تشییع پیکر یک عالم بزرگ شیعی در نگاه نخست، آیینی دینی و عاطفی برای وداع با شخصیتی علمی و معنوی است؛ آیینی که در آن شاگردان، مریدان، خانواده، طلاب، مؤمنان و علاقهمندان گرد هم میآیند تا احترام نهایی خود را نسبت به عالمی درگذشته ابراز کنند.
اما در سطحی عمیقتر، تشییع عالمان بزرگ شیعه صرفاً یک مراسم سوگواری نیست؛ بلکه میتواند به یک رخداد نمادین، ارتباطی و هویتی تبدیل شود که پیام آن از محدوده یک شهر، یک کشور یا حتی یک جامعه محلی فراتر میرود. در سنت شیعی، عالمان دین تنها حاملان دانش فقهی یا کلامی نیستند؛ آنان در بسیاری از موارد، راهبران یک جامعه هستند.
ازاینرو رحلت و تشییع آنان میتواند به صحنهای برای بازخوانی پیوند امت با عالمان، استمرار و بازنمایی هویت فراملی شیعه تبدیل شود. این کوتاهنوشت به دنبال پاسخ به این سؤال است که چرا تشییع امامِ شهید، حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای (قدس الله نفسه الزکیه) میتواند از یک مراسم ملی فراتر رود و به حامل پیامی فراملی برای جهان تشیع، جهان اسلام، طرفداران جریان مقاومت و افکار عمومی دنیا تبدیل شود؟
باید دانست تشییع امام شهید نهفقط بهعنوان یک مراسم، بلکه بهعنوان یک متن اجتماعی و ارتباطی است؛ متنی که در آن، حضور پر شکوه مردم، پیامهای تسلیت، بازتاب رسانهای (آن هم در روزگاری که رسانه صرفاً تصویر را منتقل نمیکند؛ بلکه روایت میسازد)، نمادهای آیینی و… همگی در تولید معنای فراملی نقش دارند. در چنین حالتی، جامعه فقط با یک فرد وداع نمیکند؛ بلکه با بخشی از حافظه سیاسی، تاریخی، اجتماعی، علمی، معنوی و اخلاقی خود مواجه میشود.
مبتنی بر روایت «اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمه» باید گفت که فقدان عالم صرفاً فقدان شخصی نیست؛ بلکه نوعی کاستی در پیکره معرفتی و هدایتی جامعه ایرانی و اسلامی و واکنش جمعی به فقدان این سرمایه محسوب میشود و حال اگر این واکنش، گسترده، منسجم و رسانهای شود میتواند حامل این پیامهای فراملی نیز خواهد بود. پیام فراملی به معنای پیامی است که مخاطب آن فقط شهروندان یک کشور نیستند و در جغرافیاهای مختلف، فهم و دریافت میشود و با هویتها و تعلقات فراتر از مرزهای سیاسی ارتباط برقرار میکند.
در مورد تشییع امام شهید، پیام فراملی چنین شکل میگیرد که مراسم از سطح یک رخداد مکانی در ایران عبور کرده و به یک رخداد ارتباطی در جهان تبدیل شود. یعنی کسانی که در ایران حضور ندارند نیز خود را در نسبت با آن واقعه تعریف کنند، پیام تسلیت بدهند، تصاویر مراسم را دنبال کنند، درباره شخصیت ایشان سخن بگویند، آثار او را بازخوانی کنند و فقدان او را بهعنوان فقدانی برای جامعه بزرگتر جهان اسلام و جریان ضداستکباری تلقی نمایند؛ البته که تشییعی پیام فراملی پیدا میکند که آن عالم و رهبر، دارای نوعی اثرگذاری فراتر از جغرافیای خود داشته باشد؛ مانند اثرگذاری علمی، مرجعیت و منزلت معنوی، شجاعت در برابر جریان استکبار، عقلانیت و خردورزی در راهبری جامعه، اندیشه سیاسی شاخص و… از شاخصهای بارز امام شهید بودند.
این موضوع، زمانی دقیقتر فهم میشود که تصویری درست از رابطه مردم با امام داشته باشیم، رابطهای که حقوقی یا اداری نیست؛ بلکه رابطهای عاطفی و ایمانی است. مردم، امامی را که در زندگی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و دینی آنان نقش داشته بامحبت بدرقه میکنند و این محبت اگر از مرزها عبور کند، نشانه آن است که شخصیت امام توانسته باوجدان جوامع مختلف ارتباط برقرار کند که درباره امام شهید اینچنین است؛ امامی که دلهای بیشماری از آسیا و آفریقا گرفته تا اروپا و آمریکای لاتین و در کشورهای زیادی، مشتاق همراهی و همدلی در تشییع ایشان بودند.
باید توجه داشت یکی از مهمترینکارکردهای تشییع، تولید و تثبیت حافظه جمعی است؛ چون جامعه در لحظه تشییع، گذشته امام شهید را مرور کرده و تصویری برای آینده میسازد. این تصویر در قالب خاطره، کتاب، پیام تسلیت، فیلم، عکس، سخنرانی، مستند و مراسم سالگرد ادامه مییابد و اگر این حافظه در کشورهای مختلف بازتولید شود، تشییع به حافظهای فراملی تبدیل میشود که درباره امام شهیدمان چنین خواهد شد؛ چرا که در تشییع ایشان درواقع شبکهای از سوگ مشترک شکل میگیرد و این شبکه، همان بستر معنایی پیام فراملی است.
منظور از این پیام فراملی، بازتاب جهانی نیست؛ چون بازتاب؛ یعنی خبر مراسم در رسانهها و شبکهها منتشر شود و افراد زیادی آن را ببینند؛ ولی پیام فراملی، مراسمی است که حامل معنایی بوده و مخاطبان خارج از جغرافیای تشییع، آن را به هویت، باور، حافظه یا تعلق دینی خود مرتبط بدانند؛ بنابراین ممکن است یک مراسم بازتاب رسانهای گسترده داشته باشد، اما پیام فراملی عمیقی تولید نکند.
امام شهید ما علاوه بر این که یک عالم شیعی برجسته و دارای جایگاه علمی و دینی است رهبر یک جامعه اسلامی، محبوبِ قلوب، و چهرهای صریح در برابر استکبار و امپریالیسم نیز است؛ لذا تشییع او از سطح بدرقه یک فقیه یا مرجع فراتر میرود و به آیینی برای تجدید بیعت جمعی با یک پروژه تاریخی و هویتی بدل میشود.
در چنین وضعی، انبوه جمعیت تنها برای وداع با یک شخص حاضر نمیشوند، بلکه برای اعلام وفاداری به منظومهای از معنا گِرد میآیند که در آن دین، عزت، استقلال، عدالتخواهی و مقاومت در برابر سلطه به هم پیوند خوردهاند.
محبوبیت گسترده ایشان در میان تودهها، نشان میدهد که رهبری دینی در اینجا صرفاً اقتدار نهادی نبوده؛ بلکه در عمق عواطف عمومی و تجربه زیسته مردم ریشه داشته است و وجه ضداستکباری و ضد امپریالیستی او نیز سبب میشود که تشییعش حامل پیامی فراتر از سوگ باشد. پیام استمرار راهی که دین را باکرامت سیاسی، آزادیخواهی و نفی سلطه بیرونی جمع میکند. از این منظر، تشییع چنین شخصیتی نهفقط بازتاب فقدان او بلکه بازنمایی زنده یک وجدان جمعی است که مرگ را پایان اثر نمیبیند، بلکه آن را به صحنهای برای تثبیت دوباره یک آرمان بدل میسازد.



