
از هنرِ رهبرِ شهید تا بصیرتبخشیِ امامِ جدید؛ تداوم مردمسالاری دینی
یکی از مسائلی که همواره در طول تاریخ به عنوان مسئله ای اساسی مطرح شده است جایگاه مردم در یک نظام فکری است که همواره مورد تامل فلاسفه و جامعه شناسان بوده

یکی از مسائلی که همواره در طول تاریخ به عنوان مسئله ای اساسی مطرح شده است جایگاه مردم در یک نظام فکری است که همواره مورد تامل فلاسفه و جامعه شناسان بوده

در حوزه اقتصادی آمریکایی ها چنین ترویج می کردند که بر اساس نظريه ثبات هرمونیک در روابط بین الملل که از زیر شاخه های مکتب واقع گرایی است نظم و ثبات اقتصاد

از دیرباز وقتی آیه شریفهی “ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قرة اعین و اجعلنا للمتقین اماماً“ را میخواندم، و میدیدم که بوضوح ما قرار است در آینده امام

یکی از تاثیرات جنگ تحمیلی اخیر بر نظام جهانی تغییر هژمونی این نظام و خارج شدن این نظم نوین از ساحت تک قطبی به ساحت چند قطبی است. مفهوم هژمونی ممکن

جنگ تحمیلی اخیر که در ماه مبارک رمضان بر ملت ما تحمیل شد و با شهادت قائد امت توامان بود دارای ابعاد مختلفی هست که می توان آنها را از زوایای

آن موج شادی و پایکوبی که ترامپ شروط ما را پذیرفت و خبر اعلام پایان جنگ با پذیرش تمام شروط ایران در شبکه خبر و رسانهها را یادتان هست؟ ما گفتیم دروغ و

بعد از آنکه در روز جمعه 14 فروردین 1405، دومین جنگنده فوق پیشرفته آمریکایی (F35) توسط سامانه نوین پدافند پیشرفته هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منهدم شد، با پیدا شدن صندلی ایجکت کرده

همواره تقلیلگرایی مفاهیم، یکی از مهلکترین آفتهای فهم مسائل سیاسی بوده است. یکی از بارزترین تجلیات این تقلیلگرایی، شبههی پراکندهشده در اتمسفر رسانهای مبنی بر «موروثی بودن» انتقالِ زعامت و ولایت به فقیه

گاهی تاریخ، برای بازگو کردن حقایق، به بنبست میرسد. کلمات در برابر قامت برخی حوادث، قد کوتاه میآیند. امروز، جمهوری اسلامی ایران نه فقط یک رهبر، نه فقط یک فقیه و نه

1. بهعنوان یک تحلیلگر مسائل سیاسی، بر این باورم که حوادثی نظیر اعتراضات دی ماه 1404 در ایران، نباید صرفاً در چارچوب پدیدههای داخلی و کنشهای اجتماعی محدود مورد بررسی قرار گیرند. این

چرا خواجه نصیرالدین طوسی فراتر از یک فیلسوف، معمار کلام امامیه است؟ در سپهر اندیشه ایرانی و اسلامی، قامت بلند حکیم طوس، خواجه نصیرالدین، همواره در مرزی لغزان میان دو قلمروِ ظاهراً آشتیناپذیر

بازخوانی تبار فکری یک فقیه در امتداد خرد جاویدان ولایت ایشان نه صرفا به عنوان یک فقیه در دایره تنگ احکام فردی، بلکه به مثابه یک «فیلسوف-فقیه» در قامت معمار نظری ساختار