامعهای که دستور کار فکری خود را از دیگران دریافت کند، هرگز صاحب تمدن نخواهد شد.
نکته کمتر گفتهشده دیگر آن است که در این مکتب، اجتهاد تنها یک روش استنباط فقهی نیست؛ بلکه شیوهای برای زیستن است. اجتهاد یعنی توانایی فهم نسبت میان اصول ثابت و واقعیتهای متغیر. طلبهای که این نسبت را از دست بدهد، حتی اگر هزاران متن را حفظ باشد، در عمل از روح اجتهاد فاصله گرفته است. آینده حوزه نه با افزایش محفوظات، بلکه با تربیت انسانهای صاحب قدرت تحلیل و خلق ایده تضمین میشود.
امروز بیش از هر زمان دیگر، دشمن اصلی روحانیت، جهل نیست؛ بلکه «تکرار» است. تکرار، اندیشه را فرسوده میکند و اعتماد اجتماعی را کاهش میدهد. جوان امروز، پیش از آنکه به دنبال اطلاعات باشد، به دنبال افقی تازه برای فهم جهان است. اگر طلبه نتواند این افق را ترسیم کند، دیگران این خلأ را با روایتهای رقیب پر خواهند کرد. مکتب امام شهید، دعوتی دائمی به شکستن عادتهای فکری و عبور از کلیشههاست.
شاید بتوان همه این مسیر را در یک جمله خلاصه کرد که امام شهید، بیش از آنکه برای حوزه «مجموعهای از پاسخها» به میراث گذاشته باشد، «سبکی از اندیشیدن» را به یادگار گذاشته است. آینده روحانیت نیز نه با تکرار جملههای این مکتب، بلکه با بازتولید روش آن ساخته خواهد شد.
این بازتولید روش، در واقع جسارت در مواجهه با ناشناختههاست؛ جایی که طلبه نه با ترس از تغییر، بلکه با اطمینان به اصول، به استقبال پرسشهای سخت جامعه میرود. تمدنساز بودن، نیازمند آن است که روحانیت بتواند زبان عصر حاضر را بیاموزد و مفاهیم قدسی را در قالبهای مدرن و ملموس برای مخاطب امروز بازتعریف کند تا حقیقت، دوباره در قلب زندگی جاری شود. اگر طلاب امروز این حقیقت را دریابند، حوزه بار دیگر به جای آنکه در حاشیه تحولات بایستد، به موتور تولید اندیشه و معماری تمدن آینده تبدیل خواهد شد.



