
امام خمینی(ره) و الگوی روحانیت رزمنده؛ از منبر تا سنگر
چگونه مسئولیت روحانی از منبر به سنگر کشیده شد؟ در تاریخ معاصر ایران، روحانیت غالباً با محراب، منبر، مدرسه و عرصه هدایت فکری جامعه شناخته میشد؛ اما با شکلگیری انقلاب اسلامی و

چگونه مسئولیت روحانی از منبر به سنگر کشیده شد؟ در تاریخ معاصر ایران، روحانیت غالباً با محراب، منبر، مدرسه و عرصه هدایت فکری جامعه شناخته میشد؛ اما با شکلگیری انقلاب اسلامی و

تحول در نظام آموزشی، زمانی ارزش علمی پیدا میکند که «تغییر» را به «ارتقا» تبدیل کند. از این منظر، مسئله برنامه آموزشی حوزه را نمیتوان صرفاً با دوگانه سنت و تجدد توضیح

در ادوار اخیر، تصوری دیرپا اما سطحی در افکار عمومی رسوخ کرده که حوزههای علمیه را کانون تصلب زبانی و بیاعتنا به زبان مادری نشان میدهد؛ انگارهای که ادعا میکند عقلانیت حوزوی

در روزهای اخیر، جریان رسانه ای کشور شاهد اجرای یک سناریوی تلخ و البته قابل تامل بود که واکاوی ابعاد آن برای نخبگان و فضلای حوزه های علمیه امری حیاتی و راهبردی است.

در طول تاریخ معاصر ایران، کمتر واژهای به اندازهی «مردم» مقدس و پرکاربرد بوده است. هر سیاستمدار، از چپ دیروز تا راست امروز، برای تضمین بقای خود، ناگزیر از توسل به این کلیدواژهی

یکی از خطیرترین گسلهای معرفتی و هویتشناختی که امروز در افق فکری طلاب جوان و نسل جدید حوزههای علمیه رخ نموده، مسئلهٔ چگونگی تنظیم نسبتِ «نهاد روحانیت با قدرت سیاسی» است.

اگر استعمار پیر بریتانیا در عصر رئیسعلی دلواری برای رام کردن خلیج فارس محتاج ناوهای جنگی و پیاده نظام بود، استعمار نوینِ پایه-رسانه برای تصرف جغرافیاها هیچ نیازی به شلیک مستقیم

وحدت امت اسلامی در منظومه فکری امام خمینی، بخشی مهمی از قدرت امت اسلامی و یکی از ارکان نظریه او برای خروج مسلمانان از وضعیت تاریخی پراکندگی و انفعال بود. امام، اختلاف مذهبی

در عصر جنگهای شناختی، بمباران فیکنیوزها و سرریز بیامان اطلاعات، «جهاد تبیین» دیگر با سخنرانیهای یکطرفه و اقدامات فردی و پراکنده به نتیجه نمیرسد. نسل Z و آلفا در زیستبوم پیوستهای از

نظام اداری اسلامی، تجلیگاه عینی فقه حکومتی است. در این نظام، «بیتالمال» نه یک خزانه عرفی، که نهادی شرعی با احکام دقیق و حساس است. طهارت این نهاد، مشروط به رعایت حلال

از نجف به سوی کربلا قدم برداشتیم؛ مسیری که در آن هر قدم، روایتی تازه از عشق و ارادت است. در این مسیر، متوجه شدم که تنها انسانها نیستند که با ما سخن

سفر، همیشه با عبور از یک خط شروع میشود؛ اما در اربعین، عبور از مرز تنها آغاز یک جاده نیست، بلکه ورود به دنیایی است که در آن قوانین روزمره رنگ میبازد و