از وابستگی پهلوی تا استقلال در گفتمان امام (ره)

مقایسه گفتمان امام خمینی ره با رژیم پهلوی (1)

رژیم پهلوی اصل سیاست خارجی خود را بر تعامل با دنیا (به تعبیر دقیق تر سرسپردگی به آمریکا) گذاشته و تمام سیاست های داخلی و خارجی خود را با آنها تنظیم کرده و تبدیل به ژاندارم منطقه (شما بخوانید گاوشیرده) شده بود. در حالی گفتمان امام خمینی (ره) نفی هرگونه تسلط دشمن بر جان و مال و ناموس مسلمین و استقلال کشور بوده است.

یکی از شبهات و مسائلی که در این چندسال اخیر رخ داده است بحث مقایسه قبل و بعد ازانقلاب اسلامی است. رسانه های معاند با بزک کردن پهلوی و القاء این مطلب که در دوران پهلوی ایران درمسیر توسعه بوده است و با انقلاب اسلامی این روند متوقف شده است و کشور به جای توسعه به سراشیبی سقوط رسیده است. از همین رو به یک مقایسه اجمالی بین گفتمان امام خمینی ره با الگوی توسعه رژیم پهلوی می پردازیم تا به فهم دقیق تری از این ماجرا دست یابیم.

رژیم پهلوی اصل سیاست خارجی خود را بر تعامل با دنیا (به تعبیر دقیق تر سرسپردگی به آمریکا) گذاشته و تمام سیاست های داخلی و خارجی خود را با آنها تنظیم کرده و تبدیل به ژاندارم منطقه (شما بخوانید گاوشیرده) شده بود. در حالی گفتمان امام خمینی (ره) نفی هرگونه تسلط دشمن بر جان و مال و ناموس مسلمین و استقلال کشور بوده است.

در بیانات رهبر شهید درباره نهضت امام (ره) چنین آمده است: «در حقیقت امام بزرگوارِ ما در این نهضت عظیمی که در کشورمان و در جهان اسلام به وجود آوردند، دو پرچم را بلند کردند و برافراشته نگاه داشتند: یک پرچم عبارت است از پرچم احیاء اسلام؛ به عرصه آوردن این قدرت عظیم و لایتناهی. پرچم دوم، پرچم عزت و سربلندی ایران و ایرانی. این دو تا پرچم برافراشته‌ی به دست قدرتمند امام بزرگوار ماست.» آنچه که در نهضت امام (ره) بروز داشته است مبارزه با استکبار جهانی است.

برخلاف رژیم پهلوی که همراهی با آن را اصل سیاست خارجی خود می دانند. حال باید پرسید حاصل و نتیجه این استکبارستیزی چه بوده است؟ آیا کشور را به قله ها رسانده یا به دره ای پرت کرده است؟

در بخش اقتصادی که یکی از مهم ترین بخش هاست می توان دیدگاه امام خمینی ره با رژیم پهلوی قیاس کنید تا تفاوت ها را بهتر درک کنیم. ایشان در این باب می فرمایند: «در هر کشوری کارگر و کشاورز، اساس آن کشور هستند. اساس اقتصادی کشور بسته به کارگر و کشاورز است».

سپس راجع به مدیریت شاه در امر کشاورزی و خراب کردن آن با طرح اصلاحات ارضی چنین می گوید: «شاه که در آغاز طرح به اصطلاح انقلاب سفید به دهقانان نوید می داد که در سایه اصلاحات ارضی، غلّه مورد نیاز کشور در داخل تأمین می شود، اکنون به جای شرمندگی، افتخار می کند که دو میلیون و نیم تن گندم و چهارصد تن برنج در سال وارد کرده است».

عبدالرحمن بن خلدون از جامعه شناسان قرن هشتم هجری دربارۀ انواع معاش و تقدم کشاورزی بر آنها چنین اظهارنظر می کند: «کشاورزی و صنعت و بازرگانی از طرق طبیعی معاش به شمار می روند. اما کشاورزی بذاته بر همه انواع معاش مقدم است، زیرا امری بسیط و ساده و طبیعی و فطری است و در آن نیازی به اندیشه و دانشی نیست و بدین سبب در میان مردم آن را به آدم ابولبشر نسبت می دهند و او را معلم و انجام دهندۀ آن می دانند.»

امام صادق (ع) فرموده اند: «الکیمیاء الاکبر الزراعة» (کیمیای بهتر و بزرگتر زراعت است.) بخش کشاورزی یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصادی کشور به حساب می‌آید. طبق آمار دولتی در سال 1356، بیشتر مواد غذایی مورد نیاز کشور از طریق واردات تأمین می‌شد، گندم، مرغ، تخم‌مرغ، سیب، پنیر و… مواد غذایی بود که برای تأمین نیاز مردم، وابسته به واردات بود.

در سال 83، کشور از واردات گندم بی‌نیاز شد و امروزه در بسیاری از زمینه‌های کشاورزی به مرز خودکفایی رسیده است. همچنین در تولیدات دامی مثل مرغ، تخم‌مرغ و گوشت قرمز نیز پیشرفت‌های چشمگیری داشته است. این نشان می دهد در این بخش سیاست وابستگی پهلوی حواب نداده است.
ادامه دارد…..

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

لینک کوتاه: