به بهانه جنگ تحمیلی سوم

جنگ تحمیلی سوم آغازی بر یک پایان(8)

درسال های اخیر با ظهور چین به عنوان یک قدرت اقتصادی در دنیا و با افزایش بدهی های آمریکا در سطح جهان و تضعیف هژمونی دلار در اقتصاد جهانی، چین به عنوان رقیبی جدید برای امریکا در سطح جهانی مطرح شده است که می تواند سیطره دلار را تا چند سال دیگر به کلی از بین ببرد.

 

تا پایان جنگ جهانی دوم پول مورد توجه تجارت دنیا لیره یا پوند انگلیس بوده است. انگلستان سال های غروب امپراتوری خود را طی می کرد ولی از آنجا که مدت های طولانی سلطه استعماری و تجاری آن بردنیا حاکم بود لندن مرکز اصلی تبادلات پولی به شمار رفته و ارتباطات اقتصادی در این کشور متمرکز شده بود.

با خاتمه جنگ دوم جهانی و سقوط تدریجی امپراتوری انگلیس، ایالات متحده آمریکا رسما به عنوان ابرقدرت وارد معرکه سیاست و تجارت دنیا شد و بدین ترتیب دلار آن به عنوان پول اصلی در داد و ستد دنیا متداول شد.با ظهور آلمان و ژاپن در صحنه اقتصادی جهان تعادل دلار به لرزه انداخته شد ولی هنوزپول ملی آنها  نتوانسته جایگزین دلار شود.علت سیطره دلار براقتصاد جهان علی رغم کاهش نقش اقتصادی آمریکا در تولیدات جهانی، عدم ابرقدرت اقتصادی دیگری در جهان به عنوان رقیبی جدی برای آمریکا بوده است.

درسال های اخیر با ظهور چین به عنوان یک قدرت اقتصادی در دنیا و با افزایش بدهی های آمریکا در سطح جهان و تضعیف هژمونی دلار در اقتصاد جهانی، چین به عنوان رقیبی جدید برای امریکا در سطح جهانی مطرح شده است که می تواند سیطره دلار را تا چند سال دیگر به کلی از بین ببرد. از طرفی با شکاف ایجاد شده بین وارادات و صادرات آمریکا و افزایش واردات در نسبت با صادرات و کاهش ارزش دلار این احتمال می رود که تا چند سال آینده عملا تحریم های دلاری آمریکا بی تاثیر باشد.

در جنگ تحمیلی اخیر علاوه بر از بین رفتن هیمنه پوشالی ارتش متجاور و کودک کش آمریکا، هژمونی دلار نیز در حال شکستن است. با بسته شدن تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و تاکید ایران بر استفاده از پول ملی یا ارزی جایگزین مثل یوآن چین برای پرداخت عوارض عبور و مرور کشتی ها و همچنین امکان فروش نفت ایران به کشورهایی همچون هند که حق خرید نفت از ایران را نداشتند؛ عملا منجر به تضعیف ارزش دلار شده است.

ما شاهد از بین رفتن سیطره دلار در اقتصاد جهانی هستیم و ارزش آن در قیاس با یوان چنین به کمترین میزان خود در این سه سال اخیر رسیده است. اقتصاد آمریکا و اروپا تحت تاثیر این شوک بزرگ اقتصادی قرار گرفته اند و هر روز شرایط اقتصادی آن ها رو به وخامت است.

از همین رو باید این جنگ را آغازی بر سراشیبی ارزش دلار آمریکا در صحنه اقتصاد بین المللی قلمداد کنیم و آغازی بر انتقال قدرت اقتصادی و نظامی از غرب به شرق بدانیم. تا قبل از این جنگ نگاه دلارزدایی از اقتصاد و تضعیف هژمونی دلار بر اقتصاد جهانی توسط جریان های غرب گرا مورد استهزاء قرار می گرفت وآن ها این نوع نگاه را غیرولقع بینانه و متوهمانه قلمداد می کردند و تنها راه توسعه اقتصادی را حل شدن در این نظام و پذیرش هژمونی آمریکا و غرب می دانستند.

ولی این جنگ ثابت کرد که همراهی با سیاست های آمریکا در منطقه نه تنها منجر به توسعه و پیشرفت کشورها نمی شود بلکه آنها را در یک توسعه موهوم و خیالی قرار داده و نوعی «شبه توسعه» برای آنها ایجاد می کند.

آنچه که متوهمانه بود همراهی با آمریکا و نظام سلطه به امید رسیدن به توسعه است. ما با ایستادن در برابر هژمونی نظام سلطه، توانستیم مسیر جدیدی  برای رسیدن به قله های پیشرفت و توسعه بر سرراه ملت های مستضعف قرار دهیم تا آنها با الگوبرداری از روند پیشرفت جمهوری اسلامی بتوانند از زیر بار استکبارجهانی نجات پیدا کنند. توسعه به ساختن چند برج نیست بلکه توسعه و پیشرفت واقعی در ایجاد توانمندی داخلی در بخش های مختلف نظامی و علمی و … هست.

guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

لینک کوتاه: