به بهانه جنگ تحمیلی سوم

اگر امام حسن(ع) امروز بود، صلح می‌کرد؟

امام حسن(ع) با جامعه‌ای روبه‌رو بود که از درون دچار بحران شده بود. بسیاری از مردم قدرت تشخیص حق از باطل را از دست داده بودند، تبلیغات معاویه بر افکار عمومی اثر گذاشته بود، خواص یکی پس از دیگری به دنیاطلبی روی آوردند، فرماندهانی با دشمن معامله کردند و حتی عده‌ای به خیمه امام حمله بردند.

 

یکی از تحریف‌های رایج در روایت زندگی امام حسن(ع)، انحصار همه سیره آن حضرت به ماجرای صلح است. در فضای رسانه‌ای مدام این گزاره از سوی غربگرایان تکرار می‌شود که «ایشان صلح کرد؛ پس هرگاه در برابر دشمن قرار گرفتیم، باید راه صلح را برگزینیم.» حال آنکه این برداشت، بدون در نظر گرفتن شرایط تاریخی آن حضرت، نه فهم سیره اهل‌بیت(ع)، بلکه تحریف بزرگی است.

پیش از آنکه از صلح امام حسن(ع) نسخه‌ای برای امروز بپیچیم، باید یک پرسش اساسی را پاسخ دهیم: اگر امام حسن مجتبی(ع) امروز و در چنین شرایطی حضور داشت، آیا باز هم صلح می‌کرد؟

برای پاسخ، کافی است پرسشی دیگر مطرح کنیم. پیکر امیرالمؤمنین علی(ع) شبانه و پنهانی به خاک سپرده شد، اگر در تشییع آن حضرت، میلیون‌ها انسان جان‌فدا حضور داشتند که امروز در تشییع باشکوه #امام_شهید در تهران، قم، مشهد و عراق به میدان آمدند و وفاداری خود را به آرمان مقاومت نشان دادند، آیا اساساً شرایط به گونه‌ای رقم می‌خورد که صلح بر امام حسن(ع) تحمیل شود؟

واقعیت این است که امام حسن(ع) با جامعه‌ای روبه‌رو بود که از درون دچار بحران شده بود. بسیاری از مردم قدرت تشخیص حق از باطل را از دست داده بودند، تبلیغات معاویه بر افکار عمومی اثر گذاشته بود، خواص یکی پس از دیگری به دنیاطلبی روی آوردند، فرماندهانی با دشمن معامله کردند و حتی عده‌ای به خیمه امام حمله بردند.

از همین رو، امام حسن(ع) را نباید شخصیتی سازش‌طلب معرفی کرد. آن حضرت در جمل، صفین و نهروان از شجاع‌ترین فرماندهان سپاه امیرالمؤمنین(ع) بود. کسی که سال‌ها در خط مقدم جهاد جنگیده است، از نبرد هراس ندارد؛ آنچه او را به صلح کشاند، خیانت خواص و فروپاشی جبهه داخلی بود.

امروز اما شرایط، همان شرایط نیست. جامعه‌ای که از بصیرت، قدرت تحلیل و حضور مستمر در صحنه برخوردار است، با جامعه دوران امام حسن(ع) تفاوتی بنیادین دارد. مردمی که در بزنگاه‌های حساس، از جمله در تشییع میلیونی شهدا حاضر بودند، با مردمی که امام خویش را تنها گذاشتند، یکسان نیستند.

همین تفاوت را در جبهه نظامی نیز می‌توان دید. اگر در سپاه امام حسن(ع) حتی فرماندهانی با روحیه، ایمان، شجاعت و ابتکار رزمندگانی چون سید مجید موسوی حضور داشتند؛ فرماندهانی که بتوانند معادلات دشمن را بر هم بزنند و ابتکار عمل را در میدان حفظ کنند، آیا معاویه می‌توانست همان صلح را بر امام تحمیل کند؟ پاسخ این پرسش، حقیقت تاریخی صلح امام حسن(ع) را روشن می‌کند.

از این منظر، کسانی که با استناد به صلح امام حسن(ع) می‌گویند «پس شما هم امروز صلح کنید»، در حقیقت بیش از آنکه از امام حسن(ع) سخن بگویند، درباره خودشان سخن می‌گویند. آنان عملاً می‌گویند ما همان خواصی هستیم که امام حسن(ع) را تنها گذاشتند؛ همان سیاستمدارانی که بصیرت نداشتند و خیانت کردند. اگر این سخن را درباره خود می‌گویند، قضاوت با افکار عمومی است؛ اما حق ندارند این تصویر را به ملت ایران و نظام اسلامی تعمیم دهند.

اگر کسی خود را شبیه یاران سست‌عنصر امام حسن(ع) می‌داند، این داوری درباره خود اوست؛ اما مردم بصیر و سرافراز ایران را نمی‌توان با آنان مقایسه کرد. نظام اسلامی نیز هیچ‌گاه محاسبات خود را بر چنین افرادی بنا نکرده است. تکیه‌گاه این نظام، همین مردم مؤمن، بصیر و جان‌فدا، بسیج، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش فداکار جمهوری اسلامی ایران است، نه کسانی که در هر مقطع نسخه عقب‌نشینی و سازش می‌پیچند. اگر کسی خود را ناتوان، مرعوب یا حتی خائن به آرمان‌های این ملت می‌داند، این اعتراف درباره خویش است، نه درباره ملتی که بارها وفاداری و استقامت خود را در میدان ثابت کرده است.

بنابراین، پیش از آنکه از صلح امام حسن(ع) برای امروز نسخه‌ای بپیچیم، باید صادقانه به این پرسش پاسخ دهیم: آیا امروز همان مردم، همان خواص، همان فرماندهان و همان شرایطِ عصر امام حسن(ع) وجود دارد؟ اگر پاسخ منفی است، این قیاس از اساس نادرست است.

 

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

لینک کوتاه: