به بهانه جنگ تحمیلی سوم

بررسی ادله روایی و قرآنی جنگ و صلح (1)

در انسان دو نوع خود وجود دارد. خود اصلی و معنوی و خود طبیعی و حیوانی. انسانی که بر مدار خود اصلی و معنوی حرکت کند هیچ گاه نسبت به جهاد احساس کراهت نمی کند. برخلاف آن شخصی که بر مدار خود حیوانی و طبیعی حرکت می کند جهاد برای وی مشقت آور است.

 

 

یکی از احکام حیات بخش اسلام جهاد فی سبیل الله هست. در آیه 216 سوره بقره به این مسئله اشاره شده است.

كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ جنگ [با دشمن] بر شما مقرّر و لازم شده، و حال آنکه برایتان ناخوشایند است. و بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما خیر است، وبسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بد است؛ وخدا [مصلحت شما را در همه امور] می داند و شما نمی دانید.

در این آیه شریفه کراهت مومنان را از جهاد بیان می کند. علت این کراهت زیان های مالی، جانی و نامنی است که بر امت اسلامی بار می شود. از طرفی این آیه شریفه درصدد این است که قلوب مومنین را به سمت جهاد متمایل کند.

این محبت تنها با مومنانی است که دل در گرو ایمان به خدای متعال داشته اند و از تعلقات دنیوی دل کندند. «کُرِه» به معنای مشقتی است که از درون احساس می شود و استعمال آن در این آیه شریفه دلالت بر کراهت درونی افراد در جنگ دارد برخلاف کلمه «کَرَه» که مشقت بیرونی است.

این حکم بر مسلمانان واجب شرعی است و بر هر مسلمانی واجب است که در صورت رخ دادن جنگ در میدان جهاد حاضر باشد. از جمله نکات قابل تامل در این آیه شریفه این است که جهاد حکم شرعی حرجی نیست که از ذمه مکلفین ساقط شود بلکه حکمی است که بر مکلفین مشقت آور است.

در انسان دو نوع خود وجود دارد. خود اصلی و معنوی و خود طبیعی و حیوانی. انسانی که بر مدار خود اصلی و معنوی حرکت کند هیچ گاه نسبت به جهاد احساس کراهت نمی کند. برخلاف آن شخصی که بر مدار خود حیوانی و طبیعی حرکت می کند جهاد برای وی مشقت آور است. چون جهاد خسارت های مالی و جانی به همراه دارد و انسان گرفتار در مرتبه حیوانی غایتی جز امور مادی ندارد از همین رو نوعی مشقت درونی نسبت به جهاد در وی شکل می گیرد.

علاوه بر اینکه بالطبع نسبت به جهاد در میان برخی از مومنین کراهت وجود دارد از حیث هراس از نابودی اسلام نیز چنین کراهتی در بین مومنین هست. اما با نگاهی به وعده الهی در یاری کردن مسلمین در شرایط سخت این ترس و هراس برای مومنین ولقعی هیچ گاه ایجاد نمی شود. آنچه منجر به ضعف ایمان می شود تعلق داشتن به مادیات دنیوی است. در جنگ این قبیل افراد گاه از باب ترس از خسارت به اموال و دارایی های خود با جنگ مخالفت می کنند و گاه از باب دلسوزی برای حفظ اسلام از جنگ ابراز ناخرسندی می کنند.

نکته قابل این است که معیار حقیقی محبت و کراهت نسبت به جنگ یا وابسته به بینش علمی است یا وابسته به انگیزش عملی است. گاهی اوقات وهم و خیال باطل منجر به کراهت از جنگ و قتال  می شود و گاهی شهوت و میل نفسانی عامل اصلی این بازدارندگی است.

افراد به حسب ان متفاوت هستند و نمی توان همه را به یک چوب راند. به طور کلی کراهت را باید در امور طبیعی انسان یافت و شوق به جهاد و قتال با دشمنان را باید در امور ماوراء طبیعی جست. انسانی که دل از تعلقات دنیوی کنده و در مسیر الهی قرار گرفته و حیاتی موحدانه داشته است این انسان نه تنها هیچ اکراهی نسبت به جهاد ندارد بلکه نسبت بدان خیلی مشتاق هست چون جهاد و شهادت را وسیله ای می داند که به آن سعادت اخروی می رسد و می تواند با ان از زندان دنیا رهایی یافته و به وصال با محبوب دست می یابد.

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

لینک کوتاه: